![]() |
||||
|
|
||||
|
دستنوشتههای یک فهمیختهدستنوشتههای یک فهمیخته
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد. تعجب نکنید! آقا برف اومد اونم چه برفی!! از این که هفتهنامهی با کلاسمون تو برف گیر کرد نتوانستیم به موقع توزیع کنیم به شدت خجالت میکشیم و شرمنده هستیم! ... اِ کجای کاری آقای فرهنگِ مونم توی برف تهرون اسیر شد (توضیح: "شرمنده حذفش کردن") اما این برف یه خوبی هم داشت: نه که تهرون پایتخته و آقایون اینا میترسن بچان تعطیل کردند! معلومه دیگه تعطیل میکنن! بچههای ما هم با وجودی که بعضی وقتها مجبور بودن تو شرایط سخت تر از این هم به مدرسه برن (توضیح: موقعی که دمای هوا به 40 درجه میرسه) با این تعطیلی کلی ذوق کردن طفلکیها اما... همش یک ماه و اندی بیشتر تا انتخابات نداریم ! اگر حرفهای عجیب و غریبی شنیدیم مثلاً این که آقا الهام (توضیح: همون که پنج شغل داره و خیلی هم حرف میزنه) دولت کریمه را نقد کرد، اصلاً تعجب نکنید؛ و یه وقت بد فکر نکنید. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه