![]() |
||||
|
|
||||
|
تمرکززدایی مزار آتشیتمرکززدایی مزار آتشی
دو سال از درگذشت "منوچهر آتشی" شاعر بزرگ ایرانی گذشت. در زمان درگذشت آتشی دو گروه تلاش نمود او را منتسب به خود نماید و رقابتی بین دوستان مرکزنشین و هم محلیها و رفقای زادگاه آتشی بر سر مکان خاکسپاری او در گرفت. این رقابت، رقابتی بین متن و حاشیه و انحصار و آزادی بود. رقابتی که همیشه به نفع متن و استبداد و به ضرر پیرامون و حاشیه خاتمه مییافت. در گرماگرم این رقابت برخلاف همهی اتفاقات ایرانی، پیرامون بر مرکز پیشی گرفت و آتشی در بوشهر به خاک سپرده شد. بوشهریها شادمان از این اتفاق با کاتالیزوری که "عطارزاده" به این اتفاق تزریق نمود، بزرگترین و تأثیرگذارترین تشییع جنازهی تاریخ بوشهر را رقم زدند. اکنون دو سال از این واقعهی تلخ و شیرین میگذرد.تلخ بابت هجران آتشی و شیرین بابت همجواری او در نزد ما. در این نوشتار تلاش میشود به تأویلاتی چند در مورد خاک سپاری آتشی در بوشهر پرداخته شود: 1ـ تمرکززدایی: یکی از ویژگیهای جوامع استبدادی، تمرکزگرایی است. در این جوامع جغرافیاهای ملی و محلی به «مرکز / پیرامون» تقسیم میشوند و تجمیع فرصتها و امکانات در مرکز است و پیرامون در حسرت این انحصار، مجبور به کوچهای مرکزگرا میشود. مرکز شهرستانیها به تهران میروند و شهرستانهای دیگر استانها به مرکز استان خود و روستاها به شهرها و این کوچ به تحکیم مناسبات تمرکزگرایی یاری میرساند تا نیروی انسانی فربه نیز در مرکز تجمیع شود. با این رویکرد اجتماعی، گفتمان عمومی به مشروعیت گفتمان سیاسی در هژمونی تمرکزگرایی و استبداد یاری میرساند . تمرکززدایی ایرانی اما به گونهای غلیظتر است و نه تنها شامل زندگان میشود که گورستانها در مرکز فربهترند و بزرگان نیز در مرکز به خاک سپرده میشوند تا انحصار تمرکزگرایی مستحکمتر و قویتر گردد. تلاش برای حضور پیکر آتشی در بوشهر و عملیاتی شدن این خواست از لحاظ تمرکز زدایی و مقابله با سیستم استبدادی، کارکردی به نفع دموکراتیزاسیون و برابری دارد و میتواند به پروسهی جنبشهای اجتماعی ایران یاری رساند. 2ـ مسئولیت: هر انسانی در دوران عمر خود مسئولیتی چندگانه دارد: مسئولیت در برابر خود و در برابر دیگری و مسئولیت در برابر آیندگان. به همین دلیل درونی شدن مسئولیت فردی و داشتن فرهنگ مبتنی بر مسئولیت میتواند ضمن مشارکت همگانی در توسعه به بهبود شرایط زیستی نیز کمک فراوان رساند. در ایران اما فرهنگ مسئولیت جایی ندارد و «کی بود کی بود، من نبودم» و «مأمور و معذور» پارادایم رفتاری و فرهنگی جامعهی ایرانی را شکل داده است. بر اساس پارادایم وظیفه، اعمال و کارکردها تنها از سر اجبار و وظیفه است و انسان در برابر رفتار خود، احساس مسئولیت نمیکند. تاریخ استبدادی و میلیتاریستی از یک سو و اقتصاد استخراجی (نفتی) نیز از دیگر سو در این وضعیت و شکلدهی فاصلهی «ملت/ دولت» سهم بسزایی دارند. به همین دلیل لازم است همگان در دموکراتیزاسیون رفتارهای فردی و گروهی خود احساس مسئولیت نمایند و پارادایم وظیفه را با گفتمان مسئولیت تعویض نمایند تا هر کس در برابر اعمال و کردار خود پاسخگو باشد. تمامی کسانی که در حضور آتشی در بوشهر فعالیت کردهاند از سر مسئولیت این کار را کردهاند چرا که حتی اگر در وضعیت حاضر نتوان به ایجاد مزاری در خور آن اقدام نمود، اما حضور آتشی برای آیندگان و نسل آتی بسیار لازم است و در اصل، شدن این مهم نشانهی انجام مسئولیت امروزمان بوده است. "آتشیه" چه بسا حافظیهی فردای بوشهر شود و این خیلی مهم و باارزش است. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه