![]() |
||||
|
|
||||
|
آثار من مانند باران است، نه شبنمگفت و گو با "هادی منوچهری" هنرمند خوش نویس
به انگیزه برگزاری نمایشگاه نقاشیخط "باغ تنهایی": آثار من مانند باران است، نه شبنم پیشآغاز: "هادی منوچهری" هنرمند ارجمند بوشهری که هنر نمایی او در عرصه ی تئاتر ـ به ویژه نمایشهای رامتین بالف ـ فراموش ناشدنیست، از تاریخ 21 تا 28 دی ماه، دومین نمایشگاه نقاشیخط را با بهرهجویی از اشعار شعرای استان بوشهر با عنوان "باغ تنهایی" در گالری مجتمع فرهنگی ـ هنری بوشهر برگزار کرد. از وی پیش از این نمایشگاه نقاشیخط "بیداد" را در گالری حوزه ی هنری استان بوشهر شاهد بودیم . "هادی منوچهری" همچنان رغمارغم تمامی موانع و ناملایمات، گاهی بر "صحنه" و گاهی بر "بوم"، عشق و انسان را زندگی خواهد کرد. با آرزوی توفیق روز افزون برای این هنرمند توانمند، با وی به گفت و گو نشستیم: • ایدهی نمایشگاه "باغ تنهایی" چگونه شکل گرفت؟ ـ بعد از نمایشگاه "بیداد" و بهره جویی از شعرِ شاعرانی چون: نیما، اخوان، شاملو و مشیری احساس کردم باید ادای احترامی نیز به شاعران برجستهی زادگاهم داشته باشم. بنابراین با درک این ضرورت، اشعاری از شعرای مطرح و ارجمند این اقلیم را برگزیدم و با دو هنر خط و نقاشی در آمیختم تا "باغ تنهایی" شکل گرفت. • از معیارِ انتخاب شعر و شاعران بگویید. ـ مهمترین معیار من، انتخاب شاعران مطرح و شناخته شدهی این اقلیم از چند نسل مختلف بود و نیز انتخاب بخشهایی از شعرِ این شاعران که از لحاظ مضمون و مفهوم به نوعی با هم پیوند داشتند و به ویژه تمِ "تنهایی" را از زاویهی دیدِ هر شاعر ترسیم می کردند. • آیا در شکلگیری نقاشیها، مضمون و درونمایهی اشعار مورد توجهتان بود؟ ـ من سعی کردم هر نقاشی بر اساس حس و دریافتهایم به مضمون و فضای تصویری اشعار نزدیک باشد که امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. • همکاری "اداره ارشاد" با شما در برگزاری این نمایشگاه چگونه بود؟ ـ دلم خوش است که نامام کبوتر حرم است … "اداره ارشاد" برای من همواره عامل یأس و افسردگیست، اما در هر زمان با "هنر" رو درروی این "یأس" خواهم ایستاد. • در پوستری که توزیع شد، اشارهای به اجرای موسیقی توسط گروه مولا در محل برگزاری نمایشگاه شده بود، اما این بخش حذف گردید، چرا؟ ـ ما بیشتر از نحوهی برداشتها آزار میبینیم. اما به قول سیمین بهبهانی: بلندترین صداها از حنجرهی مردم بر میآید، نه از پنجرهی بلندگوها. • واکنش و دیدگاه مسئولان و متولیان فرهنگ و هنر استان را در برابر هنرِ غیر وابسته و هنرمند مستقل چگونه میبینید؟ ـ عمق فاجعه این جاست: در جایی که "نفرت" میروید، ما خوش بینانه بذرِ "عشق" می پاشیم. هرگز نمیتوان به درختی بی بار و بَر که با هر چه "سبز" است سرِ ستیز دارد، دخیل بست. در مصاحبهی پیشین با شما از "افسردگی" گفتم، اما این بار از " اضطراب" سخن میگویم. به راستی چه قدر تنها ماندهایم. • و نمایشگاه بعدی؟ ـ در میان سبخزار، زمین ترک خورده از بیمهری همانند قلبهای نا آشنا با مهر و عشق، بیهیچ هیاهو! • سخن ناگفته؟ ـ من چندان به تعداد بازدید کننده از آثارم توجهی ندارم. آثار من همانند باران است، نه شبنم. مایلم باران ذوق من بر حضور آرامش بخش آنان ببارد که باران را میفهمند و بدون چتر به استقبال آسمانی بارانریز میآیند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه