Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 3 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

میلادیانِ پاییز

میلادیانِ پاییز
شاعران، نویسندگان،
هنرمندان و روزنامه‌نگاران
ارجمند هم اقلیمی
زادروزتان خجسته باد

مهر

علی مرادی ـ شاعر

اسکندر احمدنیا ـ شاعر، منتقد

حسین عسکری ـ شاعر

حبیب احمد‌زاده ـ داستان نویس

حسین حشمتی ـ روزنامه‌نگار

قاسم مهدی زاده ـ نویسنده

عبدالله رئیسی ـ شاعر. منتقد

حیدر مظفری ـ کارگردان تئاتر

رشید شاه‌ حسینی ـ نوازنده

حمید خسروی ـ بازیگر

محمد محمد‌زاده ـ شاعر

حسن غلامی ـ بازیگر


آبان

علی بابا‌چاهی ـ شاعر، منتقد

عبدالمجید زنگویی
شاعر ، پژوهشگر

یونس قیصی‌زاده
مدیر مسئول "نسیم جنوب"

غلامحسین پرتابیان ـ شاعر

عبدالرحیم‌مهرور ـ نویسنده

رضا غبیشاوی ـ کاریکاتوریست

مریم خوئینی ـ روزنامه نگار

آذر

محسن شریف ـ داستان نویس

ایرج صغیری ـ کارگردان تئاتر

سیدجعفر حمیدی
شاعر، پژوهشگر

حسین رویین ـ روزنامه‌نگار

بابک دشتی‌نژاد ـ آهنگساز، نوازنده

هادی منوچهری
بازیگر، خوشنویس

سینا برازجانی ـ داستان‌نویس

مسعود ماهینی ـ کاریکاتوریست

اسماعیل بختیاری‌آزاد ـ نوازنده

احمد‌آزاد مهر ـ شاعر


تا دامن بلند آلپ

به : عاشوراییان همیشه‌ی تاریخ
و مادرم که اشک‌هایش را دیگر نمی‌بینم

 اسکندر احمدنیا

سنگ‌ها می‌ریزند
سنگ‌ها و کلوخ‌ها
از پی هم
ریز، درشت
از خورجین اسب
و از زمین پر از تَف
سنگ‌ها، شامی، کوخی
وسم‌ها
از ستوران عرب تا روم
عمود خیمه ات را، می افکنم
که بیرقت افکنده شد
در قطع دو دستی سبز
که کاسه کاسه آب را
می‌نوشت
در موج موجِ شط
هنگامی که لب و گلو
نمی‌خواست بنوشد
ستوران
از تبار عرب تا روم
و سنگ‌ها
از قسطنطنیه‌ تا سینه‌ی‌ سینا
از طور تا دامن بلند آلپ
و شمشیر‌ها آخته در زهر‌ی
در مدینه، یا مشعر
تا سنگ باران منا
سنگ‌ها می‌ریزند
ستوران می‌تازند
پر از ضرب و سُم
زخم و در زخم
خیمه‌ات، خواهد سوخت
صحرا، پر از خار
شبت، در خلوت خاموش بگذشت
سنگ‌ها!
آه، ای سنگ‌ها!
ای بنشسته بر فرق‌ها
از فرق تا فرسنگ‌ها
صحرا
پر از خون بود.