![]() |
||||
|
|
||||
|
امیرکبیر؛ پیشوای اصلاحاتامیرکبیر؛ پیشوای اصلاحات
میرزا تقی خان امیر کبیر که بیتردید از بزرگترین رجال دورهی قاجاریه و یکی از نامدارترین رجال ترقی خواه ایران، در دورهی اخیر است، اصلش از مردم هزاوه از دهات فراهان و متولد 1222 هـ. ق است. پدرش زائر محمد قربان آشپز ابوالقاسم قائم مقام و در اواخر عمر ریش سفید وی بود. میزا تقی خان در خاندان قائم مقام تربیت یافت و در جوانی از منشیان زیر دست قائم مقام گشت، سپس در خدمت میرزا خان زنگنه امیر نظام به معاونت او رسیده و به لقب وزیر نظام ملقب گردید. بعد از فوت امیر نظام صاحب مقام و لقب او در آذربایجان گردید و سرپرستی ولیعهد به وی محول شد. با مرگ محمد شاه در روز ششم شوال 1264 قمری میرزا تقیخان «ناصرالدین میرزا» ولیعهد را در تبریز بر تخت نشاند، و به سرعت مقدمات انتقال او را به پایتخت فراهم ساخت. ناصرالدین شاه در میانه ی راه میرزا تقیخان را به امیر انتظام و در ورود به تهران او را به امیر کبیر و اتابک اعظمی ملقب ساخت و وزارت خویش را به او داد و سپس یک سال بعد یعنی سال 1265 ق خواهر تنی خود عزت الدوله را به ازدواج او در آورد و بدین طریق امیر کبیر بیش از پیش مقتدر و متنفذ شد. زمانی که امیرکبیر زمام امور را به دست گرفت اوضاع ایران از همه جهت مختل بود. علاوه بر فتنهی حسن خان سالار و بابیه، مدعیان سلطنت و صدارت در هر گوشه منتظر فرصت و موجب اختلال بودند. نظام کشوری پریشان بود و خزانه تهی و عدهی مفت خوارانی که به انواع مختلف از محمد شاه و حاجی میرزا آقاسی فرمان تیول و مستمری در دست داشتند از شماره بیرون بود. عمال خارجی به هر نحو که میخواستند در کارهای داخلی کشور مداخله میکردند و از جهت ترتیب اداره و تنظیمات، ایران هیچ گونه شباهتی به کشورهای متمدن که امیر بعضی از آنها را دیده و وصف بعضی دیگر را شنیده بود نداشت و از علم و صنعت و آبادی مایهای در آن نبود که بتواند آیندهی آن را در مقابل آنها تأمین نماید. این فرد صادق با عزم، با همتی عجیب دست به اصلاح خرابیها و رفع نواقص و جلب وسایل آبادی و تولید ثروت و تهیهی اسباب تربیت مردم و اصلاح مالیه و لشکر و ترقی کشور زد اما افسوس که تنها بود و در داخل و خارج دشمنان قوی داشت که هر آن مانع پیشرفت خیالات مصلحانهی او بودند. امیرکبیر با وجود مدت کوتاه صدارت خود یعنی سه سال و سه ماه و کثرت مشکلات و دشمنی دائمی مخالفین به قدری در ترتیب اداره همه چیز ایران و صاف کردن راه ترقی و تعالی این کشور آثار خیر از خود به جا گذاشته که ملاحظهی فهرست آنها شخص را به اعجاب و اقرار به عظمت مقام آن مرد جلیل وا میدارد. اینک فهرست و خلاصهای از اقدامات و اصلاحات امیر: 1ـ حذف القاب و عناوین مفت خواران 2ـ تأسیس نیروی دریایی 3ـ کوتاه کردن دست قدرتهای بیگانه در امور داخلی ایران 4ـ ایجاد کارخانهها 5ـ تأسیس دارالفنون، توجه به کتب اروپایی و اعزام محصل به اروپا 6ـ دایر کردن روزنامه "وقایع اتفاقیه" در تهران 7ـ مبارزه جدی با رشوه خواری و باجگیری 8ـ ساخت بازار، کاروانسرا، ساختمان تجاری (تیمچه)، برای زیبایی تهران و رفاه حال اهالی 9ـ قطع مستمریهای بیجا 10 ـ متمرکز کردن امور مالی کشور 11ـ وصول مالیاتهای معوقه 12 ـ منظم کردن قشون 13ـ ایجاد روابط سیاسی با دول همسایه بر اساس دوستی متقابل. اقدامات مصلحانهی امیرکبیر اگر چه سراسر متضمن خیر و نفع عام بود و در صورت دوام یافتن صدارت امیر، ایران یکی از کشورهای مترقی میشد اما در مقابل، دشمنی مفت خواران و مغرضان که توسط امیر کنار زده شده بودند روز به روز بیشتر میشد. سرانجام با همراهی سفارت انگلیس، مهدعلیا مادر شاه، میرزا ابوالقاسم (امام جمعه تهران) و آقا خان نوری مدعی ازدواج امیر کبیر با عزت الدوله خواهر شاه، عدهای از سربازان آذربایجانی مقیم تهران، سر به شورش بر داشتند و خواستار بر کناری او از مقام صدارت شدند. در جریان این شورش دو تن از افراد هوادار امیر هم جان باختند. ناصرالدین شاه تا مدتی در مقابل القائات دشمنان امیر و تحریکات مادر خود مقاومت به خرج میداد و از اقدامات امیر جانبداری میکرد، اما به تدریج مغلوب سعایت ایشان گردید و از اواخر سال 1267 ق کم کم نظر خود را نسبت به آن وزیر با تدبیر تغییر داد و سرانجام از بیستم محرم 1268 ق به بعد دیگر امیر را به دربار نخواند و فرمان عزل او را از صدارت صادر کرد، ولی شاه مقام امارت نظام را همچنان بر عهدهی او گذاشت و میرزا آقا خان نوری وزیر لشکر سابق به صدارت برگزیده شد. مخالفان امیر که از وجود وی در تهران بیمناک بودند دوباره دست به کار شده و شاه را وا داشتند تا حکومت فارس، قم یا اصفهان را به او تکلیف کند و امیر عاقبت حکومت کاشان را پذیرفت در آنجا نیز مخالفان او را راحت نگذاشته با گرفتن فرمان قتل از پادشاه در هجدهم ربیع الاول1268 ق در حمام فین کاشان با زدن رگهای امیر به زندگی این راد مرد پایان دادند. پس از قتل، وی را در کاشان به خاک سپردند و بعد از چند ماه عزت الدوله بقایای پیکرش را به کربلا انتقال داد و در جوار مرقد منور امام حسین (ع) مدفون ساخت. نکتهای که در این جا ذکرش را لازم می دانم این است که بعد از این حادثهی دلخراش هیچ کدام از مورخین حقیقت ماجرا را آن طور که اتفاق افتاده بود از ترس شاه یا با غرض ورزی بیان نکردند تا این که حدود پانزده سال بعد که میرزا جعفر خان خورموجی دشتی این مرد شجاع و با صداقت بوشهری که بیش از نگارش کتابش به وی لقب «حقایق نگار» داده بودند از او خواستند که جز حقیقت چیزی ننویسد! کتاب "حقایق الاخبار ناصری" را تکمیل و چاپ نمود. وی که کتابش را بیغرضانه و به قول خودش «لا طمعاً لثوابهم ولا خوفاً لعقا بهم» به رشته تحریر کشیده بود حقیقت ماجرا را صادقانه بیان و در کتاب خود آمر و عامل زمینه ساز قتل «امیر کبیر» را به مردم دانا معرفی و بر دروغ پردازیهای مورخان محافظهکار درباری خط بطلان کشید. پایان سخن این که بعد از قتل امیر، همسرش عزت الدوله با دو دخترش به تهران آورده شدند و در اولین برخورد عزتالدوله تا توانست به ناصرالدین شاه ـ قاتل اصلی همسرش ـ ناسزا گفت. سپس چند مدت بعد به او امر شد به عقد پسر صدراعظم حالیه یعنی میرزا کاظم خان نظام الملک که جوانی 22 ساله بود درآید. اگر چه در ابتدا راضی نبود اما به ناچار تن در داد. عزت الدوله تا تاریخ عزل میرزا آقا خان نوری در عقد میرزا کاظم پسر او بود، همین که در تاریخ بیستم محرم 1275 میرزا آقا خان از صدارت معزول شد از میرزا کاظم جدا و به عقد مشیرخان عین الملک خوانسالار ـ اعتضاد الدوله در آمد. دختران عزت الدوله از امیر کبیر به نامهای تاج الملوک و همدم السلطنه هم بعدها به همسری پسران ناصرالدین شاه به ترتیب مظفر الدینشاه و ظل السلطان در آمدند و محمد علی شاه بن مظفرالدین شاه نوهی دختری امیر کبیر است. منابع: 1ـ تاریخ ایران / حسن پیرنیا/ ص706 به بعد 2 ـ حقایق الاخبار ناصری / محمد جعفر خان خورموجی: در مواضع مختلف 3ـ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/ دکتر باقر عاقلی ج 2 ص 1155 و ج 3 ص 1424 4 ـ فرهنگ معین/ ج 5 ص 394 5ـ معارف / حاج سید مصطفی حسینی دشتی / ج 2 ص /53 و بعد |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه