Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

مدیرمسئول هفته نامه نصیر بوشهر در پاسخ "رضا معتمد" ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان

مدیرمسئول هفته نامه نصیر بوشهر در پاسخ به مطلب تحت عنوان "اصلاح طلبی ما پیشکش دوستان" از افاضات "رضا معتمد"
ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان
مدیرمسئول هفته نامه نصیر بوشهر در پاسخ به مطلب تحت عنوان "اصلاح طلبی ما پیشکش دوستان" از افاضات "رضا معتمد"
ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان
پس از انتشار مقاله "نقدی بر گفتار و رفتار اصلاح‌طلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر" در هفته نوشت نصیر بوشهر شماره 428 آقای رضا معتمد مدیر مسئول محترم پیغام با عصبانیت تمام و با توجه به اخلاق روزنامه‌نگاری ادعایی خود اقدام به درج جوابیه‌ای تحت عنوان "اصلاح‌طلبی‌ ما پیشکش دوستان" در نشریه‌اش پیغام نمود. نصیر بوشهر نیز از اخلاق روزنامه‌نگاری وی الگو گرفته و توضیحات خود را جهت اطلاع آقای معتمد و خوانندگان عرضه می‌دارد:
1ـ آقای معتمد پس از ذکر تعابیر و اصطلاحات توهین‌آمیز و تهمت‌زا می‌نویسد: "نکاتی که نوشته شد، صرفاً از منظر اخلاق روزنامه‌نگاری و انطباق گفته‌ها و نوشته‌ها با مشی عملی افراد است"
با توجه به این دو خصیصه ی توصیه شده، مطلب ایشان مورد کنکاش و بررسی قرار داده می‌شود.
2ـ در کلاس درس اخلاق روزنامه‌نگاری ایشان می‌آموزیم اگر نقدی در نشریه‌ای چاپ شد اجازه داریم در نشریه خودمان بدون این‌که تمام مطلب مورد نظر را چاپ نماییم، به پاسخ آن بپردازیم.
3ـ اخلاق روزنامه‌نگاری آقای معتمد حکم می‌کند به جای پاسخ به موارد مطرح شده در نقد باید به شخصیت منتقد پرداخت و با دروغ و ابهام‌آفرینی گذشته ی منتقد را مورد حمله قرار داد و او را سر جایش نشاند تا کسی و شخصی دیگر هوس نقد و انتقاد از ما، حزب ما و ائتلاف ما نداشته باشد.
4ـ وی عملاً معتقد است که نقد و انتقاد خوب است البته نه برای همه کس. فقط ایشان و دوستان ایشان این حق را دارند که به انتقاد از عملکرد دیگران بپردازند و لاغیر!
5ـ آقای معتمد در نوشته‌اش اصلاحات را توضیح داده و معیارها و رفتارهای خود را با آن منطبق کرده است. بخوانید:
"خود انتقادی، شفافیت، صداقت و پرهیز از رفتارهای دوگانه، حفظ حرمت و آبروی اشخاص و رعایت حقوق شهروندی آنان، اعتقاد به تکثر و به رسمیت شناختن صداها و سلیقه‌‌های مختلف حتی در میان طیف‌های همسو، اعتدال، رعایت انصاف در برخورد با دیگران به ویژه مخالفان از معیارهای رفتار و عمل اصلاح‌طلبانه است"!
"خودانتقادی" ایشان را در واکنش به نقد مدیر مسئول نصیر بوشهر و سرازیر نمودن القابِ بر چسب‌زن، تهمت‌پران و انگ چسبان مغرور و بی‌انصاف دیدیم.
"شفافیت و صداقت" وی را در چگونگی فروش نشریه ی پیغام و سپس پشیمانی و چگونگی رفتار و برخورد با بازپرداخت پول فروش پیغام نظاره کردیم. "پرهیز از رفتارهای دوگانه‌اش" را در مورد دوستان و مخالفانش می‌بینیم، "حفظ حرمت و آبروی اشخاص" را در برخورد با مرحوم رضائیان، اعضای شورای سوم شهر بوشهر، دکتر پولادی مدیر کل ارشاد، اکسیر فرماندار سابق دشتستان، مرادی معاون سیاسی استانداری و صابری مدیر مسئول اتحاد جنوب متوجه شدیم. "اعتقاد به تکثر و به رسمیت شناختن صداها و سلیقه‌های مختلف حتی در میان طیف همسو" را در واکنش به تشکیل ستاد اصلاح‌طلبان مردمی و نشست اصلاح‌طلبان واقعی مشاهده کردیم. "رعایت انصاف در برخورد با دیگران به ویژه مخالفان" را در برخورد با اعضای شورای شهر بوشهر، قدرت رحیمی، صابری و مدیر مسئول نصیر بوشهر نظاره کردیم.
6ـ آقای معتمد، منتقدان شیوه تشکیل اصلاح‌طلبان پیشرو را با اصطلاحات برچسب‌زن، تهمت‌پران، انگ‌چسبان متکبر، مغرور، بی‌انصاف و ... مورد حمله قرار داده و به جای پاسخ به موارد مطروحه در مطلب انتقادی با ابهامات کلی بدون طرح مصادیق دقیق تهمت و توهین در شماره‌های نشریه به ستون شنیدنی‌های آن هجوم آورده است.
آقای معتمد عزیز، مگر در مطلب "نقدی بر گفتار و رفتار ستاد اصلاح‌طلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر" چه چیزی نوشته شده بود که شما را به خشم آورده و مجبور نموده با این اصطلاحات پاسخ دهید؟ آیا شخصی (چه اصلاح‌طلب و غیر آن) حق ندارد بر ائتلاف یاران شما نقدی بنویسد و روش‌ها و شیوه‌های تشکیل ستادتان را نقد کند و هر کس مرتکب این عمل شد به جای پرداختن به موارد مطرح شده و عنوان نمودن مصادیق تهمت و توهین در نقد مزبور، پدری از منتقد باید درآورد که دیگر کسی به خودش اجازه نزدیک شدن به آقای معتمد و دوستانش ندهد. آقای معتمد "رعایت انصاف در برخورد با دیگران و به ویژه مخالفان" شما مستوجب چنین پاسخی است. آقای محترم، نقدی به درست یا به غلط نوشته شده است، جوابیه و پاسخ نقد را بدهید. آیا موارد ذکر شده در آن نقد صحیح است یا خیر؟ آیا خود و دوستانتان در روش و شیوه تشکیل ائتلاف به درستی عمل کرده‌اید یا خیر؟ آیا افرادی در ستاد ائتلافی شما هر جلسه با نام یک گروه شرکت کرده‌اند یا خیر؟ آیا برای انحلال (به قول شما از حد نصاب گذراندن) انجمن اسلامی معلمان، رییس سابق سازمان آموزش و پرورش استان و عضو تشکیل دهنده ستاد دست به نوشتن استعفاءنامه ی جعلی زده است یا خیر؟! آیا به دروغ در بیانیه ی اولیه ستاد، اسم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آورده شده است یا خیر؟! کدامیک از موارد فوق‌الذکر تهمت و توهین محسوب می‌شود که این‌گونه به دیگران تهمت برچسب‌زن، تهمت‌پران، متکبر، مغرور و بی‌انصاف می‌زنید؟!
7ـ آقای معتمد که برای پاسخ دادن خود، عاجز از آوردن موارد و مصادیق تهمت و توهین در نقد نصیر بوشهر می‌باشد مجبور می‌شود خود را وکیل مدافع دیگران کرده و عملکرد خود را در مورد آنان فراموش کرده، مواردی ذکر می‌کند، در حالی که هم حزبی‌های مشارکتی ایشان در "سایت امروز" نمایندگان مجلس دوره هفتم را "راه یافته" می‌نامند به اصطلاح "ره‌یافته" در نصیر بوشهر اشاره کرده است. لقب "پروفسور" را این نشریه پیغام بوده که به سید حسن موسوی داده و او را به قول خودش مسخره کرده و حالا از لقب "دکتر" که نصیر بوشهر به وی داده انتقاد نموده است.
8ـ آیا اخلاق روزنامه‌‌نگاری به آقای معتمد این اجازه را می‌دهد که دروغ بنویسد و سپس بر اساس آن دروغ سؤال طرح نماید. بخوانید:
"آقای لاوری و دوستانش دچار تناقض شده‌اند. از طرفی زیر نام اعضای ستاد خاتمی و کروبی گرد می‌آیند و از سویی ائتلاف جداگانه با نام واقعی تشکیل می‌دهند. معلوم نیست ائتلاف اصلاح‌طلبان واقعی از چه ساختاری برخوردار است؟ زیرا هر کس با الفبای سیاست آشنا باشد. می‌داند ائتلاف انتخاباتی از مجموعه‌ای از احزاب و تشکل‌های سیاسی همسو به وجود می‌آید" پیغام شماره 467.
آقای معتمد براساس ذهنیات پیش ساخته خویش و به دروغ بدون این‌که خبر انتشار نشست و قطعنامه آن را دقیقاً بخواند به تشکیل ائتلاف اصلاح‌طلبان واقعی اشاره کرده است. عین تیتر 1 نصیر 427 را بخوانید و قضاوت کنید:
"اولین نشست بزرگ اصلاح‌طلبان واقعی استان"
در قطعنامه نیز در هیچ بندی به اصطلاح "ائتلاف" و یا "تشکیل ائتلاف اصلاح‌طلبان واقعی" اشاره نشده است.
و اما دروغی دیگر؛ معتمد نوشته است: " این شمایید که در قطعنامه‌تان از آنان خواسته‌اید ائتلاف خود را منحل کرده به شما بپیوندند."
اما قطعنامه را بخوانید: "بیانیه نشست خود را به عنوان منادیان جلوگیری از تفرقه اصلاح‌طلبان به شرح زیر اعلان می‌داریم.
بند 7 قطعنامه ـ همچنین ما نگرانی خود را به نحوه تشکیل ائتلاف اصلاح‌طلبان استان و اصلاح‌طلبان مردمی که با اعلامیه‌های جداگانه اعلام موجودیت کرده اعلام می‌داریم و اعتقاد داریم هسته اصلی ائتلاف با یک نام باید ترکیبی از نیروهای اصلاح‌طلب در مرکز استان و شهرستان‌های تابع باشند" نصیر بوشهر شماره 427
از آقای معتمد منادی اخلاق روزنامه‌نگاری تقاضا داریم پاسخ دهند! در کجای قطعنامه از تشکیل ائتلاف اصلاح‌طلبان واقعی خبری آمده است؟ آیا جمعی از اعضای ستادهای آقای خاتمی و کروبی در استان بوشهر حق ندارند نشستی برگزار نمایند. آیا حق ندارند اعضای ستادها بر نشست خود نام "اصلاح‌طلبان واقعی" بگذارند و نگرانی خود را از عملکرد ستادهای اصلاح‌طلبان پیشرو (دولتی) و اصلاح‌طلبان مردمی ابراز کنند و آنها را دعوت به وحدت نمایند. آقای معتمد؛ شما که معتقد به تکثر و رعایت انصاف در برخورد با دیگران و به ویژه مخالفان هستید باید این‌گونه به دروغ متوسل شوید؟
چه کسی از شما و ائتلافتان خواسته ائتلاف خود را منحل کرده و به آنان بپیوندید. در کجای قطعنامه چنین مطلبی آورده شده است؟ آیا از این‌که نگرانی خود را نسبت به نحوه تشکیل ائتلاف ابراز کرده و همچنین پیشنهاد وحدت بین شما داده شده مقصود به ما پیوستن است؟
9ـ اما اصطلاح "واقعی" که این‌قدر دوستان را برآشفته و عصبانی نموده و به تهمت‌زنی و توهین روی آورده و حتی تجمع غیر مردمی بر آن نام نهاده و آن را کارکردی منفعت‌طلبانه دانسته‌اند. بخوانید:
"آقای لاوری و دوستان‌شان دچار تناقض شده‌اند. از طرفی زیر نام اعضای ستاد خاتمی و کروبی گرد می‌آیند و از سویی ائتلاف جداگانه با نام"واقعی" (و در معنی غیرواقعی و تقلبی بودن دیگر ائتلاف‌ها) تشکیل می‌‌دهند" پیغام شماره 467
الف ـ عالمان منطق معتقدند که "اثبات شی نفی ما عدا نمی‌کند". یعنی اثبات چیزی نفی چیزی را باعث نمی‌شود. یعنی اصلاح‌طلب خواندن دلیلی بر اصولگرا بودن دیگران نیست یا واقعی بودن یک باور دلیلی بر غیرواقعی بودن باور دیگران نیست. متأسفانه آقای معتمد بدون توجه به این قاعده منطقی به توجیهات و تحلیل‌های غیر منطقی روی آورده است.
ب ـ بر پایه استدلال آقای معتمد آیا ائتلاف اصلاح‌طلبان استان بوشهر یعنی این‌که کسانی که در ائتلاف اند و در جلسات آنها شرکت می‌کنند اصلاح‌طلبند و دیگران که در این جلسات نیستند غیر اصلاح‌طلب و اصولگرایند؟ آیا گروه‌های اصلاح‌طلبی همچون اعتماد ملی، انجمن اسلامی معلمان استان، انجمن اسلامی مهندسان استان، مجمع نیروهای خط امام استان، سازمان ادوار تحکیم استان، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که عضو ائتلاف استان بوشهر نیستند و در آن نماینده‌ای ندارند اصلاح‌طلب نیستند؟
ج ـ آقای معتمد حتی اگر منطق شما را بپذیریم، چرا اصطلاح "واقعی" را در مقابل آرمانی معنی نمی‌کنید و همیشه نکات منفی مسئله را در نظر می‌گیرید؟ اصلاح‌طلبان واقعی را می‌شود به معنی در نظر گرفتن واقعیات جامعه معنی کنید و در مقابل آرمان‌گرایی تفسیر نمایید.
10 ـ پیغام در پاسخ به مطلب نصیر نوشته است:
«در این سال‌ها هر مدیری از دوستان وی و یا خویشاوندانش بوده است هر چند در کار مدیریتی ضعیف هم بوده باشد از تیغ نقد و انتقاد و توهین مصون مانده است. اگر چنین نیست آقای لاوری تنها یک نمونه از انتقادهایش را نسبت به یکی از مدیران همسو با خودش در نشریه نصیر مثال بزند»
الف‌ـ متأسفانه آقای معتمد عمداً خود را به فراموشی زده یا براساس عدم مطالعه نصیر بوشهر یا بدون توجه به واقعیات برای محکوم نمودن طرف مقابل مطالب کذب می نویسد. آقای معتمد به راستی وجدان خود را قاضی کنید. چه شده است و چه چیزی شما را از مطالعه نقدی بر گفتار و رفتار ستاد اصلاح‌‌طلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر به این روز انداخته است؟! آیا نصیر باید قبل از نوشتن هر مطلبی ابتدا دوست، قوم و خویشان خود را نقد کند سپس به نقد دیگران بپردازد؟!
ب ـ لابد آقای معتمد هر هفته در نشریه‌اش "پیغام" به نقد و انتقاد از دوستان و خویشاوندانش می‌پردازد و توقع و انتظار دارد نشریات دیگر نیز چنین اقدامی انجام دهند؟
ج ـ با بررسی آرشیو نصیر بوشهر موارد زیادی از مقاله و مطلب علیه دوستان و اقوام مدیر مسئول نصیر بوشهر می‌توان مشاهده کرد. سه مقاله آقای فرشید جان‌احمدیان در زمان مدیرکلی آقای پولادی ریشهری در ارشاد در سال 84 با تیترهای (1) فارنهایت 1984 در شماره 326، (2) در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتاب در شماره 293، (3) پاسخ به ارشاد در شماره 295، (4) مقاله آقای حاج خلیل مرادزاده علیه آقای حاج بهرام نکیسا، (5) مقاله آقای امید غضنفر در انتقاد به صدا و سیما در دوره ی مدیریت قبلی آقای منصور لاوری و همین مقاله اخیر آقای خورشید فقیه در نقد مقاله آقای قدرت ا... رحیمی و مطالب آقایان اسماعیل جعفری و حمید مؤذنی علیه مطلب آقای امید غضنفر از اعضای هیأت تحریریه ی نصیر، از نمونه‌های انتقادهای چاپ شده ی موردنظر آقای معتمد می‌باشد.
دـ آقای معتمد با این ادعا (نقد و انتقاد از دوستان، قوم و خویشان) پاسخ دهند در زمانی که آموزش و پرورش استان در دست دوستان شما آقایان زرین‌فر، عمادی و بختیاری‌‌‌آزاد بود و با لطف آنان منافع مادی سرشاری از گرفتن آگهی و چاپ کتاب نصیب شما می‌شد چقدر نقد و انتقاد علیه آنان نوشته‌اید؟ در چند شماره نشریه پیغام بدون توجه به آن منافع اقدام به نقد علیه این افراد کردید؟ لابد آنان هیچ‌گونه انتقادی نداشتند و ایده‌آل‌ترین و مطلوب‌ترین و بدون انتقاد‌ترین مدیران استان بوده‌‌اند؟!!
ذ ـ آقای معتمد نه تنها از قوم و خویشان و دوستانش انتقاد نمی‌کند بلکه هر کس از دوست، اقوام و بستگانش انتقادی کند برافروخته شده و با عصبانیت نشریه‌اش را علیه شخص منتقد بسیج می‌کند. نمونه‌های بسیاری می‌توان نام برد. انتقاد نشریه اتحاد جنوب از رییس شورای شهر دالکی از بستگان وی و پاسخ‌های نامبرده علیه اتحاد جنوب، فرماندار وقت دشتستان، معاون سیاسی استاندار در دفاع از اقوامش در دالکی گویای آن است.
11ـ مدیر مسئول پیغام در حالی که در طنز‌هایش بدترین تعابیر و اصطلاحات را علیه عطارزاده، نصرا.. اسدی، محمد‌ی باغملائی، خانم ماحوزی به کار می‌برد، خودش را در جایگاه معلم اخلاق روزنامه‌نگاری قرار داده و ادعا می‌نماید که از لقب "ره یافته" برای عطارزاده ناراضی است. از آقای معتمد عضو جبهه مشارکت سؤال می‌شود اولین کسانی که لقب "راه ‌یافته" را به نمایندگان مجلس هفتم دادند چه کسانی بودند؟ چه کسانی در "سایت امروز" متعلق به اعضای مشارکت، مکرراً نمایندگان مجلس را "راه‌یافته" می‌نامند؟ آیا تاکنون نارضایتی و مخالفت خود را با این رفتار دوستان هم حزبی در نشریه‌تان بروز داده‌اید؟ آیا تلویحاً با استفاده از این اصطلاح در طنز "ذکر مولانا شکرا.. عطارزاده" در شماره 446 پیغام خوشنودی خویش را بیان نکرده‌اید؟ و حالا برای محکومیت منتقد از آن استفاده کرده‌اید؟ آیا به کار بردن اصطلاح "ناجوانمردانه" در برخورد با دیگران منصفانه است یا خیر؟ آیا مورد خطاب قرار دادن دکتر پولادی ریشهری مدیر کل سابق ارشاد با لفظ "ناجوانمردانه" مشمول اخلاق روزنامه‌‌نگاری می‌گردد یا خیر؟ آیا به کار بردن اصطلاح "پروفسور" برای سید حسن موسوی برای استهزا کردن نیست؟ آیا فراموش کرده یا خود را به فراموشی زده‌اید که نشریه پیغام اصطلاح "پروفسور" را به سید حسن موسوی داد؟
12ـ آقای معتمد با عبارت و تعابیر کلی، مبهم و بدون ارائه مصادیق نسبت‌هایی را به نگارنده داده است، بخوانید:
"آقای لاوری در کار سیاست و روزنامه‌نگاری همه چیز را برای خود و حلقه محدود دوستانش می‌خواهد. از فردای انتخابات ریاست جمهوری هشتم کینه همه را به دل گرفته است که چرا زیر چتر ستاد کروبی جمع نشده‌اند..."
آقای معتمد پاسخ دهند "کینه ی همه را به دل گرفته است" و "همه چیز را برای خود می‌خواهد" را با استدلال و موارد مشخص و معین بیاورند. مصادیق "کینه همه"، و "خواستن همه چیز برای خود" توسط مدیر مسئول نصیر بوشهر را بیاورید و ثابت کنید والا کلی بافی و ابهام بافی مشکلی را حل نمی‌کند. با این منطق آیا می‌پذیرید مواردی را به شما نسبت دهند و بگویند آقای معتمد نیز همه احزاب و گروه‌ها را برای خودش می‌خواهد. همه ی رؤسای ادارات و سازمان را برای دوستان خودش می‌خواهد تا بتوانند منافع مادی آن را به راحتی تصاحب نماید؟
برادر عزیز ما نه تنها کینه شخص و اشخاص را به دل نگرفته‌ایم بلکه با اکثر دوستان طرفدار معین و دیگر کاندیداها دوست و رفیق هستیم. مدیر مسئول نصیر بوشهر نه تنها کینه‌ای از طرفداران معین و حتی احمد‌ی‌نژاد ندارد بلکه به خاطر چاپ مطلب رییس ستاد انتخاباتی معین در شهرستان جم و ریز بارها به دادگاه مطبوعات رفته و آرشیو نشریه نصیر بوشهر و انتشار مطالب اصلاح‌طلبان ازجمله دوستان طرفدار معین گویای کذب بودن ادعای شماست.
آقای معتمد براساس کدام مدارک و دلایلی مدیر مسئول نصیر بوشهر همه چیز را برای خود می‌خواهد؟ چگونه ثابت می‌شود که همه چیز را برای خود خواسته‌ایم؟ آیا صحیح است بر پایه استدلال شما بگوییم این آقای معتمد است که چون در استان نتوانسته با انتخاب معین دوستان نزدیک خود را به ریاست سازمان‌ها و ادارات آموزش و پرورش، ارشاد و ... برساند مقصر آن را آقای کروبی دانسته در هر محفل و مجلسی به تهمت و توهین‌های زشت و تخریب کننده علیه کروبی می‌پردازد.
آقای معتمد؛ اگر ما همه چیز را برای خود می‌خواستیم و یا کینه همه را به دل می‌گرفتیم به دوستان شما (اعضای ستاد معین) در شورای شهر بوشهر رأی نمی‌دادیم. لیست انتخاباتی خود را طرفداران معین، آقایان امان‌ا... شجاعی، مسعود شکوهی و محمدی باغملائی قرار نمی‌دادیم و یا در مقابل اما و اگرهای چگونگی تشکیل ائتلاف اصلاح‌طلبان پیشرو در انتخابات شورا سکوت نمی‌کردیم.
البته جنابعالی و دوستان‌تان بودید که در انتخابات شورا و همچنین در همین انتخابات مجلس هشتم با حذف طرفداران کروبی انحصارگرایانه‌ عمل می‌کنید.
13ـ آقای معتمد نوشته است:
" این شما بوده‌اید که از فردای تشکیل ستاد اصلاح‌طلبان که حق طبیعی همه افراد هم فکر و هم سلیقه است با عناوین مختلف آنان را به باد تهمت و توهین گرفته‌اید. این شمایید که به گروهی از اصلاح‌طلبان لقب "دولتی" داده‌اید و در مقابل خود را "واقعی" خوانده‌اید" پیغام شماره 479
آقای معتمد باید پاسخ دهند که چه تهمت و توهینی به اصلاح‌طلبان پیشرو (دولتی) داده شده است؟ آیا اصطلاحات "پیشرو" و "دولتی" تهمت و توهین است. اگر این عناوین مشمول تهمت و توهین می‌شود باید به خودتان اعتراض کنید چرا که در انتخابات ریاست جمهوری نهم از اصطلاح "پیشرو" استفاده کردید؟ پاسخ دهید که چرا اصطلاح پیشرو که در انتخابات ریاست جمهوری افتخار بود الان تهمت و توهین محسوب می‌شود و از آن واهمه دارید ؟ اصطلاح "دولتی" نیز در کدامیک از مصادیق تهمت و توهین‌ جای می‌گیرد؟ به اطلاع می‌رساند تقسیم‌بندی اصلاح‌طلبان دولتی و غیر دولتی در زمان دولت خاتمی توسط دفتر تحکیم وحدت و نزدیکان به آنان باب شد. کسانی که (اکثراً از جبهه مشارکت) در مناصب دولتی بودند و ادعای اصلاح‌طلبی هم می‌کردند به اصلاح‌طلبان دولتی معروف شدند و ایشان نیز در انتخابات ریاست جمهوری بر خود نام "پیشرو" گذاشتند و در بوشهر نیز از زمان دولت خاتمی هم زمان در سراسر کشور برای مدیران کل که اکنون چند نفر از آنان تشکیل دهنده ائتلاف اصلاح‌طلبان هستند استفاده شد.
14ـ پیغام نوشته است:
" بر همگان واضح و مبرهن است که رفتار اصلاح‌طلبانه این نیست که ما دیگرانی را که مورد قبول‌مان نیستند در ستون شنیدنی‌هایمان دراز کنیم و به آنان فرصت طلب و انواع لقب‌های جور واجور بدهیم، اما از خطاهای دوستان هم محفل و پسر عمه و پسر عمویمان چشم بپوشیم و با قدرت از آنان دفاع کنیم." پیغام همان شماره
متأسفانه آقای معتمد به جای پاسخ به موارد مطروحه در مطلب "نقدی بر گفتار و رفتار اصلاح‌طلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر" فرافکنی کرده و به هر بهانه‌ای به ستون شنیدنی‌های نصیر بوشهر حمله کرده‌اند. گویا داغ دلی از این ستون دارند و جای ایشان و نشریه‌شان را تنگ کرده‌اند.
الف ـ آقای معتمد برای این که خود را صاحب اخلاق روزنامه‌نگاری قلمداد نماید، رفتارهای خود را فراموش کرده، خود را بارها در جایگاه وکیل مدافع قرار داده و بدون این که مستنداً موردی را ذکر کند با ابهامات کلی به ستون شنیدنی‌های نصیر حمله کرده است.
ب ـ ستون شنیدنی‌های نصیر بوشهر با فعالیت ده ساله خود کمترین شکایت را از میان شاکیان مختلف و رنگارنگ نصیر بوشهر دارا بوده است. از بیش از 30 شکایت نصیر بوشهر تعداد اندکی در خصوص ستون شنیدنی‌ها بوده، البته طبیعی است پر خواننده‌ترین ستون هفته‌نامه‌های محلی استان بوشهر با این صراحت، شفافیت و ناگفته‌ها عده‌ای را ناراضی کند ولی از مدیرمسئول مطبوعه‌ای انتظار و توقع نیست این‌گونه با کلیات و ابهاماتی بدون مصادیق و موارد مشخص و معین به آن حمله کند و آن را از مصادیق تهمت و توهین بنامد.
ج ـ آقای معتمد چندین بار در مطلبش مطرح کرده و انتظار دارد از خطاهای دوستان هم محفل و پسر عمه و پسر عمویمان چشم نپوشیم و با قدرت از آنان دفاع نکنیم. گویا آقای معتمد ستونی در نشریه‌اش منتشر می‌سازد که هر هفته خطاهای هم محفلی و پسر عمه و عموهایش را در آن چاپ ‌می‌کند و به دلیل این‌که دیگر نشریات به این کار توجهی ندارند به آنان توصیه کرده که این کار را انجام دهند!!
15ـ آقای معتمد برای ادای وظیفه از منافع مادی مکتسبه در هنگام ریاست قبلی سازمان آموزش و پرورش استان و جبران خدمات انجام شده توسط حسین بختیاری‌‌‌آزاد خود را در جایگاه وکیل مدافع وی قرار داده (به جای انتقاد کردن از دوستانش که به دیگران توصیه می‌کند) و بدون پاسخ به موارد ذکر شده او را بی‌آزار، متین و سلیم‌النفس معرفی کرده است.
به استحضار خوانندگان گرامی می‌رسانم نگارنده به روش و شیوه تشکیل ائتلاف اصلاح‌طلبان پیشرو انتقاد داشته و دارم و یکی از مجریان تشکیل دهنده این ستاد که هیچ‌گونه نمایندگی از گروه‌های سیاسی نداشته و در مقابل منتقدین سراسیمه و با دستپاچگی تمام به دنبال نمایندگی گروه‌ها بوده‌ است، آقای بختیاری می‌داند. این شخص با همکاری دو تن از معاونان سابق در آموزش و پرورش که از قضا آنها در گروه‌های سیاسی نقشی نداشتند با حذف منتقدین که عمدتاً طرفداران یکی از کاندیداهای رقیب‌شان در انتخابات ریاست جمهوری بوده مجریان تشکیل دهنده ستاد بوده‌اند.
آیا اقدام رییس سابق سازمان در جعل امضای استعفای عضو انجمن اسلامی معلمان استان برای از حد نصاب گذراندن (انحلال) انجمن اقدامی سلیم‌النفس و بی‌آزار و متین است؟!
آیا عمل مجرمانه (جعل‌ امضاء) در چهارچوب تعاریف آقای معتمد برای آقای بختیاری‌ می‌گنجد؟
آیا ملتمسانه‌ تقاضای استعفا از اعضای انجمن اسلامی معلمان استان کردن کار اصلاح‌طلبانه و منصفانه است؟
16ـ حکایت از حد نصاب خارج شدن (انحلال) انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر
پس از انتقادهای دبیر انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر از نحوه‌ و شیوه تشکیل ستاد اصلاح‌طلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر آقای حسین بختیاری آزاد رییس سابق سازمان آموزش وپرورش استان بوشهر ابتدا برای حذف دبیر انجمن و به دست آوردن دبیری مصراً خواستار تشکیل جلسه می‌گردد و برای جانشینی مرحوم رضائیان تقاضای جایگزینی عضو علی ‌البدل می‌نماید که تصور کرده دوستش آقای محبوبی عضو انجمن خواهد شد. ولی عضو علی‌البدل که یک نفر دیگر بود جایگزین مرحوم رضائیان می‌گردد. نهایتاً پس از تشکیل جلسه و بررسی اساسنامه مشخص می‌گردد کسانی که عضو شورای مرکزی انجمن می‌باشند نباید عضو شورای مرکزی گروه و حزبی دیگر باشند و قاعدتاً آقای حسین بختیاری‌آزاد که عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و عضو حزب همبستگی و متقاضی نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بوشهر بود می‌ بایست اخراج می‌شد و پس از تصمیم جلسه مبنی بر اخراج از انجمن به ترفند جدیدی دیگر روی می‌آورد و با تماس با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر تقاضا می‌نماید که استعفاء دهند و با نپذیرفتن اکثر آنان فقط یک نفر به نام آقای علی کرمی رییس سابق آموزش و پرورش دیر و کنگان و کاندیدای نمایندگی دوره هشتم مجلس می‌پذیرد و نامبرده هم قول می دهد که رضایت آقای عبدالهی عضو دیگر انجمن را مبنی بر استعفا بگیرد.آقای بختیاری‌ نیز نهایتاً برای انحلال انجمن مرتکب عمل مجرمانه جعل امضاء شده و سه نامه را با یک متن به دبیر انجمن اسلامی معلمان تحویل می‌دهد. آقای عبدالهی در نشست ستاد اصلاح‌طلبان پیشرو در دیر خطاب به شکوهی و بختیاری اعتراض خود را به اقدام بختیاری‌ اعلام می‌دارد.
حالا تصور کنید. آقای بختیاری‌آزاد دوست آقای معتمد و از حامیان نشریه پیغام در زمان ریاست بر سازمان آموزش و پرورش با تشکیل ائتلاف به دنبال چه اهدافی است؟
چرا برای داشتن رأی در ائتلاف به هر طریق می‌خواهد با معاونانش حضور داشته باشد؟ چه چیزی می‌خواهد به دست آورد که مرتکب عمل مجرمانه جعل امضا شده است؟ آقای معتمد دوست شفیق و حامی بختیاری‌ باید پاسخ دهد که آیا بختیاری به دنبال از حد نصاب انداختن انجمن برای چه هدفی بوده است؟ آقای معتمد که مدعی است نصیر بوشهر باید از دوستان خود انتقاد کند آیا اعمال آقای بختیاری آزاد قابل نقد نیست. آیا مدیریت بختیاری بر سازمان آموزش و پرورش استان قابل هیچ‌گونه نقدی نبوده؟ آقای معتمد تاکنون چه تعداد نقد بر عملکرد دوستش آقای بختیاری در نشریه پیغام چاپ کرده است؟ آیا عمل مجرمانه جعل امضا توسط آقای بختیاری نمی‌تواند قابل نقد باشد؟
17ـ ماجرای ارشاد و معتمد
آقای معتمد از اوایل انتشار پیغام حساسیت خاصی روی دو اداره کل در استان یعنی آموزش و پرورش و اداره ارشاد داشت. قسمتی از عملکرد وی در آموزش و پروش ذکر شد. اما در ارشاد با حساسیت خاصی مدیریت ارشاد را پیگیری می‌کرد. انجمن شعر، انجمن نمایش و همچنین معاون فرهنگی و حراست ارشاد را توانست در زمان مدیریت ابطحی معرفی و یا با خود هماهنگ سازد. با وجود این افراد، پیغام منافع زیادی را برای خود کسب می‌کرد. لذا به هیچ وجه حاضر به پذیرش تغییر ابطحی نبود و کوچک‌ترین انتقادی توسط هنرمندان از آقای ابطحی را برنمی‌تافت. لذا پس از جدی شدن تعویض ابطحی، ابتدا، اگر برای تغییر وی گزینه‌ای مطرح می‌شد، به او تهمت و انگ می‌زدند. مثلاً پس از مطرح شدن مرحوم محمدحسن رضائیان برای مدیریت ارشاد در نشریه پیغام برچسب ملی ـ مذهبی را به او چسباندند و نهایتاً پس از ناامید شدن از ابقاء ابطحی به فکر جایگزینی وی افتادند و دوست و همراه شان آقای شکوهی رییس فعلی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان پیشرو را جهت جایگزینی ابطحی مطرح کرده رایزنی‌های بسیاری انجام دادند. خلاصه پس از عدم پذیرش فرد جایگزین‌شان توسط تبادار و دادفر به فکر تخریب مدیر کل جدید ارشاد آقای پولادی ریشهری افتادند و کوچک‌ترین تغییر توسط مدیر کل جدید ارشاد با تهمت و توهین‌های بسیار در پیغام مواجه می‌شد. زمانی که متوجه شدند منافع‌شان با تغییر معاون فرهنگی و رییس حراست از بین می‌رود. برای یک برگه اظهارنامه چه تیترها که نزدند (ولی الان چشمان شان را بر روی شکایت ارشاد و تحریم آگهی توسط آقای شفیعی بسته‌اند) و حتی هیچ‌گونه نقدی از نحوه عملکردشان توسط دیگر هنرمندان پذیرا نبودند. بالاخره منافع حاصله از ارشاد آن قدر مزه کرده بود که در زمان تعویض دکتر پولادی ریشهری هم زمزمه می‌کردند که باز اقدامی ‌کنند. البته یک بار آقای معتمد در رابطه با مدیر کل جدید قبل از انتصاب موردی را مطرح کردند که آن را می‌گذارم برای فرصت دیگر.
بالاخره اوضاع و احوال پیش آمده و ناکامی معتمد در اهداف خود در ارشاد در زمان پولادی ریشهری باعث شد که وی کینه و دشمنی از نصیر بوشهر و مدیر مسئولش را به دل بگیرد و بعد از چندین سال از گذشت آن به بهانه‌ای پاسخ به "نقدی بر گفتار و رفتار اصلاح طلبان پیشرو (دولتی)" آن را مطرح نماید و عقده‌گشایی نماید.
18ـ نصیر بوشهر چند بار تجربه همراه شدن با معتمد و پیغام را داشته که چگونه پس از ادعاهای زیاد اولیه در وسط معرکه میدان را خالی می‌کند. نمونه آن هنگامی بود که 6 نشریه استان همگام و هماهنگ با همدیگر نسبت به عملکرد شهرداری بوشهر اعتراضاتی کردند. در وسط راه پیغام مطلبی به طرفداری از شهردار با عنوان "هورا شهردار" را چاپ کرد.
حدود دو ماه پیش 6 تن از مدیران نشریات بوشهری در نشستی در دفتر نشریه صدای بوشهر تصویب کردند که نامه‌ای سرگشاده به وزارت ارشاد و مدیر کل ارشاد استان بوشهر در اعتراض به عملکرد مدیر کل ارشاد بنویسند و آقای معتمد قول دادند ظرف یک هفته آن دو نامه را برای امضا تهیه کند. متأسفانه تا امروز هیچ‌‌گونه نامه‌ای آماده نشده است.
19ـ یکی دیگر از موارد کذب که از سوی آقای معتمد مطرح شده را بخوانید:
"رفتار پر از تناقض آقای لاوری را با مدیریت‌های حاکم بر اداره ارشاد از یاد نبرده‌ایم. در حالی که این نشریه در زمان مدیریت سید نورالدین ابطحی بر ارشاد هر بار با عنوان و بهانه‌ای، تیتری علیه وی می‌ساخت. در زمان مدیریت سابق ارشاد که از خویشاوندان آقای لاوری بود... مدیرمسئول محترمش به عنوان حامی مدیر ارشاد با هنرمندان درافتاد و علیه آنها تیتر زد و حتی درخواست اخراج برخی کارمندان ارشاد را مطرح کرد. چرا؟ چون مدیر کل آن زمان از فامیل مدیر مسئول محترم بود." پیغام همان شماره
الف ـ متأسفانه آقای معتمد با مغلطه و سفسطه بازی می‌خواهد خود را محق جلوه دهد.
آقای معتمد چند بار نصیر بوشهر با عنوان و بهانه‌ای تیتر علیه آقای ابطحی زد؟ آیا انتقاد کردن هنرمندان از مدیریت ارشاد در زمان‌های ابطحی، پولادی ریشهری و شفیعی یعنی تیتر زدن نصیر علیه آنها؟ آقای معتمد؛ باید تکلیف خودتان را با هنرمندان مشخص کنید. آیا عده‌ای از هنرمندان به زعم شما آزاد هستند هر چه دلشان می‌خواهد علیه مدیران مخالف شما بنویسند ولی عده‌ای دیگر از هنرمندان حق ندارند کوچک‌ترین انتقادی علیه مدیران حامی شما داشته باشند؟ آیا آقای امید غضنفر به عنوان یک هنرمند نمی‌تواند مقاله یا مطلبی علیه آقای ابطحی بنویسد ولی شما و دوستان‌تان مختار هستید علیه آقای دکتر پولادی ریشهری هر چه دل‌تان خواست بنویسید؟
ب‌ ـ آقای معتمد؛ در کدام شماره نشریه نصیر بوشهر و کدام مطلب، مدیرمسئول نصیر بوشهر با هنرمندان در افتاد و علیه آنها تیتر زد؟ و در کدام مقاله، مدیرمسئول درخواست اخراج برخی کارمندان ارشاد را کرد؟ آیا اخلاق روزنامه‌نگاری شما اجازه می‌دهد جهت دفاع از دوستان‌تان در ائتلاف اصلاح‌طلبان هر کذبی را بنویسید؟ و برای به کرسی نشاندن حرف‌های خود، موارد دروغی را مطرح سازید؟
ج ـ در دوره ی مدیریت ابطحی در ارشاد، یکی از هنرمندان بوشهر مطلبی انتقادی نسبت به عملکرد ابطحی نوشت که در نشریه نصیر بوشهر چاپ شد. آقای معتمد باید پاسخ دهد آیا هنرمندان نمی‌توانند مطلب انتقادی نسبت به دوستان مدیر شما بنویسند؟ اگر نشریه مطلب انتقادی هنرمندان را نسبت به حامی شما در مدیریت ارشاد چاپ کرد، یعنی مدیرمسئول نشریه با هنرمندان درافتاده است؟!! اگر چنین حکم کنیم می‌بایست شما را هم حامی شرابخواران بدانیم چون مطلبی در خصوص شرابخواری در نشریه پیغام چاپ شد و شما به خاطر آن در دادگاه مطبوعات محکوم شدید. اگر به مسائل این چنین نگاه کنیم آیا تمامی مسائل و مطالب چاپ شده در نشریه پیغام نظرات و دیدگاه‌های جنابعالی است؟
و قس علی‌الهذا
20ـ اگر چه در مطلب آقای معتمد مدیر مسئول پیغام موارد زیادی وجود دارد و همچنین از رفتارها و گفتارهای متناقض وی در نشریه پیغام به وفور می‌توان مواردی ذکر کرد، ولی به دلیل اطاله ی کلام از آن خودداری می‌کنیم و چنان‌چه اصرار بر بیان آنها داشته باشند در فرصتی مفصلاً این موارد را خواهیم نوشت.