Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و دوم
بوشهر
31 مارس
1ـ اطلاعات دریافتی از مدیر تلگراف خلیج فارس حکایت از آن دارد که میرزا ابوالقاسم کنگونی در پاسنی (Pasni) پیاده شده و هشت روز در آن جا اقامت گزیده و راجع به تجارت به تحقیق پرداخته است. او آن گاه در روز بیست و سوم با یک فروند قایق محلی رهسپار گوادر گردیده و اظهار داشته که در نظر دارد از آن جا از طریق خشکی عازم چابهار و جاسک گردد.
[ 3 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

یاد‌ها و خاطره‌ها با سوگواران ایام دیرین

یاد‌ها و خاطره‌ها با سوگواران ایام دیرین
تن‌پوش سیاه با پاهای برهنه، چهره و اندام‌های غمبار، گاهی هم سکوت حزن انگیز و یا زمزمه ی ماتم خوانی. اینان رهروان کوچه و بازار خاموش و عزادار هستند. از بهر معشوق خود دنیایشان را وقف خاندانی که جهان را شگفت‌زده کرده نموده اند. ایام محرم و صفر روزهای خاطره انگیز عاشقان حسین بود و هست و باز هم خواهد بود. آن دوران، دورانی که در سنین کودکی در میان مردان محل عاشقانه و در حد خود فعالِ هر گونه فرمانبری و همکاری با سایر بچه‌ها بودیم. معمولاً در محل کارها و امور مسجد به ویژه در ایام عزاداری به طور منظم به هر یک از مردان محول شده بود به گونه‌ای که هر کس وظیفه ی خاصی داشت و حتی‌الامکان کسی در کار دیگری دخالت نمی‌کرد. بزرگ‌تر‌ها خدمات عمده و سنگین‌تری و کوچکتر‌ها فرمانبری به عهده داشتند. بچه‌ها مشتاق بودند که حتماً مشغول کاری باشند. دلخوشی‌شان در مسجد همین بود که خدمتی انجام داده باشند و این گونه که با ذوق هر چه بیشتر همکاری نموده و هم عزادار حسینی باشند و بزرگترها هم به آنها بگویند: پیر شی، مروات همه سال.
مردان محل بچه‌های بزرگ محل همان پدران بودند، همان همسایه‌‌ها و فامیل و نزدیکان، همان وفادارانی که با انس و الفت برادرانه و خواهر‌انه خو گرفته و تا دِم مرگ، دست نوازش بر سر یتیمان و بازماندگان کشیده و از هیچ گونه محبت و همیاری نسبت به هم محلی‌های خود دریغی نداشتند. یکی از عوامل و انگیزه این خصلت در بچه‌های بزرگ محل همانا حفظ و حراست از برگزاری مراسم ایام محرم و صفر بود که می‌خواستند همان گونه که خودشان از دوران کودکی‌ با عشق همگام با پدر‌ان‌شان برگزار کننده ی ایام عزاداری حسینی بودند اینان نیز در تداوم و ادامه‌ی شیوه اجدادی خود کوشا باشند.
آری عشق بود و محبت و وفاداری و ایمان. اگر پدری از جمع اهالی محل از دنیا رخت بر می‌بست دیگر بچه‌های محل نوازشگر یتیم او بودند و تا سال‌های متمادی دست محبت خود را به سوی او دراز می نمودند، به ویژه اگر دیده می‌شد خانواده او هم از طبقه ی ضعیفی باشد. این خوی و خصلت انسانی در تمام محلات بوشهر عیان بود. به یاد دارم در سن 12 سالگی سال 39 که پدرم سید کریم امام‌‌زاده‌ئیان را از دست دادم هیچ گاه از مهر و عطوفت بچه‌های بزرگ محل بی نصیب نبودیم. من و یا امثال من به مسجد که وارد می‌شدیم به طور خاصی با کلام خوش و پدرانه روبه‌رو می‌شدیم. این روش و شیوه درباره ما تنها نبود بلکه در مورد همه‌ی بچه‌ها و کودکان محل و محلات دیگر صادق بود. مهر و محبت شیوه راستین اهالی بود. بزرگان محل پیرامون همه موارد به خصوص پیشامدها و مشکلات زندگی آماده ی همکاری و یاری رساندن بودند. اینها همه نشأت گرفته از ایمان و اعتقادی بود که نسبت به سرور شهیدان حسین (ع) داشتند. همان گونه که با عشق و شوق و ذوق در برگزاری تاسوعا و عاشورای حسینی و سایر مراسم خدمت گزار بودند و از هیچ کوششی دریغ نداشتند در حمایت از هم محل‌های خود کوتاهی نکرده و بدون هیچ گونه چشمداشتی قدم خیر بر می داشتند. محله شنبدی ـ کوی سید الشهدای کنونی ـ از دوران خیلی دور که بانیان متعصب و عاشق پیشه نسبت به محله را در خود داشت به خاطر می‌آورد زنده یادان سید اسماعیل و سید امیر امام‌زاده‌ئیان که از 60 تا 70 سال پیش در محله شنبدی خدمت نموده و خادمین پس از آنها همچون زنده یادان درخشانیان و شکیبازاده یکی پس از دیگری عاشقانه و با شوق و ذوق تا آن جایی که عمرشان کفاف می‌داد خدمتگزار خاندان بنی‌هاشم بودند و تا به امروز که حاج رحمان مظلوم‌زاده مشتاقانه ادامه دهنده‌ی خادمین محله ی خود می‌باشد. امیدواریم همان گونه که آن مردان عاشق در برگزاری این سنت حسینی از پای نمی‌نشستند این عزیزان هم به یاری پروردگار رهروان پیشینیان خود باشند همچنین ندای حسینی که از حنجره ی طلایی نوحه‌سرایان همچون زنده یاد ناخدا عباس و زنده‌یاد محمد شریفیان و دیگر عزیزان مداح محمد علی کشتکار، ‌باقر آرامی و زنده یاد علی دشتی و فرزند مرحوم بخشو فضای ماتم سرا را طنین افکن می‌نمودند و مداحانی که ادامه دهنده ی راه آنان بودند تا به امروز گوهر شناس با صدای گرم خود یاد‌آور عزاداران آن سال‌ها‌ی پر شور باشد، روح آن مردان غیور و عاشقان خاندان عصمت و طهارت شاد و یادشان گرامی باد و عمر عزیزان و عاشقان حسینی که هم اکنون مشتاقانه در خدمت‌گزاری به محله خود از هیچ کوششی دریغی ندارند طولانی‌ باشد.