![]() |
||||
|
|
||||
|
در پاسخ به مطلب "تلخ اما ناگزیر" رضا معتمد :ناگزیر برای تهمت، توهین و تحقیر دیگران! در پاسخ به مطلب "تلخ اما ناگزیر" رضا معتمد :ناگزیر برای تهمت، توهین و تحقیر دیگران! پیشاپیش از تمامی استادانی که بزرگوارانه به صورت شفاهی و مکتوب خواستار عدم ادامه جدلهای من با آقای رضا معتمد مدیر مسئول محترم پیغام بودهاند پوزش میطلبم و از برادر بزرگوارم آقای دکتر عباس عاشورینژاد عضو هیأت تحریریه پیغام که روز جمعه مورخه 5/11/86 با ارائه مطلبی خواستار چاپ همزمان آن در دو نشریه نصیر بوشهر و پیغام جهت پایان این مجادله شد، عذرخواهی مینمایم. نصیر بوشهر علیرغم اتمام صفحهآرایی و کمبود زمان به احترام دکتر عاشوری نژاد متن ایشان را چاپ نمود و انتظار می رفت که پس از تأکید استاد بزرگوار شاهد چاپ این مطلب در آن نشریه هم باشیم و مجادله نیز پایان یابد، ولی متأسفانه نه تنها مطلب این بزرگوار در پیغام چاپ نشد بلکه آقای معتمد در شماره 468 پیغام به افاضات همیشگی خویش با همان سبک و سیاق سابق ادامه دادند. 1ـ آقای رضا معتمد در اولین بند پاسخنامهاش در پیغام به تناقض افتاده و برای این که خود را موجه جلوه دهد،نوشتههای خویش را سرشار از ذوق، فصاحت، بلاغت و دور از اغلاط نگارشی دانسته و مینویسد: "من در آن چه به قلم خود و با نام خود در نقد افراد و مسئولان نوشتهام، رعایت همه موارد اخلاقی و مراعات انصاف را کردهام و به همه آنان به عنوان اسنادی در جهت دفاع از حقوق مردم و ایجاد فضای سالم نقد و انتقاد افتخار میکنم." به عنوان "مشت نمونه خروار" در همین دو مقاله نوشته شده وی در خصوص مدیر مسئول نصیر بوشهر،دوستان وبستگانش ّ، چگونگی رعایت همه موارد اخلاقی و مراعات انصاف را از آقای معتمد مشاهده گردید، بخوانید: "آقای لاوری که در برابر مطلبی کوتاه تا این اندازه متکبرانه و خودخواهانه بر افروخته میشود احتمالاً از فرط عصبانیت متوجه نبودهاند." "همراه با من به حال و روز آقای لاوری تأسف خواهند خورد که وی برای رهاندن خود از ورطهای خود ساخته روز به روز شعاع دروغ پراکنی و اتهام سازی برای افرادی محترم و شریف را گسترش میدهد". "البته برای بهرهمندیهای احتمالی آقای لاوری در زمان مدیریت دکتر پولادی توصیهای نمیکنم." اصطلاحات انگ چسبان، تهمت پران و برچسب زن، بیانصاف، مغرور، مفتون، اتهام باز، متکبرانه، خود خواهانه بهرهمندیهای احتمالی در ارشاد، ناجوانمردانه، جفا کارانه،ناتوان در نوشتن و همیشه عصبانی، گویا در اخلاقنامه آقای معتمد مراعات انصاف محسوب شده و اسنادی است در جهت دفاع از حقوق شهروندان و ایجاد کننده فضای نقد و انتقاد و باعث افتخار در پرونده فرهنگی ایشان. 2ـ اما قضیه ی فروش نشریه ی پیغام و فروش نشریه ی پیام عسلویه!!! در مطلب آقای معتمد آمده است: "آقای لاوری توضیح نداده است که من پیغام را به چه کسی فروختهام و چه زمانی پشیمان شدهام و ماجرای برخورد با بازپرداخت پول فروش پیغام چیست؟" چند سال قبل (اوایل دهه80) یک روز آقای منصورنژاد(اولین سردبیر پیغام) در چاپخانه ولی عصر بوشهر را زیارت کردم. در آن دیدار نامبرده درباره ی اوضاع و احوال پیغام دوستانه مطالبی مطرح کرد. البته زمانی بود که بین آقایان معتمد و هوشمند اختلافاتی پیش آمده بود. آقای منصور نژاد اظهار داشت: آقای معتمد نشریهاش را سه سال قبل به آقای هوشمند فروخت، ولی به تازگی پشیمان شده با وساطت تعدادی از دوستان به این نتیجه رسیده که نشریه پیغام به آقای هوشمند اجاره داده شود و ماهیانه یکصد هزار تومان به آقای معتمد بابت اجاره پرداخت شود. در آن زمان قصد داشتم که این خبر را در ستون شنیدنیها چاپ نمایم ولی بنا به ملاحظاتی از آن صرف نظر کردم. اخیراً که درگیریها و اختلافات جدیدی بین آقایان معتمد و هوشمند در رابطه با پیغام و پیام عسلویه پیش آمد، موضوع را از سردبیر سابق پیغام آقای هوشمند جویا شدم. وی گفت: در اوایل پیوستن به نشریه پیغام با آقای معتمد بر سر خرید و فروش پیغام توافق کردیم و به همین منظور سه میلیون تومان نقدبه ایشان دادم و پرداخت بدهی به چاپخانههای علوی، زارع و نور را بابت خرید پیغام تقبل نمودم. تا این که پس از سه سال آقای معتمد پشیمان شده و اظهار داشت که نشریهام را میخواهم. من نیز چون قرارداد کتبی نداشتم و حرفها و قراردادمان بر اساس رفاقت و دوستی بود، تصور این که چنین روزی پیش بیایدو اقای معتمد همه ی حرف های سابقش را کتمان کند به ذهنم خطور نمی کرد. بالاخره به دلیل عشق و علاقه به کار روزنامه نگاری، پس از وساطت تعدادی از دوستان توافق کردیم که به صورت اجارهای نشریه پیغام اداره شود. هر ماه مبلغ یکصد هزار تومان بابت اجاره نشریه به آقای معتمد پرداخت میشد. ارتباط آقای معتمد با نشریه همانند دیگران فقط نوشتن مقاله و مطلب بوده است. نشریه تحت نام مدیر مسئولی ایشان چاپ میشد ولی عملاً مدیرمسئول یا سردبیر نبود تا این که مجوز نشریه پیام عسلویه صادر گردید. آقای معتمد با فروش نشریه پیام عسلویه و اخذ چک چند میلیونی بابت این موضوع هیچ نقشی در نشریه پیام عسلویه نیز نداشت، ولی متأسفانه مدتی اجازه انتشار پیام عسلویه را نداد. آقای علی احمدی مدیر مسئول خلیجفارس نیز موضوع قرارداد اجاره پیغام و فروش پیام عسلویه را تأیید نمود. حال میزان صداقت و انصاف آقای معتمد، در مطلب ذکر شده را ارزیابی نمایید. 3ـ آقای معتمد در پاسخ متناقض و پر از ابهام خود به هر مطلبی، سعی نموده با کنایه، توهین و تعابیر تحقیرآمیز مطلبش را به پایان ببرد، و به عبارتی دیگر با اخلاق، مؤدبانه و منصفانه! و نه به قصد تخریب! بخوانید: "باید گفت الحق والانصاف که این گونه دروغهای شاخ دار و تهمتهای عجیب فقط و فقط از عهدهی جناب لاوری بر میآید" "حال اگر رفیق شفیق و یار همفکر شما مطابق با طبیعت خویش دوستی دیگران را دیگر گونه پاسخ میدهد. آن هم بعد از نارواگوییهای جناب عالی مواضع یک جانبه و جفا کارانهتان در قضیهی مدیر کل قبلی ارشاد" "چون جناب عالی بر مبنای منطق و روش نانوشته اما مرسوم خود که وقتی با کسی در افتادی، ریشهاش را درآور و تیغ کینه و دشمنی را تا هیچ زمان در غلاف نکن همه چیز را میسنجید." ".... که ناخودآگاه از قلم شما یا از قلم کاتب جاری شده است" "ایشان یا آن کسی که برایشان این جوابیه را نوشته است. احتمالاً از فرط عصبانیت متوجه نبودهاند…" "البته در بهرهمندیهای احتمالی آقای لاوری در زمان مدیریت دکتر پولادی توصیهای نمیکنم. آقای لاوری همه سوابق فرهنگیاش به همین چند سال نشریهداری محدود و محصور است" 4ـ در منطق و اخلاق آقای معتمد دروغ و کذب نوشتن بد است البته برای مخالفانش نه برای ایشان و دوستانش، بخوانید: "گفتهاید که من دو ماه است از نوشتن بیانیه اعتراض به مدیر کل ارشاد دربارهی قطع سهمیهی آگهی هفتهنامهی نصیر خودداری میکنم." آقای معتمد متأسفانه ناگزیر شده برای اقناع خوانندگان و محکومیت طرف مقابلش به دروغ متوسل شود. پس از چاپ مطلب نامبرده برای این که اشتباه نکرده باشم از چند تن از مدیران مسئول نشریات حاضر در جلسه پیرامون مصوبهی نشست مزبور استعلام نموده که آیا واقعاً بیانیهی اعتراض به مدیر کل ارشاد درباره قطع سهمیهی آگهی هفتهنامه نصیر بوده است یا خیر؟ آنان متفقاً بیان داشتند که موضوع بیانیه مربوط به وضعیت نامناسب توزیع آگهی و عدم شفافیت آن برای کل نشریات بوده و هیچ ارتباطی با نشریهای خاص نداشته است! آیا با این خبر کذب به نتیجه کذبتر نرسیدهاید که گویا از شما خواستهاند در دعوای شخصی به سود نصیر بوشهر وارد شوید؟ راستی آقای معتمد چه شده است شما را، که این گونه برای تخریب مخالفان به دروغ متوسل میشوید؟ آیا توجیه دیگری برای فرار از پاسخ پیدا نکردهاید که اینگونه بیپروا دروغ مینویسید؟ 5ـ باز هم دروغ و کذب برای قانع کردن دیگران! معتمد مینویسد "من با این که معتقدم اختلاف امروز شما با مدیر کل فعلی ارشاد، هیچ ریشه سیاسی ندارد و تنها از کینههای شخصی سر چشمه میگیرد. اولاً چه ضرورتی میبینم که مجدداً در یک دعوای شخصی به سود شما که به دوستان و همفکران خود هم در ایراد اتهام و چسباندن انگ رحم نمیکنید وارد شوم." آقای معتمد انصافا به وجدان خویش رجوع نمایند بر اساس کدام دلیل و برهان و مدرکی مینویسید که اختلاف با مدیر کل ارشاد تنها از کینههای شخصی سرچشمه میگیرد؟ چه مورد و مسئله شخصی با مدیر کل ارشاد وجود داشته؟ به اطلاع خوانندگان ارجمند میرساند: در ابتدای انتصاب آقای شفیعی مدیر کل ارشاد نه تنها مشکلی در خصوص تعامل و حتی دریافت آگهی از ارشاد نداشتیم بلکه همیشه احترام متقابل حاکم بود. پس از نقد عملکرد آقای شفیعی و درج اخبار برخورد با هنرمندان و شاعران در نصیر بوشهر و تقاضای شفافیت در توزیع آگهیها از ارشاد، آقای شفیعی، نصیر بوشهر را از سهمیه آگهی صفحه اول محروم کرد. از آقای معتمد که برای فرار از پاسخگویی و به زعم خویش تخریب کردن مخالفش وکیل مدافع مدیران کل میشود انتظار میرود دلایل مستند خود را مبنی بر کینههای شخصی مدیر مسئول نصیر بوشهر ارائه کنند والا بر همین اساس میشود این اتهام را بر رفتارهای مدیر مسئول پیغام وارد دانست و گفت: اولین بیانیه مطبوعات نوشته شده توسط وی بر پایه کینه و عداوت شخصی با مدیر کل ارشاد بوده والا حضرتعالی دلسوز نشریات "سلام جنوب" و "نصیر بوشهر" نبودهاید که حتی در هر محفل ومجلسی به تخریب مدیران مسئول آن پرداخته و می پردازید. یا بر آن اساس می توان عنوان کرد پس از تأمین اگهی از ارشاد از نوشتن بیانیه دوم علی رغم قول وتعهد به مطبوعات ـ و نه لاوری ـ به بهانه های واهی خودداری کردید و میزان چگونگی حمایت خود را از مطبوعات نشان دادید؟ 6ـ متأسفانه آقای معتمد برای اقناع اذهان، به تناقض افتاده. وی در قسمتی از مطلبش مینویسد: "چه ضرورتی میبینم که مجدداً در یک دعوای شخصی به سود شما که به دوستان و همفکران خود هم در ایراد اتهام و چسباندن انگ رحم نمیکنید وارد شوم؟" و در جای دیگر مطلبش آورده است: "در گرما گرم انتخابات ریاست جمهوری که هر روز از انتساب مسئولی و مدیری به یکی از ستادهای نامزدها غیر از آقای کروبی خبر میداد و آن را نشانه فعالیت انتخاباتی این مدیران میدانست. چرا از مدیرانی که از نزدیکان وی بودند، به صرف قرابت فامیلی یا سیاسی چیزی نمینوشت؟!" بالاخره متوجه نشدیم نصیر بوشهر به دوستان و همفکران خود رحم میکند یا نمیکند؟! آقای معتمد در مقاله اولش تحت نام "اصلاحطلبی ما پیشکش دوستان"! برای این که به خوانندگان تفهیم کند که لاوری فقط با آنان که کینه دارد علیهشان مطلب چاپ میکند و تقاضای آوردن یک نمونه از چاپ این انتقادها در نصیر را داشت، پس از آوردن نمونههایی از مطالب چاپ شده در نصیر بوشهر مجدداً مینویسد: چرا از مدیرانی که از نزدیکان وی بودند به صرف قرابت فامیلی یا سیاسی چیزی نمی نوشت. از آقای معتمد مصرانه درخواست میشود خود را خلاص کرده و بدون ملاحظه و رو در واسی از مدیران و نزدیکان سیاسی و یا فامیلی این جانب هر مورد و مسئلهای یا عقدهای دارند عنوان نمایند تا از عقدههای متورم شده راحت شوند. آقای معتمد عزیز با کدام یک از دوستان، اقوام و آشنایان اینجانب مشکل دارید و انتظار دارید علیه ایشان مطلبی در نصیر بوشهر چاپ شود که در دوپاسخ سراسر کنایه آمیز و تحقیرکننده، چندین بار از لاوری خواسته اید که علیه آنان (دوستان، اقوام و آشنایان خود) مطلب چاپ کند و از چاپ نمونه های آورده شده نیز راضی نشده و باز می خواهید مقاله علیه آنها نوشته شود. حال از شما انتظار می رود فقط چند نمونه از نقد و انتقاد خود را از مدیران فامیل و نزدیکان سیاسیتان را در نشریه پیغام ذکر نمایید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد. آقای معتمد که به زعم خویش میخواهد با طرح دروغین عدم وجود نقد و انتقاد از اقوام و دوستان مدیرمسئول در نصیر به تخریب نصیر بوشهر و مدیر مسئولش جلوه ی منطقی دهد، با فریاد"وا تخریبا" به تخریب میپردازد. 7ـ آقای معتمد را به وجدان، انصاف و اخلاقی که مدعیاش است و بر اساس آن مینویسد رجوع داده و مصرانه میخواهم با توجه به موارد و مسائل مطروحه در دو مقاله "اصلاحطلبی ما پیشکش دوستان" و " تلخ اما ناگزیر" اعلان دارند چه موارد دیگری برای تخریب، تهمت و توهین و تحقیر نیاز است که در نوشتهاش موجود نیست؟! آیا انصاف حکم میکند و وجدان رضایت دارد با این همه تخریب و تحقیر و تهمت، فریاد وا تخریبا سر داده شود؟! 8ـ باز هم موضوع انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر و دبیر آن! در مقاله "نقدی بر ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو (دولتی)" در خصوص گروههای سیاسی ائتلاف مطالبی بیان شده ومواردی انتقادآمیز مطرح گردیده است. آقای معتمد متأسفانه در پاسخ نقد این جانب به جای پرداختن به موارد مطروحه در مورد تمام گروهها صرفاً به خاطر عداوتی که با دبیر انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر دارد، به هر بهانهای وی را به میدان آورده و زیرکانه به تخریبش میپردازدوسؤالاتی را مطرح مینماید که اتفاقاً سؤالات این جانب در خصوص تمام گروههای تشکیل دهنده ائتلاف وی و دوستانش تحت نام اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) میباشد و نصیر بوشهر آمادگی چاپ پاسخ سئوالات مطروحه از طرف آقای معتمد در خصوص گروههای سیاسی موجود در ائتلافشان به خصوص انجمن اسلامی معلمان، انجمن اسلامی جامعه پزشکی، جبهه مشارکت، حزب همبستگی و دیگران را دارد. 9ـ تناقض بسیاری در دو مقاله وی وجود دارد که پرداختن به تمام موارد از حوصله این مطلب خارج است فقط به عنوان مثال به دو مورد آن میپردازم. آقای معتمدتحقیر کننده (لابد تخریب کننده نیست) مدعی است که مطلب " ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان"، "تحت نام" اینجانب چاپ شده و کاتب و نویسنده دیگری زحمت آن را کشیده و در جای دیگر به خودش تبریک میگوید که:" نوشتهام تلنگری شد بر ذوق آقای لاوری تا ایشان پس از یک هفته به آن چنان شکوفایی برسد که بتواند متنی پاکیزه و منزه از اشکالات نگارشی بنویسد." آقای معتمد چگونه این تناقض را حل مینماید؟ اگر تحت نام این جانب مطلب چاپ شده و کسی دیگر آن را نوشته،دیگر تبریک گفتن به خود چه معنایی میتواند داشته باشد؟! البته آقای معتمد با کسانی که به جدال میپردازد به دلیل عجز از پاسخگویی از حربهی "اغلاط نگارشی" برای بیرون کردن حریف و به خصوص مخالفانش استفاده می کند. نمونههای بسیاری از آن را در پیغام میتوان به عنوان شاهد مثال آورد. 10ـ انتظار آقای معتمد از این جانب و نصیر بوشهر در خصوص چگونگی رفتار با اقوام و دوستان وهمچنین نوع رفتار و برخورد ایشان با اقوامشان و توجیه عملکردشان را بخوانید: "این که آقای لاوری اعتراض به انحلال یک نهاد مردمی همچون شورای شهر دالکی را به صرف ایستادن اعضایش در برابر تخلفات یک شهردار به خویشاوندی من با یکی از اعضای شورا نسبت دهد، ولی مثلاً سلب عضویت یک عضو شورای شهر اهرم را در نشریهاش در بوق و کرنا کند از تناقضاتی است که نمونهاش را انحصاراً در رفتار ایشان میتوان سراغ گرفت." پیغام 469 میزان صداقت، انصاف و وجدان آقای معتمد را در همین مطلب میتوان ارزیابی کرد. آقای معتمد در سه شماره نشریه پیغام به مسئله شورای دالکی میپردازد (البته در بوق و کرنا نمیکند) ولی نصیر بوشهر که در خصوص سلب عضویت عضو شورای شهر اهرم (لابد قوم مدیر مسئول نصیر بوشهر) تا کنون مطلبی ننوشته ولی متهم به در بوق و کرنا کردن میشود. آقای معتمد، در کدامیک از شمارههای نصیر بوشهر درباره سلب عضویت یک عضو شورای شهر اهرم مطلبی نوشته شده است؟ جهت اطلاع خوانندگان به عرض میرسد: اصلاً سلب عضویت در شورای شهر اهرم تاکنون اتفاق نیفتاده که نصیر آن را در بوق و کرنا کند. آیا توجیه دفاع از اقوام و آشنایان خود، نیاز به دروغ گویی دارد؟ آیا شورای شهر دالکی با دیگر شوراهای شهر که منحل شدند تفاوت دارد؟ آقای معتمد چرا در خصوص دیگر شوراها از جمله انحلال و یا سلب عضویت اعضای شورای شهر دیلم و خارگ مطلبی ننوشت. شاید چون اقوام و یا دوستانش در آن نبودند پس نیازی به دفاع نمی باشد وسه شماره نشریه را هم نباید برای دفاع از دیگران معطل کرد. گویا فقط این شورای دالکی بوده که باید سه هفته در نشریه به آن پرداخت. آقای معتمد در واکنش به مقاله این جانب به زعم خویش برای این که دست بالا را داشته باشد و در مجادلهای که خودش با واکنش به مقاله اینجانب به راه انداخته فرافکنی کرده تعابیر و اصطلاحاتی علیه نگارنده به کار میبرد که در رفتارش و در همین دو مطلبش به وفور میتوان در این راستا مثال زد. آقای معتمد با انصاف و با اخلاق تصور میکند که با عصبانیت و دیگران را"عصبانی نامیدن" و با تخریب، دیگران را"مخرب قلمداد کردن" می تواند اذهان خوانندگان را اقناع کند. آقای معتمد با کنایات و تعابیر ناشایست در گفتار، رفتار و نوشتارش در جاده ادب، اخلاق و منطق راه میرود! چون ناصح، بلیغ و فصیح سخن میگوید و مینویسد به حوزه خصوصی دیگران سرک نمیکشد! کاری به قوم و خویش و دوستان کسی ندارد! بیپروا دلایل دیگران را مضحک نمیخواند! تهمت نمیزند! از کنایه و تحقیر دیگران خودداری میکند! با انصاف، با ادب و با اخلاق است چون از دهه 70 تا کنون اهل فرهنگ و ادب بوده است! مدیر مسئول تنها نشریهای پر تیراژ و بدون عیب و نقص است! نشریهاش را هم در 10 سال گذشته نفروخته و اجاره نداده است! همیشه هم عصبانی نیست! با عصبانیت یک صفحه نشریه علیه دیگران نمینویسد! دیگران را جفاکار، ناجوانمرد، متکبر، خودخواه، مغرور، مفتون، اهل تهمت و تخریب نمیداند! خلاصه پاک و منزه قلم به دست میگیرد! آن قدر مهارت و تبحر دارد که با تلنگری فرد و افرادی را پس از ده ها سال به سر ذوق آورده تا مطلب منزه بنویسند! و به خودش هم با افتخار بابت این همه تلاش و کوشش و ایثار تبریک میگوید! 11ـ همان طوری که ذکر شد در دو مطلب آقای معتمد ابهامات، تناقضات، کلیبافی و مواردی بود که نیاز به تبیین و روشن شدن داشت. گر چه در این دو پاسخ سعی شد در حد امکان به قسمتیهایی از این ابهامات پرداخته شود و رفتار و گفتارها با ادعاهای بسیار زیادوی با آوردن نمونههایی از متنش مقایسه گردد،ولی با طولانی شدن مطلب به فرصت های دیگری واگذار می کنم.امید است که دیگر نیازی به این کار نباشد. آقای معتمد با نوشتار و نوع برخوردش شخصیت خویش را نمایانتر و عریانتر نشان داد و تا حدودی اذهان خوانندگان و دوستان نسبت به شخصیت آقای معتمد روشنتر شد. آغازگر این بازی آقای معتمد با عقده گشایی اش درمطلب "اصلاح طلبی ما پیشکش دوستان "بودونتیجه چنین بازی بی تردید تخریب دو طرف را به همراه داشت.نصیر شروع کننده آن نبوده که پایان دهنده آن باشد امابه هر حال به احترام تمامی بزرگان واستادان از ادامه این مواجهه خودداری می کند.امید است درسی از این مواجهه گرفته باشیم و بی مهابا وارد بازی ای که نتیجه آن برای مان مشخص نیست نگردیم و دیگران را بی جهت باخود به این میدان نکشانیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
در پاسخ به مطلب "تلخ اما ناگزیر" رضا معتمد :