![]() |
||||
|
|
||||
|
هدف های تربیتی معلم و متعلمهدف های تربیتی معلم و متعلم
مقدمه: امروز مشکلاتی که فراروی بشر قرار گرفته مشکلاتی است که در تعامل افراد با یکدیگر و به دست خود آنها شکل می گیرد. پیشگیری و یا حل آنهادر نظام های تعلیم و تربیت از با ارزش ترین اهداف اجتماعی به شمار می آید. تصحیح تعامل افراد و روابط افراد و بنیان گذاری آن براساس ارزش های الهی و انسانی علاوه بر این که خود ارزش اجتماعی است و مطلوبیت ذاتی دارد، از دیدگاه اسلامی، ارزش مقدسی هم دارد زیرا زمینه ساز هدف نهایی نیز هست. از این رو برقراری روابط در بین گروه های جامعه و افراد نسبت به یکدیگر نه تنها وظیفه شرعی است بلکه از وظایف مهم به حساب می آید و بدین جهت است که از اهداف رفتاری محسوب می شود و برای رسیدن به هدف نهایی آفرینش و قرب الهی ضرورت دارد. هدف این مقاله تبیین بخشی ازاین تعامل ها واهداف کلی است که تحت عنوان «هدف های یادگیری در ارتباط با معلم و متعلم» میباشد. اساسی ترین اهداف تربیتی در رابطه با معلم و متعلم سه هدف زیر است: 1ـ محبت :معلم برای این که بتواند در تعلیم و تربیت نقش اساسی خویش را، به نحو احسن ایفا نماید، باید بکوشد که نخست با دانش آموز خویش رابطه برقرار سازد و او را همانند فرزند خود در زیر چتر محبت بگیرد و با او دوستانه رفتار کند. محبت آموزگار به شاگرد خویش میتواند به صورت پذیرش،نوازش،نرمی در گفتار، برقراری فضای امن،حمایت،تعریف و تحسین،تشویق، عفو و اغماض،عذرپذیری و…آشکارشود. این محبت باید به گونه ای باشد که متعلم این رابطه حسنه ومحبتآمیز را احساس نماید، ولی به متعلم خویش وابستگی پیدا نکند. محبت درست معلم به متعلم باعث می شود : اولاً؛ ترس و اضطراب، بی حوصلگی، پرخاشگری، سهل انگاری در انجام وظیفه و اموری از این قبیل در متعلم ایجاد نشود و یا اگر داشته به صورت قابل ملاحظهای کاهش یابد و یا حتی از بین برود. ثانیاً: متعلم جدیتر درس میخواند و حرکت و جنب و جوش وی افزایش مییابد، و از سؤال کردن و دنبال نمودن بحث برای یادگیری استنکاف نمی کند. ثالثاً: متعلم به معلم خویش اعتماد می کند و مشکلاتش را با او در میان میگذارد و راهنمایی های او را مورد توجه قرار می دهد و این امر به حل مشکلاتش می انجامد. رابعاً: متعلم به لزوم برقراری رابطه ی عاطفی با دیگران پی می برد و راه صحیح چگونه محبت کردن را نیز عملاً یاد می گیرد و بدین وسیله «جامعه پذیری» در او تقویت میشود و حتی معلم را به عنوان اسوه خویش می پذیرد و از رفتارهای او سر مشق میگیرد و چگونه صحیح زیستن را می آموزد وشایستگیهای اخلاقی، معنوی و اجتماعی او را به کار می بندد. امام سجاد علیه السلام می فرماید: حق معلم بر تو این است که به درس و راهنمایی او خوب گوش کنی و به او کاملاً توجه داشته باشی،و در یادگیری علوم مورد نیاز، با او همکاری نمایی، به این صورت که ذهن خود را به چیز دیگری مشغول نسازی و با تمرکز حواس آمادگی برای فهمیدن را پیدا کنی و دلت را نسبت به او پاک و منزه نگهداری و با دیده خوب به او نگاه کنی. راه همه آن است که هیچ گاه به فکر لذات نامشروع نباشی، وازتمایل به آنچه تو را از تعلم دور نگه میدارد، بکاهی. 2ـ احترام: این هدف تربیتی نیز بین معلم و متعلم مشترک است.احترام به معلم در رفتارهایی از قبیل خوب گوش دادن به درس و حرف معلم، خوب با او سخن گفتن،تعظیم و فروتنی در برابر او، به هنگام ورود به احترام او قیام کردن و نظایر آن، جلوه می نماید. احترام متعلم به معلم خویش از آن جهت مطلوب است که : اولاً: معلم فردی عالم است و احترام به عالم،احترام به علم است و احترام به علم و عالم هر دو لازم است ثانیاً: احترام به معلم مصداق روشن تصحیح ارتباط با دیگران است که از اهداف اجتماعی به حساب می آید. ثالثاً: احترام به معلم بین آن دو را قوی و پربارترمی سازد و تلاش و کوشش و دلسوزی و مهربانی معلم را در امر تعلیم و تربیت متعلم می افزاید و زمینه را برای رشد و بهره برداری بیشتر او، فراهم می سازد. هدف تربیتی احترام به متعلم نیز در رفتارهایی نظیر مهربانی، خوشرویی، تعریف، تشویق، تواضع و شخصیت دادن به او و واگذاری کارها یی به او که از توانش بیرون نیست و نظایر آن ظاهر میگردد. ضرورت احترام به شخصیت متعلم ازآن جهت است که: اولاً: متعلم انسان است وازکرامت ذاتی برخوردار است و هر فردی مؤظف است با دیگری به نحوی معاشرت نماید که کرامت و شرافت او حفظ شود. ثانیاً: متعلم علاقهمند به معلم میشود و رابطه دوستانه بین آن دو برقرار میگردد واین عامل بسیار مهم است تفهیم و تفاهم و تعلم آسان ترو با کیفیتی عالی تر انجام شود. ثالثاً: متعلم تحتتأثیر عواطف معلم خویش، مجذوب او شده و نه تنها با طیب خاطر تکالیف و راهنماییهای معلم را انجام میدهد، بلکه او را به عنوان الگو می پذیرد و در امور اخلاقی و اجتماعی نیز از او پیروی میکند. رابعاً: متعلم با اعتماد به معلم خویش حاضر می شود مشکلاتش را با او در میان بگذارد و از او راهنمایی بخواهد و در نتیجه در حل مسائل و مشکلاتش توانمند می گردد. امام صادق (ع) می فرمایند: علم را فرا گیرید و خود را با علم همراه با حلم مزیّن سازید و نسبت به کسی که به او علم می آموزید احترام کنید و متواضع باشید و نسبت به کسی که از او علم فرا میگیرید، با احترام برخورد کنید. 3ـ مسئولیت پذیری: هر یک از معلم و متعلم، در برابر یکدیگر دارای وظایف و مسئولیت هایی هستند که به عنوان هدف هایی تربیتی، در نظام تعلیم و تربیت اسلامی از اهمیت و مطلوبیت خاصی برخوردارند. وظایف متعلم در مقابل معلم عبارت است از: الف) پذیرفتن آموزگاری معلم و اعتراف به این که آن چه معلم به او تعلیم می دهد در راستای رشد اوست. ب) توجه به درس معلم و آماده ساختن ذهن برای فهم کلام او و بازداشتن ذهن از مشغول شدن به چیز دیگری. ج) کلام معلم راقطع نکردن و با او به جدال نپرداختن. د) اطاعت از معلم و عدم مخالفت با او،زیرا که رشد متعلم در اطاعت و پیروی از او است. مسئولیت پذیری معلم مسئولیت معلم در برابر متعلم بسیار سنگین تر است.او با پذیرش مسئولیت همه جانبه تعلیم و تربیت متعلمان باید به تناسب مراحل رشد آنها،آن چه مورد نیاز و خیر است به آنها تعلیم دهد و ازهر جهت در آموزش صحیح و پرورش نیکوی آنها کوشش نماید. شرایط ایفای مسئولیت معلم برای این که بتواند مسئولیت خویش را در تعلیم و تربیت،به نحو احسن، ایفا نماید باید: 1- نسبت به موضوعی که تدریس می کند ویا راهنمایی می نمایدآگاهی های لازم وبلکه کافی را کسب نماید و درهمین راستا است که حدّ مطالعات و تحقیقات او باید وسیع تر ار محتوای کتاب انجام شود. اصولاً معلم باید همیشه در حال یادگیری باشد و از علم و تجربه دیگران استفاده نموده و به علم خود بیفزاید. 2- معلم باید از فن تدریس و روش های تعلیم و تربیت آگاهی پیدا کند، به ویژه روش هایی که پیامبر وائمّه ی معصومین علیه السلام و جانشین آنها به عنوان معلم اتّخاذ می کرده اند و نیز باید مهارت کافی در استفاده به جا و مناسب آن روش ها به دست آورد. همچنین برای هدایت شاگردانی که رفتارهای نا بهنجار از خود بروز می دهند، آمادگی و مهارت لازم را کسب نماید. 3-معلم باید اندیشه وعقاید وآداب و رسوم مذهبی، مسائل فرهنگی ملی و بین المللی و تعلیمات بزرگان دین بصورت کامل آگاه شود و به تعلیم این امور به متعلمان در سطح فهم و درک شان بپردازد. 4-معلم باید سعی کندافراد به رویه عقلانی و منطقی تربیت شوند تا عقیده و اندیشه حق را از باطل، با آسانی تشخیص دهند و بهترین اندیشه ها و آداب و فرهنگ یعنی مکتب اسلام را خود برگزینند و در پاسداری از آن و التزام عملی به آن متعهد گردند و از انحراف اندیشه و رفتار مصونیت پیدا کنند. 5- معلم باید احساسات، نیازها، توانایی ها و تفاوت های فردی متعلم خود را بشناسد تا بتواند به اودرتعلیم و تربیتش کمک کند و برای این منظور باید آگاهی ها و بینش لازم را کسب کند تا بتواند زمینه مناسب را برای تعلیم و تربیت وی فراهم سازد. 6- معلم و دیگر دستاندرکاران آموزش و پرورش باید محتوای دروس را براساس آن چه متعلم در آینده به آن نیاز دارد، تنظیم کنند و راهنمایی و تربیت را به گونه ای انجام دهند که برای متعلم مهارت هایی پیدا شود که بتواند خود، نیاز هایش را در طول زندگی رفع نماید. 7- معلم باید سعی کند صفات انسانی را از قبیل: اخلاص،تواضع،تقوا، امانت داری، صفا و صمیمیت، تعهد و ... را در حد نمونه دارا باشد، زیرا که از تجسّم صفات عالی و در معلم و تبلور آنها در گفتار و رفتارش، شخصیت متعلم ساخته و پرداخته میشود. در این زمینه پیامبر(ص) میفرمایند: از محضر عالم و معلمی کسب فیض کنید که شما را از تکبر به تواضع و از ریا به اخلاص و از شک به یقین و از اشتهای نفسانی به زهد و از عداوت و دشمنی به معاشرت صحیح بکشاند. 8- معلم باید احساس رضایت را نسبت به شغل و مسئولیت خود، مداوم زنده نگه دارد و به هیچ وجه احساس خستگی و بی میلی را به خود راه ندهد. او باید افتخار نماید که شغلی همانند شغل انبیاء دارد و هدفی همانند هدف آنان را دنبال میکند. به طور کلی معلم در جامعه اسلامی، برای ایفای نقش خود باید همه اصول تعلیم وتربیت اسلامی را معیار فعالیتهای خویش قرار دهد و جز بر مبنای آن اصول هیچ کاری را انجام ندهد. در این صورت است که معلم میتواند در انجام مسئولیت خویش موفق گردد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه