سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 19/8/1387 ] [ ادامه ] |
|
|
فهمیختهمرا ببخش!
برادری که لباس مقدس نظام را بر تن داری و مسئول برقراری نظم و امنیت در شهر و دیار من هستی، مرا ببخش. شرمندهام از این که سرِ صحنه رسیدم و نالهی زنی را که کتک میخورد شنیدم. ای کاش در آن لحظه من آن جا نبودم و نمیدیدم و نمیشنیدم. شرمندهام از این که در کنفراس مطبوعاتیِ وزرا شرکت نکردهام و ترجیح دادهام به میان مردم بروم.
واکمن بنده، قابل شما را ندارد. اگر خواستید کاغذ و قلم مرا هم بگیرید و نوشتههایم را صد پاره کنید.
اما چشمهایم را چه کنم؟ میدانم که میدانی چشمها دروغ نمیگویند. آیا در آن لحظه ی پر افتخار، دیدی چند جفت چشم به تو نگاه میکرد؟!
قول میدهم هر جا که دیدم دستی بلند شده که بر پیکر کسی کوبیده شود چشمهایم را ببندم و اگر صدای نالهای بلند شد گوشهایم را با هر دو دست بگیرم و راجع به آن با هیچ کس صحبت نکنم. مبادا بار دیگر چشم در چشم هم شویم و نگاه مان با هم یکی شود!
|
|
|