Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 3 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

فریاد استان بوشهر (37)دریغ است بوشهر ویران شود

فریاد استان بوشهر (37)
دریغ است بوشهر ویران شود
در این وانفسای زندگی هر چه می‌خواهم خود را دورتر از بازی‌ها و جریان‌های سیاسی و اجتماعی استان نگه دارم و مواظب باشم تا کلاهم را باد نبرد نمی‌توانم، زیرا که هنوز اعتقاد دارم استانم نیاز به فریاد دارد. فریادی که سال‌هاست می‌خواهند با حیله و نیرنگ خاموشش کنند. فریادی با خاطراتی تلخ‌تر از آن‌چه تلخی‌‌هاست. فریادی که در روزهای تابستان سوزان جنوب استان، مردمانی با حنجره‌های خشکیده هر چه سر دادند فریاد رسی نداشت. شب‌ها انسان‌هایی با شکم‌های فرو رفته و عاجز از قوت لایموت نای فریاد زدن نداشتند و انسان‌هایی که روزی با پاهای تاول زده دوان دوان به دنبال آب و خاک بوده‌اند اما امروز، افرادی جاه‌طلب، منفعت طلب، ریاست طلب و تجزیه طلب با سوء‌استفاده از اخلاقیات مردم جنوب می‌‌خواهند با دسیسه و فتنه‌‌گری جغرافیای استان را تغییر دهند. اما کور خوانده‌اند زیرا گرچه این آقایان مدت‌ها است که استان‌مان را با عملکردهای غارت‌‌گرانه خود توانسته‌اند ویران کنند اما زهی خیال باطل، چرا که نمی‌توانند جغرافیای بوشهر را تغییر دهند. حال نمی‌دانیم به جغرافیای باریکه غزه نگاه اندوهناکی داشته باشیم یا به جغرافیای استان بوشهر که روزی همین آقایان حاضر نبودند در این منطقه عبور کنند. راستی کدام یک تلخ است: آن باریکه‌ای که دیروز توسط اجنبی قطعه قطعه‌اش کرده‌اند یا این باریکه‌ی بوشهر آن هم نه توسط بیگانگان بلکه توسط افراد خودی تازه به دوران رسیده‌ای که هر روز آتشی را دامن زده (من از بیگانگان هرگز / ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد). حال با نگاهی به جغرافیای استان‌های هم جوار در می یابیم بزرگ‌ترین استان، استان فارس می‌باشد و کوچک‌ترین آن بوشهر که اکنون داخلش خودمان را کشته و بیرونش فارسیان، حال چگونه می‌توان تجزیه جغرافیای استان را پذیرفت زیرا که این تجزیه مغایرت با قوانین کشوری دارد.
در این چند ساله‌ی اخیر هر روز یکی از رؤسای تازه به دوران رسیده خوابی برای عسلویه می‌بیند. یکی می‌خواهد مردم با فرهنگ فارس را بر علیه استان بوشهر بشوراند. دیگری خبر از جدایی عسلویه و الحاق آن به استان فارس می‌دهد. روزی رییس جمهور، استان فارس را بزرگ‌ترین قطب گازی کشور می‌خواند و روزی دیگر معاون سیاسی استاندار فارس بی‌سیاست می‌شود و امروز استاندار فارس و رییس سازمان هواپیمایی کشوری به فکر تجزیه‌ی استان بوشهر می‌افتند.
توصیه‌ای هم به مسئولین و نمایندگان بی‌خیال استان دارم: چرا در این خصوص اعلام موضع نمی‌کنید؟ مگر شما خود را وکیل و وصی مردم در استان نمی‌دانید؟ مگر این پست‌‌ها تا کی به شما وفادار می‌مانند؟ مگر نمی‌دانید که این ریاست‌ها به اندازه‌ی آب بینی بزی هم کم ارزش‌تر است؟ چرا مهر سکوت بر لب زده‌اید؟ مگر نمی‌دانید که این تجمل‌ها که در خانه های شماست زنگ مرگ و قاتل جان شماست.
اینک بر فرد فرد روحانیون، روشنفکران، نویسندگان و مطبوعات استان واجب است تا با روشنگری، افکار عمومی را نسبت به دسیسه‌‌های تنش‌زای این افراد آگاه سازند.