Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 3 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
نوشته : ویلم فلور
دخالت دولت در تجارت
شکست و سرخوردگی دولت در مورد کمبود پول، خود را به شکل دخالت غیرمنتظره در بازار، نمودار ساخت. ملک‌التجاری که نادر نخست منصوب کرده بود می‌بایست علایق و منافع تجاری همایونی را حفظ کند، اما او بعد از دریافت شکایت از هلندی‌ها، ملک‌التجار را عزل کرد. آن‌گاه در اوت 1736، شاه تعدادی از تجار را برگماشت تا برای قشون او تدارکات و خوار و بار خریداری کنند. اما دوباره در آوریل 1737 او به دلیل این‌که به آن‌ها اعتماد نداشت و می‌خواست پولش را در خزانه نگهدارد، آن‌ها را از کار بیکار کرد.49
او در سال 1736 همین آزمون را در مورد تجارت کرک ـ یا موی بز کرمانی ـ انجام داد اما این اقدام را هم به سامان نرساند. درخواست مستقیم نادر به موی بز Goat Hair ـ به خاطر نیازش به پارچه‌های پشمی و سایر منسوجات ـ برای تجار بسیار نگران‌کننده بود، زیرا این امر موجب کاهش عرضه‌ی موی بز در بازار گردید و در واقع به همین دلیل بود که هلندی‌ها در سال 1739، از تجارت این جنس، دست کشیدند.50 نادرشاه تا سال 1739 تجارت خارجی را عمدتاً خود در دست داشت اما زمانی که به هند لشکر کشید و مسوولیت حکمرانی بر ایران را به فرزند ارشدش سپرد،، کنترل تجارت خارجی هم بلافاصله به دست تجار وابسته به دربار افتاد که توسط فرزند ارشدش منصوب شده بودند ـ تجارت خارجی مانند کالاهای تجملاتی، کالاهای وارداتی از اروپا و تجارت ابریشم. اسپیلمن، تاجر انگلیسی در سال 1739 گزارش کرده است که:
«تا به حال واردات کالا از استراخان به ایران آزاد و آشکار بوده است و تجار خارجی که به ایران کالا وارد می‌کردند می‌توانستند کالایشان را به هر بازاری که بخواهند حمل کنند، اما امسال تمامی کالاهایی که وارد رشت می‌شود اجباراً باید در آن‌جا فروخته شود و شاه اجازه خریدن آن را به هیچ‌کس، مگر به تجار وابسته به دربار نمی‌دهد؛ زیرا با وجودی که اگر قیمت پیشنهادی تجار درباری مطلوب نباشد و آن‌ها خود بخواهند آن را نگه دارند مع‌الوصف نمی‌توانند کالا را به بازار دیگری حمل کرده یا به تاجر دیگری بفروشند. افزون بر این، چون شاه تجارت ابریشم خام را خود در دست گرفته است لذا کسانی که بخواهند ابریشم خریداری کنند باید آن را از تجار وابسته به دربار ـ نه همچون گذشته از کشاورزان ایرانی ـ خریداری کنند».51
بنابراین در سال 1739 فرزند نادرشاه تجارت خارجی را به انحصار ملک‌التجار خود ـ که در عین حال خزانه‌دارش هم بود ـ درآورد. ملک‌التجار یاد شده به طور انحصاری خریدار و فروشنده کلیه‌ی کالاهایی بود که از اروپا وارد ایران می‌گردید. این تاجر مبلغ یک میلیون روبل یا یکصد هزار تومان وام دریافت کرده بود که می‌بایست بابت آن 35 درصد بهره بپردازد و ظرف مدت کوتاهی ـ یکی چند سال ـ آن را بازپرداخت کند. او انحصار تجارت ابریشم را هم در دست داشت و در آغاز سال 1739 در هر شهر یک نفر تاجر وابسته به دربار (kupechean)، را به کار گرفته بود. بنابراین زمانی که یک فروند کشتی روسی حامل پارچه هلندی و نیل وارد گیلان گردید از تخلیه آن سرباز زد زیرا تجار وابسته به دربار می‌خواست قیمت نیل را به طور مقطوع 140 محمودی (قیمت معمولی 200 محمودی) و ارزش پارچه را 32 محمودی (قیمت معمولی 40 محمودی) اعلام کند و به علاوه 5 درصد هم عوارض گمرکی مطالبه نماید. روس‌ها از قبول این شرایط خودداری کردند.52 اما تجار وابسته به دربار به سرعت توانستند ارزش پارچه تجاری که محموله‌شان را در گیلان تخلیه کرده و می‌خواستند ابریشم خریداری کنند، مقطوع اعلام کنند. اقدام بعدی این بود که مقامات دولتی تجار را به زور وادار ساختند تا این کالاها را به قیمت ارزان‌تری به آن‌ها بفروشند تا بدین‌وسیله بتوانند درخواست نادر را برای پول، برآورده کنند.53 در روز 14 اوت 1739 چاپاری از سوی نایب‌السلطنه وارد اصفهان گردید. او حامل دستوری برای حکمران اصفهان بود تا به او جهت خرید پارچه، شکر، ادویه‌جات، و پارچه‌های فاخر ریزبافت پول وام دهد. حکمران پول موردنیاز را از تجار گرفت و درِ انبارهای تجار بانیان را هم به زور باز کرد و کالای موردنیاز را به قیمت دلخواه خود را آن‌جا بیرون آورد.54
این اقدام شیوه‌ای رایج و دیرینه بود که حکام یا فرمانروایان به جامعه‌ی تجار تحمیل می‌کردند و به فروش اجباری (تره) شهرت داشت.55
مداخله دولت در سطح جمله‌فروشی پایان نیافت. مغازه‌داران ساکن در شمال ایران مجبور بودند کالاهای اروپایی را از انبارهای شاهی خریداری کنند. تجار درباری در سال 1739 کالا را با 3 درصد تخفیف خریداری می کردند و این نشان‌گر آن است که نادر حتا نمی‌خواست تجار ارمنی را بیش از انداه تحت فشار قرار دهد. ظاهراً بعد از برگشت نادر از هند قوانین تجاری تاحدودی تعدیل گردید و به جان التون، تاجر انگلیسی، گفته شد که تمام امتعه‌ی او توسط تجار شاهی ـ به همان مبلغ که سایر تجار خریداری می کنند ـ خریداری خواهد شد. او به تناوب اجازه می‌یافت تا به مشهد رفته و با شاه مذاکره کند. در سال 1745 نادرشاه دستور داد تا مبلغ 100.000 کرون توسط تاجر خویش، حاجی صفی ـ محصل عوارض گمرکی در رشت ـ در امر تجارت، به مصرف رسد. نیمی از این مبلغ می‌بایست بابت ابریشم و محصولات ساخت ایران هزینه شود. این اقلام تجاری می‌بایست جهت فروش به روسیه صادر می‌گردید یا به اروپا فرستاده می‌شد. لذا حاجی صفی تعداد 200 عدل ابریشم خریداری کرد و با خود به استراخان برد. او می‌گفت این معامله 60 درصد سود خواهد کرد و هان وی «Hanway» معتقد بود که این معامله موجب نخواهد شد که نادرشاه دل‌بسته‌ی او گردد.
زیرا جدا از این‌که نادر به پول بیشتری نیاز داشت با وجود این او از نرخ سود تجاری، ناآگاه نبود.56 چنین به نظر می‌آمد که این انحصار تجارت خارجی محدود به شمال ایران و تجارت با روسیه است. لذا تلاش برای تحمیل چنین انحصاری در جنوب کشور ناکام ماند یا تا حدودی به مرحله‌ی اجرا درنیامد. گفتنی است در اوایل سال 1740 تجار وابسته به نایب‌السلطنه پارچه نقره‌ای جهت توزیع بین بنادر بوشهر، دیلم و ریگ ارسال گردید و خواسته شد تا از طریق همان سیستم فروش اجباری (تره) آن را به زور به «واک» (کمپانی هند شرقی هلند)، تحمیل کنند.57