![]() |
||||
|
|
||||
|
گفت و گو با فیلمساز برجسته "رامتین بالف"گفت و گو با فیلمساز برجسته "رامتین بالف"
به انگیزهی ساخت فیلم "پا مرغی امریکایی": نوآوری و خلاقیت از درون مشکلات بیرون میآید پیشآغاز: "رامتین بالف" فیلمساز برجستهی بوشهری ـ که فیلمهای کوتاه مستند و داستانی درخشانی در کارنامهی هنری خود دارد ـ نخستین فیلم بلند سینمایی خود را با عنوان "پا مرغی امریکایی" به پایان رساند. به انگیزه ی ساخت این فیلم، گفت و گویی با رامتین بالف به انجام رساندیم. عوامل تولید فیلم "پا مرغی آمریکایی": نویسنده، تهیه کننده و کارگران: رامتین بالف / تدوین گر صدا و تصویر: رشاد بالف / ناظر کیفی: حبیب احمدزاده / مجری طرح : حسین فولادی/ مدیر تولید: هادی منوچهری/ دستیار اول کارگردان و برنامهریز: ماندانا گُرد/ مدیران تصویر برداری: رامتین بالف، رشاد بالف/ دستیار تدوین: حمید خسروی/ خواننده و نوازنده گیتار: رضا شیرکانی/ بازیگران: میلاد مرادی، آرش والینژاد، عسل کاظمی، هادی منوچهری، علی روان، رضا شیرکانی، مستر آلکس، کاشینو کانزاکی، شینزو توماتزو یاشی و موعود گوهری/ بازیگران خردسال: محمد سیاوشی دیّری، مریم برمک و آرش سیاوشی/ با حمایت و پشتیبانی: سردار رزمجو، سردار کارگر، سرهنگ دشتی، سرهنگ احمدزاده، سردار شرفالدین، سردار اثباتی، سردار سعدی و سروان قاسمی/ محصول گروه تلویزیونی بسیج صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مرکز فیلمسازی کنگره سرداران و 2000 شهید استان آقای بالف؛ "پا مرغی آمریکایی" نخستین فیلم بلند سینمایی شماست که دارای درون مایهای جنگیست. چرا به سراغ این موضوع رفتید؟ ـ "پا مرغی آمریکایی" روایت مأموریت و جاسوسی دو سرباز امریکاییست که به جزیرهای نفتی در خلیجفارس اعزام میشوند و به دستور فرماندهان مخوف خود به کشتار انسانها میپردازند. مسئلهی جهان خواری و تجاوز به حریم و خاک دیگران و دخالت در امور دولتها و ملتهای دنیا همیشه برایم سؤال برانگیز بود. خواستم از منظر ابابیل (سوره فیل قرآن کریم) به عاقبت تجاوزات و زیاده خواهیهای سرمایهداران سیری ناپذیر و سیاست مداران مخوف بپردازم و تقدیر شومی که در انتظار سربازان امریکاییست و نیز قربانیانی که در صف اول این بازی سیاه و مرگبار قرار گرفتهاند. از روند ساخت فیلم بگویید؟ ـ در سال 83 به توصیه و تشویق دوست فرهیخته و هنرمندم آقای "حبیب احمدزاده" طرح فیلم را نوشتم و پس از تصویب، فیلمنامه را آماده کردم. در سال 85 مراحل پیش تولید به پایان رسید و پاییز 85 فیلم را کلید زدم که تا فروردین 86 ادامه یافت. با شروع فصل پاییز، تدوین را آغاز کردیم که در حال حاضر آمادهی پخش از تلویزیون است. در این پروسه، با چه معضلات و موانعی مواجه شدید و آیا سکانسهای فیلم دقیقاً بر اساس فیلمنامه شکل گرفت یا به دلایلی ناگزیر به حذف بخشهایی از آن شدید؟ ـ مشکلات و موانع، جزء لاینفک مراحل ساخت و آفرینش یک اثر هنریست و اگر در کار حل نشوند، ناگزیرم که مواردی را حذف کنم. من هرگز مثل یک مترسک در برابر مشکلات نمیایستم؛ هر جا لازم شد شرایط را تغییر میدهم و همه چیز را در موقعیتی جدید قرار میدهم. نوآوری و خلاقیت از درون همین مشکلات بیرون میآید. در جریان ساخت فیلم، آیا از سوی متولیان فرهنگ و هنر استان، حمایت و همکاری صورت گرفت؟ ـ نامهای به امضای سردار کارگر از طرف کنگرهی سرداران و 2000 شهید استان بوشهر ـ که از تولید کنندگان این فیلم ضد سیاستهای جنگ طلبانهی آمریکا بودند ـ مبنی بر همکاری و مشارکت اداره ارشاد به مدیر کل این اداره ارائه دادم. به خودم گفتم ایشان که فردی دلسوختهی انقلاب و نظام مینماید، اداره ارشاد هم که بنیادش بر اساس حفظ و اشاعهی فرهنگ اسلامی و مقابله با تهاجم فرهنگ غربیست، ما هم که اسرائیلی نیستیم، پس انشاءا… که این امر خیر به خوبی پیش خواهد رفت … که ناگهان بالن افکارم چون یک فیلم "کمیک استریپ" از هم پاشید و با این واکنش روبهرو شدم که: «سپاه میخواهد فیلم بسازد چه ربطی به ادارهی ارشاد دارد، بروید از خودشان امکانات بگیرید.!» هدف من بازگویی عین کلمات نیست، چرا که گوشمان از این کلمات و دریافت این رفتارهای بیهوده و بیخاصیت سر رفته، اما وقتی به شما میگویند:«… به خواست ما نیست که شما در این شهر کارِ هنری میکنید!» حسابی خندهتان میگیرد و به یادِ نمایشهای روحوضی و سیاه بازی میافتید که در آن گونه نمایش، شاه یا ارباب برای خنداندن حضار چنین ادبیات هجو آمیزی چون: ما میگوییم، ما کردیم، ما میخواهیم برویم، ما … ما… و ما… را به کار میبردند. انگار که این آقا موقعیت اصلی خودش را فراموش کرده و نمیداند مفهوم و ذات حقیقی قیام 57 از بین بردن چنین واژهها و چنین رفتارهای جاه طلبانه و دیکتاتور مآبانهای بود که سالها تمامی داشتهها و سرمایهی این مملکت را در انحصار خود قرار داده بود. با این که من قید همکاری را زدم، اما وی بسنده نکرد و چون دید من آدم سینی به دستی نیستم و مشکل دیسک کمر هم ندارم که در برابرش دولا شوم به لودرها فرمان داد تا از شرق مجتمع فرهنگی هنری دکورهای نمایش و فیلمهای مرا با خاک یکسان کنند و از غرب بر درِ "خانهی سینماگران جوان ـ دفتر بوشهر" همان مکانی که در مجتمع فرهنگی مأمنی بود برای جوانان مستعد تا به فعالیت سینمایی و عکاسی بپردازند، قفل زد. نمیدانم… شاید هم من عنوان نامه و آدرس گیرنده را درست متوجه نشدم، اما تجربه به من آموخت که ما برای این که یک فیلم ضد امریکایی بسازیم، باید به "اداره ارشاد واشنگتن" نامهی درخواست همکاری را ببریم و این که اگر در آینده خدای ناکرده دشمن به این مملکت حمله کند و اتفاقاً موشکی را هم به سمت ساختمان اداره ارشاد و خصوصاً دفتر این مسئول نشانه بگیرد، آن وقت "سپاه" و "ارتش" هم باید بگویند اداره ارشاد به ما چه ربطی دارد، خودشان از امکاناتشان استفاده کنند و از خود دفاع کنند، و آن وقت این آقای مسئول به جای توجه به فرهنگ و هنر این شهر، باید به فکر تأمین سیستم دفاع ضد موشکی بر روی ساختمان اداره ارشاد باشد!! در یک ارزیابی کلی عملکرد متولیان فرهنگ و هنر در این اقلیم را چگونه میبینید؟ ـ آقای احمدینژاد در جایی گفته که این دولت نوکر مردم است ، اما واقعیت این است که نوکری هم تخصص میخواهد که متأسفانه بعضی مسئولان فرهنگی این شهر ـ که از بد حادثه در چالهی مسئولیت افتادهاند ـ از این تخصص بیبهره اند! به عنوان مثال، مدیر کل ارشاد بوشهر با آن همه ادعا و کوبیدن سنگ نظام بر سر و سینهی خود، به جای پاسداری از خون شهدا و فرهنگ شهادت و علیرغم حساسیت مسئولان ارشد نظام نسبت به این موضوع، در حرکتی بیمار گونه، تصویر سردار شهید میهن "میرزا محمدخان غضنفر السلطنه" را که از مفاخر ملی ایران زمین به شمار میآید از کتب تاریخی بیرون آورده و با رفتاری که حتی از دشمنان ایران هم سر نمیزند، سرِ این سردار شهید را با همدستی صفحهآرای فریبخورده ی نشریهاش از تن مطهر آن شهید والامقام جدا کرده و سپس در توجیه این عمل میگوید: چون تصویری از سلطان محمود غزنوی نبود ناگزیر تصویرایشان را در هالهای از نور قرار داده و به چاپ رساندیم! و این تصویر در فصلنامهی ارشاد به چاپ رسید که از پولِ بیتالمال برای انتشار آن هزینه میشود. به راستی که با چنین دوستدارانی، جمهوری اسلامی نیازی به دشمن خارجی ندارد. به نظر شما از چنین افرادی میتوان انتظار حمایت داشت، آن هم در عرصهی فرهنگ که مقام معظم رهبری هم دلشان در این راستا خون است و در بیانات اخیرشان گفتهاند: "بخش فرهنگ، مظلومترین بخش جامعه است". ریشهی این ظلم کجاست؟ آیا کسانی در خارج از کشور مسئول این حرکات بیمایه و بیارزشاند؟ معضلات فرهنگی خصوصاً در این استان که جواهری است در جوار خلیج فارس در به کار گماردن آدمهاییست که به خطا در پستهای فرهنگی و هنری به کار گرفته شدهاند. آیا ایشان نمیبایست محترمانه جایشان را به افراد فرهیخته و کارشناس در این عرصه واگذار کنند؟ این اقلیم، آزمایشگاه و میدانِ بازی نیست که هر کس بیاید و تست شود و دود بی کفایتیاش به چشم مردم برود. این استان با ظرفیتهای عظیمی که دارد، نیاز به افرادی با قدرت یک وزیر دارد تا بتواند همانند یک مروارید در خلیجفارس بدرخشد. ضمن پخش تلویزیونی، آیا شاهد اکران فیلم "پا مرغی آمریکایی" در سالنهای سینما نیز خواهیم بود؟ ـ گفت و گوهایی در این خصوص صورت گرفته که در صورت موافقت تولید کنندگان، نسخهی 35 میلیمتری از فیلم تهیه میشود تا امکان اکران آن در سالنهای سینما فراهم گردد. پروژهی بعدی شما در حوزهی سینما چیست؟ ـ چند پروژه در برنامههامان داریم: یکی در خصوص آلودگیهای زیست محیطی در منطقه پارس جنوبی و دیگری در مورد کویر و حیات وحش اصفهان. همچنین پیش تولید دومین فیلم بلند سینماییام به زودی آغاز خواهد شد. آقای بالف؛ پس از سالها کنارهگیری از تئاتر، آیا دلتنگ "صحنه" نیستید؟ ـ به زودی همه را در عرصهی تئاتر غافلگیر خواهیم کرد. کنارهگیری از تئاتر برای من مثل کنار رفتن از عرصهی زندگیست. در آینده شاهد اجرای نمایشی نفسگیر از کارگاه فیلم ـ تئاتر تجربی بالف خواهید بود. از "نیزار" بگویید؛ آن طبیعت بکر و ناب که مأمنی برای شکلگیری ایدههای شما بود تا امروز، خاطرات نمایشهایی مانا و با شکوه را که در این وسعت سبز و صمیمی اجرا شد، همچنان مرور کنیم. ـ نیزار برای من و گروهم، فضای پر برکتی بود که در آن هر چه کاشتیم، بیش از آن برداشتیم. وعده گاهی مقدس که با چند سال تلاش و تجربه به اتفاق صدها انسان عاشق، تئاتر را در آن به ثمر رساندیم. سخن آخر؟ ـ به کسانی که فرمان فرهنگ و هنر این استان به دستشان افتاده توصیه میکنم هر چند زمان در حال گذر و شاید دیر باشد، اما چه خوب است وقتی کسی پیرامون تان نیست در برابر آیینه قرار بگیرید، خدا را بالای سرتان احساس کنید، دستتان را روی قرآن بگذارید و به وجدانتان پاسخ دهید. خوب به چهرهی خود نگاه کنید و به خود بگویید: آیا من واقعاً برای این کار ساخته شدهام؟! در شکِ خود، تردید نکنید، زیرا شما در برابر مردم و آیندگان پاسخ گویید. تاریخ را هم حتماً ورق بزنید، معطل نکنید و حالا که مطمئن شدید، صادقانه استعفای خود را بنویسید و روی میز ما فوقتان بگذارید و موقعیت و جایگاهی را که تصادفاً به دست شما اشغال شده به انسانهای شایسته، متخصص و محبوب بسپارید تا فردا کمتر از شما به بدی یاد شود. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه