![]() |
||||
|
|
||||
|
نگاهی به سریال "چهل سرباز" محشر بود!نگاهی به سریال "چهل سرباز" محشر بود!
از بس ذهنم درگیر ماجراهای ریز و درشت خاورمیانه است، وقت نکردم نگاهی به روزنامه ها بیندازم تا ببینم آیا کسی شکر نعمت پخش سریال "چهل سرباز" از سیمای جمهوری اسلامی را به جا آورده است یا خیر! به هر حال اگر کسی شکر این نعمت را به جا نیاورده باشد، بر گردن من است که آن را به جا آورم. راستش من اعتراف می کنم که توفیق دیدن تمام قسمت های این سریال را نداشتم، اما آن چند قسمتی را که جسته و گریخته دیدم برای ادای دین به آن کفایت می کند. بدون ذره ای تردید باید گفت که "چهل سرباز" شاهکاری بود تمام عیار که نمونه ی آن را در تاریخ سینمای جهان نمی توان سراغ گرفت. به واقع زبان و قلمم قاصر است از توصیف آن همه صحنه آرایی های شگفت انگیز و کاخ های پر جلال و شکوه دوره ی اسطوره ای تاریخ ایران و به خصوص پیام های ظریف و عمیق و پیچیده ای که در دهان رستم دستان و ابورافع گذاشته شده بود. هر چه بگویم کم گفته ام در توصیف آن سریال بی مانند. در این جا فقط از آقای شمس الواعظین واژه ی "محشر" را وام می گیرم و آن را با فروتنی تمام نثار سریال "چهل سرباز" می کنم، باشد که به ادای دین نزدیک شده باشم. به نظرم تنها فیلمی در تاریخ ایران که از نقطه نظر ارزش هنری و پیچیدگی مضمون به "چهل سرباز" نزدیک شده و شاید بتوان گفت به آن تنه هم زده است، فیلم با شکوه و خارق العاده "دو چشم بی سو" از نخستین ساخته های مخملباف بزرگ است که سبب شهرت جهانی او شد و هنوز هم در صدر افتخارات آن بزرگ محسوب می شود. در واقع "چهل سرباز" از نظر پیچاندن پیام فیلم در لایه های تو در تو و اشاره های نمادین و حرکتهای به غایت ظریف هنری، "دو چشم بی سو" را پشت سر گذاشته و به خصوص در آخرین قسمت های خود که به آینده ی ایران اشاره دارد، چنان غوغایی از ظرایف، عمق، پیچیدگی و سمبولیزم به پا کرده است که هر نادان هنر نشناس بی استعدادی را هم به هیجان می اندازد. از این رو، وظیفه به من حکم می کند که به کارگردان محترم به دلیل اعتماد به نفس بیکرانش، به بازیگر نقش شکوهمند رستم دستان به دلیل دو شاخ گوسفندی که بر سر نهاده بود، به "صدا و سیما" به علت تقبل هزینه های این شاهکار هنری ـ که گویا پر خرج ترین سریال این سال ها بوده است ـ به شبکه محترم دو که بینندگان جان را برای ساعت های مدیدی جهت رؤیت سریال، روبروی خود نشاند، تبریک گویم و از آنان عاجزانه مسئلت دارم که مبادا به ساخت و پخش همین یک شاهکار بسنده کنید و از تکرار مشابه آن شانه خالی فرمایید که ما سخت چشم به راهیم. نوشته ام که به این جا رسید؛ پسر خردسالم گفت: خجالت هم خوب چیزی است! نمی دانم منظورش به من بود یا به دیگران! منبع: هفته نامه ی شهروند امروز / شماره 35/ 7 بهمن 1386 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه