![]() |
||||
|
|
||||
|
از جان بوشهر چه میخواهند؟از جان بوشهر چه میخواهند؟
خلیج پارس از آغاز شکلگیری ممکن است دچار تغییراتی در سواحل و کرانههایش شده باشد، اما قرنهاست که هیچ اتفاق و عوارضی در حوزهی آبهای سرزمینی، کرانهها و پس کرانهها از آبادان تا تنگه هرمز، روی نداده است، لذا بنادر و سواحل مرتبط با آن در تقسیمات جغرافیایی ایران به این شرح ثبت گردیده: استان خوزستان، اهواز ـ استان بوشهر، بوشهر و استان هرمزگان، بندرعباس. در طول ساحلی که از خوزستان آغاز و تا بندر چابهار امتداد دارد از روزگاران گذشته، روستاها، آبادی و شهرهای متعددی در محدودهی جغرافیایی نقاط یاد شده بر اساس مرز بندیهای سیاسی کشور تعریف شده و در تقسیمات، مناطق و حدود استانها سپس شهرها و بخشها با همان روش مشخص شده است. این مطلب یک واقعیت تاریخی است و نه یک ادعا. بخش وسیعی از فارس کنونی جزو سرزمین باستانی «لیان» بوده که باید بر آن اساس بوشهر، پارس یا پارس مرکزی نامیده شود و فارس کنونی را فارس شمالی گویند، با این همه از سالی که بوشهر مرکز استان شد تا امروز که بیش از نیم قرن از تثبیت مرزهایش میگذرد، بدون چشم داشت به ذخایر مهم ارضی استان، از بندر دیلم گرفته تا دورترین نقطه بندر عسلویه را با همان اعتبارات اندک تغذیه میکرد. نقطهی عطف کارهای عمرانی استان پل بزرگ «مند» است، پلی که با اتکاء به نیروهای بومی و تلاش فوقالعاده مدیران وقت استان، به ثمر نشست و بر ثروت ملی کشور افزود. جم، دیر، کنگان، سیراف و عسلویه در باریکهی کم عرضی قرار دارند که به آن استان بوشهر میگویند و مجموعهی همین بنادر و آبادیهای دیگر است که بندر بوشهر کرسی آنان شده است. چند سال است استانداران فارس ـ و به احتمال با حمایت مرکز ـ طرحی دارند تا فارس را به دریا پیوند زنند، چه هدف و نظری پشت این برنامه نهفته است؟ ادله آنان هم این است که مثلاً لامرد یا گلهدار به جم یا عسلویه نزدیکتر است تا به بوشهر، در حالی که فاصلهی بین لامرد و شیراز خیلی بیشتر است از بوشهر به عسلویه و آن شرایط حکم میکند که گلهدار، مُهر و لامرد به استان بوشهر ملحق گردند. وانگهی اگر دسترسی به دریا مدنظر باشد فارس در حال حاضر از سه جهت و راه آسفالته به دریا دسترس دارد 1ـ از چنارشاهیجان راهی میان بُر از طریق (ماهور میلاتی) که بین گناوه و دیلم به دریا میرسد 2ـ جاده قدیمی بوشهر، برازجان به شیراز 3ـ و به تازگی جاده فیروزآباد ـ جم، پس اصرار طراحان برای چیست؟ مگر ثروت کلان تأسیسات عسلویه فقط در خزانه بوشهر جمع میشود که قصد تملک را دارند و میخواهند ریشه پویای اقتصاد کهنترین بندر تجاری ایران را بخشکانند. آخر چرا؟ مگر امروز در استان هزاران کارگر، مهندس، کارمند و … آذری ، تهرانی و شیرازی مشغول به کار نیستند، مگر فارسیها بیشترین نیروی انسانی را در عسلویه ندارند، از جداسازی آن بندر، دنبال چه هستند؟ ما میدانیم شما به ثروت کنونی منطقه مورد نظرتان چشم نیندوختهاید، اراضی زرخیز آن حوزه را میخواهید و فکر میکنید بوشهر که سالیانی دراز تحمل، فقر، بیماری، کمبودها و … را نمود و اجازه نداد منطقهای از خاکش محتاج دیگران شود تا امروز که به لطف خدا همان نقاط دارای ارزش اقتصادی شدهاند و چشم و دل از خاطرخواه برده بیاید قسمتی از ثروت و داراییاش را ببخشد. سلطان ازل کنج غم عشق به ما داد / تا روی در این منزل ویرانه نهادیم/ چون میرود این کشتی سر گشته که آخر/ جان بر سر آن گوهر یکدانه نهادیم دورهی حاج میرزا آغاسی نه تنها سپری شده که عکس آن هم شده است. ما به خاطر چند قطره آب شورِ سرزمین آباء و اجدادیمان، هزاران قطره خون بل هزاران سر در جهت بقایش میدهیم. صادقانه و بیریا به مجموعه مدیران فارس و دولت به روشنی میگویم اجازه ندهید حساسترین مرز آبی ایران را ملتهب کنند، منطقه آرام و مطلوب استان بوشهر را به آشوب و جنجال بکشانند، با ساخت یک جاده، مدیران استان فارس سینهخیز و بیصدا دنبال بلعیدن خاک زرخیز بوشهر هستند. ما هم قسم شدهایم تا در برابر هر زور و تعدی با نثار جان بایستیم. حافظهی تاریخی ملت ایران از این موضوع آگاه است که خوزستان و بوشهر (کرانه خلیج پارس) پدید آورندگان حکومت و مدنیت در ایران زمین هستند لذا آن چه به استان بوشهر تعلق دارد حقوقی است که از نسلی به نسل دیگر رسیده و تجزیه خاکش امکانپذیر نیست. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه