![]() |
||||
|
|
||||
|
از تَه ماندهی لیوان آب تا گستردن سفرهی دل در بوشهراز تَه ماندهی لیوان آب تا گستردن سفرهی دل در بوشهر
رسم ادب ایجاب میکند که انسان برای مهمان خویش احترام قائل شود که مکتب اسلام فرموده: مهمان حبیب خداست. درست است که انسان باید برای بزرگان خویش مثل ادبا و فضلا و وکلا و رهبران دینی و سیاسی خود احترام و اهمیت قائل شود و آنان را محترم شمرد و از آن ها تکریم به عمل آورد اما واقعاً در رسم و رسومات ما ایرانیها ـ «البته بعضیها» ـ بعضاً حرکات و سکنات و رفتارهایی از خود بروز میدهند که جداً مایه شرمندگی و سرافکندگی است و مثل آن را نه در «مکتب» خویش نه در سلوک بزرگان تاریخی خویش مشاهده نمیکنیم. مثلاً اسلام دست بوسی را مذموم و تعظیم رکوعی را مطرود و اطاعت ذلیلانه را نفی و تقلید کورکورانه را پست شمرده و قدغن نموده و از نظر تاریخی نیز در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس را در حال «تعظیم» نمیبینید و در ایران دوستی و میهن پرستی بزرگان، کورش کبیر در قسمتی از وصیتنامهاش میفرماید: فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم روزی قسمتی از خاک «ایران» شود. همه اینها را باید با معیار دینی و انسانی و کرامت انسان محک زد. اشاره کردم که بروز بعضی رفتارها و گفتارها جداً با هیچیک از معیارها و باورهای دینی و تاریخی ما سازگار نیست. واقعاً آنچه تاکنون ماهها از زبان واعظان و مبلغین شنیدهایم همه در مورد کرامت انسان، سلامت انسان و عزت انسان بوده که از زبان ائمه و اولیاء دین صادر شده است. یا آنچه را که مبلغین دینی به ما گفتهاند دروغ است و دروغ را دین ما فرموده مظهر همه فسادها ست یا اگر راست است که یقیناً چنین است چرا ما به آنچه پندمان دادهاند و حکمتآمیز نیز بوده و هست عمل نمیکنیم. از مصادیق این موضوع حرکت کردن حضرت مولا امیرالمومنین به سوی شهر قدیم «انبار» است که مردم در استقبال ایشان از شهر خارج شده بودند و رفتار عجیب و غریبی داشتند، مثل رفتار امروز مردم ما که در استقبال از مسئولان کشور از خود نشان میدهند. حضرت برآشفته شد و علت این رفتارها و عمل کرامت شکنانه را جویا شد و آنان ابزار نمودند ما برای تکریم شخصیت پادشاهان و حکام خود این حرکات و رفتارها را بروز میدهیم و آن گاه امام از مرکب خود پیاده شد و این رفتارها را نکوهید و فرمود: من برای براندازی همین رفتارها آمدهام و آمدهام تا بگویم تو فقط باید در برابر یکی کرنش و تعظیم کنی و او جز خدای یگانه نیست. چه چیز باعث شده تا مردم عصر انفجار اطلاعات ، عصر کامپیوتر و الکترونیک همان رفتارها و کردارهایی را از خود بروز دهند که از قدمت آن بیش از 1300 سال میگذرد. کاش مشکلات روزمره زندگی و تورم و ایستادن در صف کپسول گاز و خرید نفت و دویدن دنبال کسب لقمه نانی نبود و امکاناتی در اختیار این گونه خبرنگار بود تا کلیه تملقها و خوشآمدگوییها و اغراقها را ثبت و ضبط میکردم تا بعدها که طوفان احساسات فروکش کرد ببینیم آیا گوینده از گفتار خویش خجل نمیگشت. سفرهی دل بگشایید یار میآید ـ سبزه در سبزه که بهار میآید، و از این قبیل جملات که اکنون در آرشیو صدا و سیمای بوشهر ثبت و ضبط است. چرا اینگونه شدهایم؟ رؤسای شوراهای اسلامی بعضی شهرها پیام میدادند، سخنگوی استان گزارشاتی در مورد سفر قبلی و این که 92% از مصوبات قبلی عملیاتی شده و اینکه سفر قبلی رجایی دوم، قطعاً برای مردم شهر و روستاهای این استان برکاتی داشته و صد البته این سفر برکات و حسناتی خواهد داشت! آیا نفس همین بهبه و چهچهها و تأییدات بیمورد نیست که استاندار به خودش اجازه میدهد مصادره به مطلوب کند و به ثمر رسیدن و به بار نشستن خیلی از مصوبات را در پرتو مدیریت خود و دولت مهرورز معرفی کند، در صورتی که وقتی سیمای بوشهر اقدام به نمایش سد "رییس علی دلواری" میکند ایکاش کسی پیدا میشد تا به این جعل حقیقتها و قلب واقعیتها بتازد و بگوید سد رییسعلی دلواری متعلق به دورهی هاشمی رفسنجانی است و عملیات «تونل باهوش = بهوش» را مهندس تبادار به پایان رساند و حضرتعالی روبان آن را قیچی کردید و ظلم تاریخی در مورد نامگذاری «بهوش» صرفاً به دلیل قولی که یکی از نمایندگان منطقه به اهالی آنجا داده بود و برای مصلحت و راضی کردن دو طرف (آن طرف کوه و اونطرف کوه)پایهگذاری نمودید والا چرا باید به خاطر مصلحتهای فردی و قومی و سیاستهای تبلیغی نمایندهای که برای جلوس بر صندلیهای خانه ملت برنامهریزی کرده، از قدمت و نام و منطقهای تاریخی «بهوش» که ریشه در فرهنگ و تمدن و تاریخ آباء و اجدادی ما دارد بگذریم. میخواهیم چه کسی را راضی کنیم که از خدا بالاتر، بیناتر و آگاهتر و حسابگرتر باشد. اصلاً دوست نداشته و ندارم که به مسائل قومی و منطقهای و جغرافیایی بپردازم و آن را عمده کنم، اما مگر میشود به شکلی قسمتی از بدنت را جدا کنند ولی برای مصلحت چیزی نگویی و فریادی نکشی. چرا استاندار وقتی نقشه تحریف شده هواپیمایی را مشاهده میکند به جای محکوم کردن این عمل، با مصطلحترین اقدامی که در کانون قدرتها همیشه به عنوان «بهترین اهرم» استفاده میشده یعنی «تهدید» و «برخورد» میگوید: نشریه «خلیجفارس» مریض است! ایکاش جناب استاندار فرهنگی نبود تا توقعی از او نداشتیم. چرا آنهایی که از کلام زیبای رهبری مایه گرفتند و هزینه کردند که در بیان فاکتورهای یک نماینده اصلح فرمود: نماینده باید شجاع باشد، و در تبلیغات خود مانور دادند که رهبری فرموده نماینده باید «شجاع» باشد و ما «شجاع»ایم که البته در «شهرت» نه در «عملکرد»، چرا با سایر نمایندگان استان فریاد بر نیاوردند که عسلویه را مثله نکنید. اما وقتی آن حرکت نومید کننده را در هنگام حضور ریاست محترم جمهور در پارلمان جهت تحویل بودجه از نمایندگانی که باید ناظر و پرسشگر رییس دولت باشند مشاهده کردم برای همیشه از این مجلس مأیوس شدم چرا که وقتی چندین نماینده را که بر سر نوشیدن ته ماندهی لیوان آبی که آقای احمدینژاد از آن نوشیده بود در حال تلاش و جدال دیدم و ای کاش نمیدیدم و آنان برای تبریک آن آب را بر سر و روی خود میکشند، چه انتظار دارم که نمایندهام باید از حقوق حقهام دفاع کند و نگذارد در یک عمل جراحی ناجوانمردانه قلب استانم را که علیرغم وفور نعمت الهی در بیماری مزمن به سر میبرد جدا کرده و به همسایه متمول و ثروتمندم پیوند زنند. این جا بود که پیوند زدم ته ماندهی لیوان آب تا سفرهی دلی که باید برای آمدن فردی که میتوانست در این «سفر» خیال همهی مردم نگران بوشهر را راحت کند و مثل سید محمد خاتمی بگوید: عسلویه همیشه بوشهری بوده و بوشهری خواهد ماند و بگوید مثل انرژی هستهای، عسلویه نیز حق ابا و اجدادی و مسلم شما جنوبیهاست. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه