![]() |
||||
|
|
||||
|
شرایط بقای نظام "مردماند"شرایط بقای نظام "مردماند"
مهمترین عنصر تأثیرگذار در حفظ و استقرار و پایداری نظام جمهوری اسلامی به ویژه در این شرایط حساس کنونی، مردماند. در دنیای کنونی، هر نظام سیاسی برای حفظ و بقای خویش یا باید بر حمایت بیگانهای قدرتمند متکی باشد ـ که البته به شهادت تاریخ چنین نظامی محکوم به سقوط و فروپاشی است ـ و یا اینکه پایههای مشروعیت، استحکام و ثبات خویش را بر حمایت، همراهی و مشارکت مردم بنا کند. دوست و دشمن به این واقعیت گواهی میدهند که اساس نظام جمهوری اسلامی، از نوع دوم است. تکیهگاه انقلاب اسلامی، هم در نگاه بنیانگذار آن و هم در مشی واقعیتهای دوران مبارزه " مردم" بوده است. ساختار نظام در قانون اساسی از مهمترین رکن آن تا سایر تشکیلات و ارگانش برای رأی و نظر مردم تنظیم شده است. رکن دوم نظام دینی ما که پهلو به پهلو و در کنار عنصر اساسی آن یعنی "اسلامیت" قرار گرفته نیز "جمهوریت" نظام است. این تلفیق هوشمندانه، نه بر اثر جبر زمان و تحمیلی یا ناخواسته بلکه با تکیه بر بینش فلسفی و اعتقادی اسلام شناسی بزرگ چون امامخمینی(ره) و دین شناسان بزرگی که در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور داشتهاند صورت عملی به خود گرفته است. مردم سالاری نظام و قداست جمهوریت آن ریشه در اسلامیت نظام، متن قرآن، سنت، مدینهالنبی و سیرهی پیشوایان معصوم دارد. هر تفسیر و قرائتی که از چگونگی اصالت رأی و نظر و همراهی مردم در عرصهی تبیین تئوریک نظام حکومتی اسلام داشته باشیم در این که مشروعیت تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت، مشروط به رأی اکثریت مردم مسلمان است، تأثیری نمیگذارد. امام خمینی(ره) با وضوح هر چه تمامتر در پاسخ به سؤالی که پرسیده بودند: «در چه صورت فقیه جامع الشرایط بر جامعه اسلامی ولایت دارد» مینویسند: «ولایت در جمیع صور دارد، لکن تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین که در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبیر میشد به بیعت ولیمسلمین». صرفنظر از بخشهای تئوریک، آنچه که امروز به عنوان برترین نیاز و اولویت نظام جمهوری اسلامی در این شرایط حساس تاریخی و در مواجهه با تهدیدهای خارجی احساس میشود، شناخت راههای عملی بهرهگیری از کارکرد «جمهوریت نظام»، این عنصر ماهوی و حیاتی نظام و قانون اساسی میباشد. امام بارها میفرمود: مردم صاحب انقلابند. علاوه بر نگاه و منظر امام، در صحنهی عمل نیز این مردم بودند که انقلاب کردند و آن را پیروز ساختند و رأی مردم بود که نظام جمهوری اسلامی را مستقر کرد. امروز هم اگر قرار است عنصر «اسلامیت» نظام که همواره در فرهنگ این مرز و بوم پاسدار استقلال و عظمت این ملت بوده است، نقش آفرینی کند، باز همین مردم مسلمانند که میبایست ایمان دینی خویش را در حفظ و حراست از نظام سیاسی خود متجلی سازند. بنابراین «مردم» رکن بیبدیل برای حفظ نظامند. بدون حضور، مشارکت و نقشآفرینی آنان توفیقی نصیب نخواهد شد. خصوصاً آنکه به لطف الهی و با هوشمندی امام و مردم، نظام جمهوری اسلامی متکی به حمایت و قدرت خارجی نیست. بنابراین پیشبرد مقاصد حکومت و توفیق آن در تمامی امور کشور و در این نظام خاص سیاسی ممکن نیست جز در سایه جلب همراهی مردم و مشارکت مردم، غیر ممکن نیست مگر با جلب اعتماد آنان و توجه عملی به خواستهها و مطالباتشان. در نگاه امامخمینی(ره) حکومت و حاکمان خادمان مردمند و نه بیش از آن. اگر تعامل حکومت با مردم، تعامل خادم و مخدوم در محیطی آکنده از اعتماد و اعتقاد و حرمت متقابل نباشد، شکاف بین حکومت و مردم و دولت که نقطهی آغاز و سقوط و زوال است، فراهم میآید. این چنین است که امروزه در مواجهه با تهدیدهایی که هر روز جدیتر میشوند، عطف توجه به آسیبها و شکافهای احتمالی و ترمیم عاجل آن، افزایش سطح امید ملی به هم آوایی مسئولان، برترین وظیفهای است که عقل و شرع بر آن گواهی میدهند. در پایان فرازهایی از سخنان حضرت امام(ره) که خود در عرصه گفتار و عمل نمونهای از این نگرش بوده میآورم: کوشش کنید که پایگاه ملی برای خودتان درست کنید، گمان نکنید که شما صاحب مقام هستید و باید به مردم فشار بیاورید وقتی (ملت) درک کرد که ما همه خیر ملت را میخواهیم ملت پشتیبان ماست. این ملت حق دارد. دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده، حتماً باید خدمت کنید به این مردم. شما و ما همه باید خدمتگزار اینها باشیم و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم. دموکراسی این است که آرای اکثریت معتبر است. همهی اکثریت هر چه گفتند آرایشان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد. شما ولیِ آنها نیستید که بگویید این به ضرر شماست،... شما وکیل آنها هستید، ولیِ آنها نیستید. این مردم همه چیز را قبول دارند، این من و شما هستیم که هر جا بر خلاف مصلحت ما باشد، اساس را میگوییم قبول نداریم. هر جا بر خلاف من است این اصلاً مسلمان هم نیست و هر که بر وفق من است، اگر شمر هم باشد این ابوذر است. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه