Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 3 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

مناظره انرژی اتمی با گاز شمالی و جنوبی

مناظره انرژی اتمی با گاز شمالی و جنوبی
وضعیت جغرافیایی و طبیعی محل زندگی ما برای کار‌آمدترین روش سوخت در دستور کار کار‌آفرینان پر تلاش جنوب است، هر کدام سعی نموده‌اند در این راه حرف بهینه‌تر بزنند و به راه پر سودتر برسند، اما اگر ما هم مثل قدیمی‌ها با شیوه‌های معماری سنتی و طراحی خود به درستی سنجیده‌تر عمل کنیم اصلاً این اتفاق تازه در استان رخ نمی‌داد.
اخیراً نیروگاه اتمی بوشهر در پیامک خود که با فخر و افاده فراوان به کنگان و جم و عسلویه فرستاده گفته است من فرزند باد، آب، خورشیدم و حاصل یک انرژی تجدید شدنی، اما شما که در ساحل و کوه قرار دارید حاصل بی‌مورد و مصرف تجدید نشدنی فسیل، گاز و نفت ذغال سنگیدکه پایه اساسی ندارید خیلی زودبازده هستید، اما من از اول هستی تا ابد برخلاف شما پایدار، و به راستی این را در شعر شاعر ماندگار ایران یعنی سهراب سپهری آمده

«تا شقایق هست زندگی باید کرد» من زاده خورشیدم و تو زاده سنگ و زغال فسیل من به شهر انرژی معروفم و تو برای ماندنت زمان انتخاب کرده‌اند.
من با همه این ویژگی‌هایی که

برایم آورده‌اند هر چند پولساز نیستم و سال‌هاست دست به دست بین آلمان و روس‌ جابه‌جا و گاهی افقی و گاهی عمودی شده‌ام و در کلان‌ترین بودجه‌ها جا باز کرده‌ام و وابسته به هزینه هستم و دستم مثل شما به سیستم‌های سرمایش و گرمایش نرسیده اما باز هم وابستگی به تو ندارم و برای برقراری کوران‌های موج

دریا هلیله و بندرگاه در نزدیکی بوشهر را در آغوش دارم و از همه مهم‌تر یک عالم معدن طلا را که باصلاح زباله‌های گاز سوز شهر و شهرداری بوشهر با بوی

نامطبوع آن در کنارم، باز هم در کمال آرامش زندگی می‌کنیم کل مردم یک کشور در انتظار آن چیزی هستند که حق مسلم آنان است. من در آینده برق و آب شیرین دریا را برای تو و دیگران از سرنه انرژی خود به سوی شما هدایت خواهم کرد.
اما ناگهان گاز جنوبی و شمالی استان با چهره‌ای برافروخته‌ و گرمای 50 درجه با روشن کردن انبوه مشعل‌های فروزان در شب به نیروگاه ایمیل می‌زند که: درست است من گاز فسیل نیاکان هستم که بعد از سال‌ها به سرزمینم و استانم برکت و نیروی کار فراوان دادم بدون این که مثل تو آن همه تحمیل هزینه سنگین سالانه را همواره بر دوش داشته باشم تازه موجب شادی در اقتصاد ملی و پایه و بنیاد قرمزپوشان ورزش نیز شدم و توچیزی جز گرفتن زمان اقتصادی از دست مردم نداری و الان همان انرژی بادی خواف و یزد با باد و گرماهایش و آن قنات‌های طولانی که به شیوه سنتی و طبیعی قابل دسترسی است بالاتر هستند و این انرژی اتمی که آدامس لب و لوچه جهانیان شده، آیا می‌تواند مشکلات موجود استان و کشور را در زمینه‌های زیست‌ محیطی مالی و استانی حل کند؟