![]() |
||||
|
|
||||
|
مردی که نه خود را تحریف نمود و نه زندگی رامردی که نه خود را تحریف نمود و نه زندگی را
بسیار نویسندههایی هستند که وقت نوشتن و پرداختن به زندگی برای رسیدن به مقصود خود متوسل به تحریف زندگی میشوند؛ اعتقاد چخوف بر این گمان راسخ است. چنین نویسندگانی هدفشان بیشتر این است که نویسنده باشند. معروف باشند و اثر آنها نایاب شود. به نظر میرسد نویسندههایی که در زمینهی تاریخ مینویسند بیشتر مبتلا به این گرایش هستند. فرقی نمیکند نیل به مطرح شدن از شاعر گرفته تا نقاش و بازیگر و مجسمهساز و... را در عمل به چنین سمتی و جایگاهی سوق میدهد. بیهقی داستان ـ تاریخ را با واقعیت نوشته است، آدمی همچون ذبیحا... منصوری هم در انبوهی از ترجمههای مثلاً تاریخی خود به شدت دست به تحریف و زیادهگویی ـ به تعبیری جعل روایت ـ زده است، خالق جیمز باند ماجرا پروری کرده است و مشهور به «نویسنده» شده است، در این زمینه تاریخ نویسندگی پر از نمونه و مثال است. از میان همهی این نویسندگان و با مطالعهی همهی آثار آنان اگر روزی قرار باشد پالایش صورت پذیرد و منتقدانی واقعی و واقعبین سره را از ناسره جدا و به مخاطبان آنها معرفی نمایند، سرتاسر جهان دارای ـ شاید ـ دَه نویسندهی مطرح خواهد بود، در میان این ده نفر بیتردید زندهیاد صادق هدایت حضور خواهد داشت. هدایت واقعیتگرا، اگر چه با نماد سازیهای هنرمندانهی خود، «بار معانی عمیق» آثارش را ماندگاری بخشیده است، برای رسیدن به این هدف که مثلاً مطرح باشد و نامش در ردیف بهترینها، هیچگاه مرز واقعیت را نشکسته است. تحریف در قلم و دیدگاه و اندیشهی هدایت متعلق به سلسلهی «رجاّله» هاست. اینها هستند که زندگی و سیر واقعی آن را تحریف میکنند تا نوشتههایشان در رنگ و لعاب، شکلی جذب کننده به خود گیرد و شهرت را برایشان به ارمغان آورد. هدایت هر آنچه را که در جهان دیده است، با همان وضعیت و همان فرم در قالب هنر عرضه نموده است، او نه خود را و نه زندگی را هرگز «تحریف» نکرد! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه