![]() |
||||
|
|
||||
|
آمد اربعین… آمد اربعین
یکی دیگر از ایاما… به یاد ماندنی ویژه مذهب تشیع، یومالله اربعین است که مکمل جریان خونبار عاشورا می باشد، زیرا شهادت یاران خدا در روز عاشورا بود و مراسم تدفین پیکرهای پاک آنان در روز سوم و مراسم تدفین سر مطهر اباعبدا… الحسین (ع) در روز اربعین به وسیله خاندان مطهرش در کربلا اتفاق افتاد. از این جاست که شیعیان آن خاندان عصمت و دوستان آن دودمان طهارت در روز سوم، هر یک از شیعیان به یاد مراسم تدفین پیکر های پاک سید و سرور شهیدان و یاران با وفایش مراسم عزا بر پا می کنند. همچنین شیعیان وفادار به اهل بیت (ع) هم در روز بیستم صفر هر سال (اربعین) و هم در چهلمین روز درگذشت عزیزان خود با بر پایی مراسم عزاداری و سوگواری دو هدف را دنبال میکنند. بزرگداشت و گرامی داشت یاد و خاطره مراسم تدفین جگر خراش سر مطهر سرور شهیدان که پس از چهل روز دوره گردی در خیابانها و بیابانها به بدن طیب و طاهر خود ملحق شد و با دفن شدن آرام گرفت. از این رو در روایات قریب به تواتر آمده است که آسمان چهل روز بر حسین (ع) گریست و با استقرار آن سر نازنین در کنار بدن مطهرش آسمان نیز آرامش یافت و از گریه باز ماند. اربعین حسینی دارای محتوای آموزنده و یادآور خاطرهای حیات بخش است و واجب است که این مراسم تا ابد زنده بماند و همه ساله مراسم بزرگداشت این خاطره به یاد ماندنی و فراموش نشدنی با عزت و احترام و هر چه با شکوه تر برگزار شود و روحیه ظلم ستیزی به عنوان یک درس آموزنده از استاد بزرگ بشریت حسینبن علی (ع) به نسلهای آینده به ویژه جوانان منتقل شود. زنده نگاه داشتن این واقعهها بر تمام شیعیان جهان واجب میباشد زیرا زمینه قیام بزرگ جهانی و عدل گستر مهدی موعود (عج) فراهم میشود و این خود نوعی حفظ تاریخ است که برای نسل آینده هم باید به همین شور و شوق باقی بماند. سلام ای سرزمین آتش و خون سلام ای نینوا ای دشت گلگون سلام ای مرز هجران وجدایی سلام ای وادی عشق و رهایی منم زینب که اینک باز گشتم ز نو با غصهها دمساز گشتم من از شام آمدم با درد و اندوه جهانی غم کشم بر دوش چون کوه من و این خیل همراهان دل خون عزا داریم همچون دشت و هامون زاندوهی گران مادلفکاریم فزون فریادها در سینه داریم زبانم گشته قاصر تا که گویم زمینت را به اشک دیده شویم توای کربلا بر گوبه یاران حدیث عشق و خون و درد و هجران تو خود شاهد بر آن هنگامه بودی تو خودشرحی از آن غمنامه بودی مصیبتها به چشم خویش دیدی چه افغانهای جانسوزی شنیدی غریو تشنگان را عرش لرزاند زغم افلاکیان را جمله گریاند عدو را زین سبب رحمی نیامد که بل در هلهله آن لشکر آمد شرر بر جان من زد داغ یاران غم بییاوری و آه طفلان چهها باخیمهها کرد آتش کین چه غوغایی به پا کرد خصم بیدین به روی نی سرِشه جلوه گر شد فروغش روشنای بحر و بر شد زلب جاری نمود آیات حق را به خون بنشاند زآوایش شفق را شکستند حرمت آل عبارا به غل کردند زکین زین العبارا دریغ و آه که جز اندوه و محنت دگر چیزی نماند بر آل عصمت اسارت ماند وطعن دشمن ودوست که زخم دل زجورو کینهی اوست سفر آغاز گشت و شام مقصد عدو شد ساربان و بانگ ره زد عدو میزد دمادم تازیانه به اندام اسیران ظالمانه زسیلی گشت نیلی در حضورم رخ آن نازنین طفل صبورم قدم بر شام ظلمت چون نهادیم زظلم دشمنان از پا فتادیم چه استقبالمان کردند لعینان به سنگ و چوب و آتش نابجیبان به بزم خصم چه گویم من چه ها شد به یک دم مجلس هتک حیا شد ز ضرب خیزران شد غرقه در خون لب و دندان شه در تشت زرگون چهل روز بر من و یاران چهها رفت چه محنتها به آل مصطفی رفت که تا محشر ببارم خون از این غم شکایت میبرم بر فخر عالم تو هم گر خورده بینخواهی شفاعت ببار از دیدهات خون تا قیامت |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه