![]() |
||||
|
|
||||
|
نگاهی به کتاب "بازنگری انتقادی" مجموعه مقالات "حمید مؤذنی"نگاهی به کتاب "بازنگری انتقادی" مجموعه مقالات "حمید مؤذنی"
تردیدی نیست انتشار مجموعه مقالات سیاسی و اجتماعی و مطالعات فرهنگی "حمید مؤذنی" در کتاب "بازنگری انتقادی"، موج جدید و تأمل برانگیزی را در جامعه ایجاد کرده است. نویسنده در این کتاب تلاش نموده با نگاهی منطقی و به دور از احساس، موضوعات مهم جامعهی امروز ایران را به نقد بکشد. این مجموعه با 54 گفتار در 379 صفحه به نگارش درآمده است. اهمیت این گفتارها، ریزبینی در انتخاب موضوع، استفاده از کاربرد تمثیل، تصویرسازی بسیار هوشمندانه و تأثیرگذاری بر مخاطب مبتنی بر علمگرایی و شناخت منطقی است که همه موارد یاد شده ارزش و اهمیت این نوشتهها را بیش از پیش نمایان میسازد. نویسنده با نگاهی رئالیست و قاعدهمند تلاش نموده تا با دقت، تطبیق، مقایسه و با بهرهگرفتن از تاریخ پرفراز و نشیب سرزمین ایران به روحیات جامعه و تناقضات و تخیلی اندیشیدن جامعه که یکی از آفات متدلوژیک تفکر ـ به طور اعم ـ و تقکر سیاسی ـ به طور اخص ـ در ایران است نقبی زده و خواننده را به تأمل وادارد و این ذکاوت، تسلط و بینش نویسنده، اطمینان خواننده و ارزش کتاب را بیش از پیش بالا برده است. نگارنده با نگاهی ریشهای توانسته است ارتباط منطقیای بین پدیدههای سیاسی امروز در تاریخ دیروز به وجود بیاورد. وی در گفتار اول با عنوان "مار و پلهی سیاستورزی ایرانی" از کاربرد تمثیل هوشمندانه بهره برده است. مؤذنی آفات نگرش رفتار ایرانیان را در تاریخ جست وجو میکند و به نوعی از دید تاریخی در شناخت سیاسی بهرهمند میگردد و با تسلط بر نظریهها و تاریخ، عمق رفتار کنونی جامعه را ریشهیابی میکند. در واقع"مؤذنی" عوامل تقدیرگرایی جامعه را در تاریخ جست وجو میکند که این خود نشان میدهد نمیتوان یک پدیده ی سیاسی را از بستر تاریخی منقطع کرد که خود محتوای گفتار را غنیتر کرده است. آنجا که نویسنده میگوید «ایران سرزمین تضادها و تناقضها،آرزوها و خواستهای تکرار شونده و قولهای فراموش شده، مبارزه جانفشانه، پیروزیهای مقطعی، بازگشت و باز تولید الگوهای پیشین و تکرار است» به نوعی باز هم موضوع رویکرد به تخیل در جامعه را گوشزد میکند. مؤذنی میخواهد بگوید "تخیل" مخرب است زیرا انسان را از ساختن، پرداختن، بنا کردن، اصلاح و تصحیح باز میدارد. نگاه "موذنی" به موضوعات نگاهی است مستقل. در نوشتههایش میشود با استفاده از بعضی ضربالمثلها خواننده را به تأمل واداشت که ریشهی این گفتههای قدیمی، استبداد چند سالهی حاکم بر ایران بوده است. آن جا که نویسنده میگوید راه رسیدن به جامعه باز و دوری از تکرار؛ بستن بازی اتفاقی و تقدیری مار و پله و باز کردن شطرنج است اوج ظرافت و قدرت عمیق فکر کردن اوست که بسیار زیبا جامعه را به اصل "تغییر" فرا میخواند و بسیار هوشمندانه مینویسد:«… از شور به شعور و از مار و پله به شطرنج باید رسید». او میخواهد بگوید که شهروند متفکر کسیست که بر ذهن تربیت شده خود کنترل دارد و اگر اکثریت مردم یک جامعه چنین باشند، آن جامعه میتواند اهداف بزرگی را به انجام رساند. نویسنده از قدرت ادبیات در گفتمان سیاسی استفاده میکند. از اندیشههای احمد شاملو، ابیات تأمل برانگیز سلمان ساوجی، از فریاد فروغ فرخزاد، از وحشی بافقی و از نامههای منوچهر آتشی سخن میراند و با استفاده از پتانسیل ادبیات عقاید خود را به مخاطب منتقل میکند. استفاده از دیدگاه و عقاید بزرگان حوزههای جامعه شناسی، روانشناسی و سیاست فضای کتاب را علمیتر کرده است.طرح روی جلد هوشمندانه مخاطبان را به سوی خود جلب میکند. طرح روی جلد بر زمینهی سیاه طراحی شده است. خواننده با نگاه اول به طرح جلد کتاب و کلمات متضاد، به نوعی به تناقضات جامعه پی میبرد و این ریزبینی طراح قابل تحسین است. تضاد رنگ زمینه جلد و رنگ کلمات که سیاه و سفید هستند، نشانگر حرفهای بودن این طرح است. مؤلف با انتخاب هوشمندانه ی عناوین مقالات کوشیده است با دقت و ظرافت عنوان را به گونهای برگزیند که خواننده در نگاه اول، مکث تأمل برانگیزی بر آن داشته باشد، مثلاً در گفتار اول عنوان « مار و پلهی سیاست ورزی ایران» را انتخاب کرده است که خود تصویر سازی خاصی را وانموده میکند که به نوعی هم متضاد است و هم مترادف با موضوع. البته قلم نگارنده این سطور به حدی از بلوغ نرسیده که بتواند نوشتههای این نویسندهی متفکر را نقد کند. هدف این بود که جوانان این سرزمین با روشنفکران روشنگر بیش از پیش آشنا گردند تا بتوانند از اندیشههایشان نهایت بهره را ببرند و با آشنایی با این گونه تفکرات برای نزدیک شدن به جامعه مدنی تلاش کنند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه