سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و چهارم
بوشهر
7 آوریل 1907
5ـ حکمران در روز اول مارس تلگرافی دریافت کرد دایر بر این که اعلیحضرت پادشاه با کمال مسرت شاهزاده فرمانفرما (حکمران کُل سابق کرمان) را به عنوان وزیر عدلیه منصوب نموده و به او اختیار داده است تا رؤسای عدلیهی مناطق مختلف را در ایالات، انتخاب کند. تجار محلی در روز اول آوریل برای فرمانفرما تبریکی تلگرافی ارسال کردند. [ 6 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
میدونم روزنومهنگاری، اُما شُغلت چنه؟!میدونم روزنومهنگاری، اُما شُغلت چنه؟!
ا.آریا
گفت : کارِت چنه؟!
گفتم: روزنامهنگارم.
ـ می فهمُم روزنومهنگاری… اُما شغلت چنه!
ـ عرض کردم خدمت تون روزنامه نگارم.
ـ باز می گو روزنامه نگارم!… بووِی جونی، میدونُم روزنومه نگاری، اُما شغلت چنه؟!
ـ عزیز من، شغلم، کارم، حرفه م روزنامه نگاری یه، شغل دیگه ای هم ندارم.
ـ ها… ای شد! حالا بوگو بینیم تو روزنومه چه میکنی؟
ـ مقاله می نویسم، خبر، گزارش، مصاحبه… این چیزا دیگه!
ـ حالا ایناول کن … چِقَه می دِنِت؟!
ـ ای ی ی ی… آب باریکه ای هست!
ـ یعنی چه؟ … یه کلوم بوگو چِقَه خلاصمون کن!
ـ عمو جان ! برای من پول مهم نیست… روزنامه نگاری عشقمه!
ـ ها … دیدی گفتم! مَی عشق و عاشُقی هم شد کار! خُت و منزلت حالا هیچ، اُما فقط سی چک و چلسمه ی بچه ها خو کلی پیل بویَس بیلی کنار! راسی … آخُرش نگفتی شغلت چِنِه؟!
|
|
|