![]() |
||||
|
|
||||
|
گفتوگو با عکاس برجستهی بوشهری "اسماعیل جاشویی"به انگیزه برگزاری نمایشگاه عکس سیمها و سایهها:با سیمها و سایهها، خطر تخریب بافت قدیمگفتوگو با عکاس برجستهی بوشهری "اسماعیل جاشویی"
به انگیزه برگزاری نمایشگاه عکس سیمها و سایهها: با سیمها و سایهها، خطر تخریب بافت قدیم را نشان دادم آقای جاشویی، ایدهی برپایی نمایشگاه عکس با موضوع بافت قدیم و با زوم کردن بر روی سیمها و سایهها چگونه شکل گرفت و در این راستا از همکاری کدام یک از مراکز و نهادهای فرهنگی و هنری برخوردار بودید؟ ـ بافت قدیم بوشهر مانند دریا و ساحل زیبای این شهر از جمله نقاطی است که برای ما که هر روز از کنار آن عبور میکنید، نادیدنی مانده. شاید این حرف کمی عجیب باشد ولی آن قدر این حضور بیواسطه و همیشگی و دردسترس ما قرار داشته که ما آنها را از یاد بردهایم. حضور پر سخاوت دریا که به مانند مادری ما را در بر گرفته و بافت قدیم بوشهر به مانند پدری سالخورده با انبوهی از تجربه و تاریخ پر فراز و نشیب را از یاد بردهایم. نمایشگاه عکس "سیمها و سایهها" یادآوری یک موضوع مهم است، یادآوریِ ضرورت حفظ و نگهداری هویت فرهنگی ـ تاریخی شهرمان از هجوم وحشتناک سیمها و سایههاست.عکسهایی که تاکنون از بافت قدیم بوشهر دیدهایم به دو دسته تقسیم میشوند که هر دو بسیار باارزشند؛ یکی ویرانیها و تخریب بافت را نشان میدهد و دیگری زیباییهای معماری، ولی این عکسها به واسطهی تکرار از کارکردِ واقعی خود دور شدهاند و چشم انسان به مانند همان ندیدن دریا و ساحل در ندیدن ارزش همین عکسها نیز عملکرد یکسانی دارد. هر چه این تکرار بیشتر شود، ندیدن ما نیز بیشتر میشود. برای اینکه عکاسی در یادآوری ارزشهای این بافت بتواند کارکرد واقعی خود را بیابد میبایست از دیدگاه متفاوتی وارد کار میشدم تا نابودی و خطر تخریب بافت را بدون نشان دادن ویرانیها به تصویر بکشم و با استفاده از عناصری که در خودِ بافت وجود داشت یعنی "سیمها" و "سایهها" این هجوم و نابودی را نشان دادم. البته شکل گیری این ایده از اولین مراحل که فقط سیمها حضور داشتند تا انتها که ترکیب سیم و سایه به وجود آمد، حدود دو سال به صورت غیر مستمر و شش ماه آخر به صورت مستمر طول کشید. هزینههای برپایی این نمایشگاه یعنی چاپ عکسها و چاپ پوستر و کارت دعوت توسط "انجمن سینمای جوان بوشهر" صورت گرفت و "سازمان تبلیغات اسلامی" نیز مکان نمایشگاه را در اختیار ما قرار داد. اصولاً تقبل برپایی چنین نمایشگاههایی نیازمند حضور ذهنیتهای کاملاً فرهنگی است که خوشبختانه در این دو نهاد فرهنگی وجود داشت. البته میبایست ضمن سپاس از این دو نهاد فرهنگی از اطلاعرسانی به موقع هفتهنامهی نصیر بوشهر و چاپ آگهی برپایی این نمایشگاه که در قطع و اندازهی مناسب و در صفحهای کاملاً هنری صورت گرفت قدردانی کنم. با توجه به حضور شما در سازمان میراث فرهنگی استان، چرا این ایده را با همکاری این سازمان که متولی حفظ و نگهداری بافت قدیم است، اجرا نکردید؟ ـ آن چیزی که دل مشغولی من بوده این است که در حد امکان بتوانم تمام ارگانها و نهادها و مهمتر از همه مردم بوشهر را در خصوص بافت قدیم و توجه به آن حساستر کنم. این مسئلهی مهم نیازمند توجه همهی ارکان دولت و اقشار مردم است و از دست یک نهاد خارج است. امیدوارم ساختار دولت در راستای توجه به مسائل فرهنگی هر روز بهتر از گذشته شود و از این مظلومیت فرهنگی خارج شویم، هر چند مهمترین کاری که بخش دولتی میتواند در حمایت از مسایل فرهنگی انجام دهد ــ مثل تمام کشورهای دنیا ـ این است که با سیاستگذاریهای تشویقی نسبت به شرکتهای خصوصی که از هنر و فرهنگ حمایتهای مادی میکنند، به رونق و شکوفایی فضای فرهنگی جامعه کمک کنند. استان بوشهر، منطقه انرژی پارس جنوبی و اخیراً شمالی را به همراه هزاران شرکت کوچک و بزرگ خصوصی در درون خود دارد. میبایست با سیاستگذاری که در دولت میشود این شرکتها را برای حمایت از فرهنگ استان بوشهر ترغیب نمود. پتانسیل این شرکتها چنان است که به راحتی میتوانند حتی آثار تاریخی تمام استان را پوشش دهند و دیگر نگرانی از بابت نداشتن اعتبار و بودجه برای حفظ و نگهداری این آثار نداشته باشیم. رسیدن به چنین نقطهای نیازمند تفکری فرهنگی است. عکسها راویِ یک داستان تراژیکاند و بناهای قدیمی، کاراکترهای این تراژدی که در آستانهی سقوط و فروپاشی هستند. چه عواملی را در شکلگیریِ این تراژدی مؤثر میدانید؟ ـ تراژدی، عنوان خیلی خوبی است. در رمان «صد سال تنهایی» اثر گابریل گارسیا مارکز، شاهد تولد، زندگی و مرگ یک شهر میباشیم. شهرها به مانند انسانها روند تولد تا مرگ را طی میکنند. بافت قدیم بوشهر نیز این روند را طی نموده ولی مانند تمام نقاط تاریخی دنیا و حتی شهرهای تاریخی کشور خودمان مثل اصفهان، یزد، کاشان و خیلی از شهرهایی که توانستهاند روح تازهای در کالبد بافت قدیم شهرهایشان بدمند، بافت قدیم بوشهر نیز نیازمند جان تازهای است. البته حفظ بافت به شکل یک مجموعه مهم و پر اهمیت است و نَه صرفاً تک بناها.آن چیزی که در حال حاضر اهمیت دارد جلوگیری از ادامهی این تراژدی است. روند تخریب آثار تاریخی در طول زمان امری است غیرقابل اجتناب ولی امکان کُند شدن این روند و حتی جلوگیری از آن وجود دارد. این امر نیازمند ساختاری قدرتمند چه از لحاظ فرهنگی در بین عموم جامعه و چه از لحاظ سیاسی و اجتماعی در بین مسئولین است. خوشبختانه استان بوشهر از جَو فرهنگی خوبی برخوردار است ولی قدرت مادی لازم برای حفظ تمامی آثار و فرهنگ خود را ندارد. با نظارهی عکسها و حضور خوفانگیز سایهها و سیمهای در هم تنیده تا واپسین عکس که برهوتی را مینمایاند، فضای تلخ و حسرت باری را شاهد هستیم، گویی عکسها حامل پیامی یأس آمیزند. به باور شما چه باید کرد؟ ـ اشارهی خوبی به ویژه به آخرین عکس نمایشگاه داشتید. در این برهوتی که میبینید زمانی خانه "صادق چوبک" قرار داشت. این که چه باید کرد، باید بگویم هر فردی که در این جامعه زندگی میکند نسبت به حفظ هویت فرهنگی ـ تاریخی شهر، استان و کشورش باید حساس باشد وآنچه در رابطه با قشر هنرمند میتوان انتظار داشت، حضور پُر رنگ آنان در حساس نمودن اذهان است. شاید تکرار این جملهی همیشگی که "میبایست از آثار تاریخی خود حفاظت نماییم" برای مردم و خصوصاً نسل جوان خیلی خسته کننده باشد و کارکرد چنین اطلاعرسانی به واسطه تکرار آن خیلی کم شده است. اهالی فرهنگ با وارد شدن به این عرصه و با ارائهی شیوههای نو و تغییر نوع نگاهها به این موضوع، باید هویت فرهنگی خود را پاسداری نمایند. استقبال از نمایشگاه را چگونه دیدید؟ ـ استقبال به نحو چشمگیری عالی بود. در طی چند دهه کار عکاسی و برگزاری نمایشگاه در استان، تاکنون چنین استقبال خوبی را ندیده بودم و آنچه مرا بسیار شادمان نمود، حضور اهالی قلم و هنرمندان استان بود که باعث دلگرمی هر چه بیشتر میشدند. آیا بار دیگر به سراغ بافت قدیم خواهید رفت؟ ـ فرقی نمیکند که در چه زمینهای کار و فعالیت میکنید ولی برای هر فعالیتی نیازمند شناخت طبیعت و میراث فرهنگی خود هستید و این شناخت و رجوع مکرر، نیرو محرکهی بسیار قوی برای ادامهی فعالیت در هر عرصهیی است. بافت قدیم بوشهر جزیی از هویت تمام مردم سرزمین ماست. همانطور که بافت اصفهان، یزد و آثار تاریخی تمام کشور نیز در بخشهایی از این هویتاند. بیترید دوباره به سراغ بافت قدیم میروم و خاطرههای جمعی شهرمان را با یادآوری مکرر بازآفرینی میکنم.برنامهی آینده من برگزاری همین نمایشگاه عکس در تهران است که در حال انجام مقدمات آن هستم. |

سالی که گذشت همانند دیگر سالها سرشار بود از خوشیها و ناخوشیها، خوبیها و بدیها، ملایمات و ناملایمات و خلاصه سالی بود همانند سالهای دگر گذر عمر و روزگار بود. آنان که از گذر ایام عبرت میگیرند و تجربه اندوزی میکنند برای دگر سالها پیروزند. ولی آیا آنان که فقط روزگار را هم میگذارنند پیروزند.
1ـ اخبار دریافتی از کاظمین (نزدیک بغداد) حکایت از آن دارد که سعیدالسلطنه، حکمران منتخب بوشهر، در مسیر راه خود به این بندر، وارد آن شهر شده است، اما مقامات مرکز به طور تلگرافی به او دستور دادهاند که تا اطلاع ثانوی آن جا را به مقصد بوشهر ترک نکند.