![]() |
||||
|
|
||||
|
جلالیان و قیصر از یک تبار با دو رفتار!جلالیان و قیصر از یک تبار با دو رفتار!
چکیده ای کوتاه بر وضعیت موجود دو کاندیدای راه یافته به دور دوم مجلس در حوزه انتخابیه دیر، کنگان و جم واقعیت امر این است که بعد از آنچه در دور اول انتخابات مجلس در جهتروشنگری و تحلیل انتخابات به خصوص در این حوزه نوشتم و سپس همگان دیدیم که چه بر سر اصلاحات و افراد نام آشنا آمد، دیگر هرگز راغب نبودم در سال جدید مقاله ای پیرامون سیاست ، آن هم از نوع اوضاع و احوال مجلس و نماینده گانش بنویسم ، اما آنچه به نوشتن اولین مقالهام در سال جدید در این رابطه انجامید علاقه مندی عده ای از دوستان به تحلیل وضعیت موجود نمایندگان استان بوشهر و به خصوص دو کاندید راه یافته به دور دوم مجلس در حوزه انتخابیه دیر ، کنگان و جم از قلم اینجانب است. نویسنده نیز با تمام احترامی که به مخاطبانم دارم بار دیگر سعی خواهم کرد خیلی کوتاه برخی حقایق را در این رابطه باز گو کنم . آن طور که برگ انتخابات ورق خورد در حال حاضر در تمامی نقاط کشور تنها 32 نفر اصلاح طلب موفق شدند تاکنون به مجلس راه یابند و در دوره دوم نیز در تهران که به نظر میرسد اصلاح طلبان بیشتری به رقابت بروند، در کل وضعیت جبهه اصلاحات را در مجلس امیدوار کننده نمی کند . اما در استان بوشهر خوشبختانه تفکر اصلاح طلبی در میان نمایندگان حاضر غالبتر است، به خصوص دو نفر از آنها که کلاً برگزیده ائتلاف اصلاح طلبان استان بوشهر هستند. البته در حال حاضر که مشغول نوشتن این مقاله هستم خبر از باطل شدن یکی از مهمترین حوزههای انتخاباتی استان بوشهر به گوش میرسد که امیدوارم این مسئله برطرف شود تا به حذف چهرهای دیگر از محدود اصلاح طلبان راه یافته به مجلس نینجامد . نقدها و حرف های زیادی نسبت به روند انتخاب نمایندگان استان ، حرکت جریان ائتلاف اصلاح طلبان در استان و رد صلاحیتشدگان (از عطارزاده مطرحترین کاندید جریان راست تا کنگانی محبوبترین کاندید جریان اصلاح طلب) در استان وجود دارد . ولی صرف نظر از این مسایل، به وضعیت موجود در تنها حوزه باقی مانده استان که به دوره دوم کشیده شده است به شکلی اجمالی میپردازم تا اینکه بعدها راحتتر بتوان بر کلیت موضوع اظهار نظر کرد . در رابطه با دو فرد موجود که برای کرسی مجلس در حوزه انتخابیه دیر، کنگان و جم در حال حاضر رقابت میکنند برخی موضوعات تا حدودی مشخص است . حضور چهار سالهی قیصر در مجلس و هم چنین تبلیغات دو دور جلالیان برای راهیابی به مجلس، شناختن برخی مسائل در مورد آنها را راحتتر کرده است گرچه هیچ موردی را نمیتوان به طور قطع گواهی داد. نویسنده این نوشتار به برخی موارد در مورد جلالیان و صالحی اشاره میکند وصرفنظر از این که هیچ کدام از این دو کاندید را شایسته ورود به مجلس بداند یا حتی نداند امیدوار است شهروندان با نگاهی به آنها در انتخاب خود راحت تر اقدام کنند. 1ـ در قضاوت اول باید گفت هم جلالیان و هم صالحی هیچ کدام مورد تأیید جریانهای چپ در جامعه نیستند و در واقع هیچ کدام از آنها اندیشه و تفکر اصلاحات و آنچه اهداف این جریان است را تاکنون دنبال نکردهاند و در این باره مرهم برای مردان اصلاحات نبودهاند، فقط این مسئله با یک تفاوت آشکار هم سو است و آن این است که قیصر نمیفهمد اصل اصلاحات و هدف آن چیست ولی جلالیان می فهمد و بلکه نمی خواهد همراهی کند. 2ـ برخیها فکر میکنند قیصر صالحی در یک سیستم سازماندهی شدهی راست یا چپ قرار نمیگیرد چرا که همان طور که گفتم نمی تواند اهداف یک سیستم را درک و با رهبران آن آگاهانه هم سو شود ولی جلالیا ن آگاهانه سیستم و تفکر مورد علاقه اش را می شناسد و چه بسا در آن سیستم رهبری کند . بر اساس این مسئله برای قیصر احتمال اینکه پس از 2 دوره نمایندگی مجلس مانند حاجیانی و حتی کمتر از حاجیانی بهگوشهای بنشیند و توانایی رخنه در بدنهی دولت نداشته باشد زیاد است و این مسئله برعکس جلالیان است که راه یابی وی به مجلس سکوی پرتابی برای نفوذهای آیندهاش درحاکمیت خواهد بود . 3ـ برخیها میاندیشند قیصر یک دوست است که نمیشود بر روی او حساب کرد. همه می دانند صالحی اگر قول و وعدهای هم به صمیمانهترین دوستانش یا حزبش و یا مردم بدهد احتمال اینکه آن را لحظهای بعد فراموش کند زیاد است و همین طور اگر با کسی سر عناد داشته باشد و بخواهد مثلا ًاز وی یا حزب و یا گروهش حمایت نکند احتمال اینکه لحظهای بعد همه چیز را اشتباهی بگیرد باز زیاد است. اما برعکس جلالیان برای هم فکران خود دوست جانانه ای است که اگر بخواهد آنها را جا بگذارد نیز حساب شده بوده است و قطعاً در این راستا جوانب را می سنجد و برای غیر دوستانش نیزیک مخالف آگاه باقی میماند و به دنبال برنامههایی برای آنها میافتد و هرگز فراموششان نمی کند .من فکر می کنم جلالیان دوستانش را برای یاری رساندن زودتر از مخالفانش برای ضربه زدن فراموش می کند . 4ـ برخیها میگویند میان جلالیان و قیصر مسئله ای بسیار آشکار است . خطرِ رفتنِ قیصر برای تمام کسانی است که به جز پول ، راه یابی به مجلس را در چیزهای دیگر چون سواد و دانایی میدانند. پیروزی قیصر در انتخابات یک بدآموزی آشکاری برای تمامی دانش آموزان و دانشجویانی است که انشای «علم بهتر است یا ثروت» را تجربه کرده اند و در این جا باید گفت اگر از علم و سواد جلالیان یاد میشود چون با کسی چون قیصر رقیب شده است . 5 ـ برخیها می پندارند قیصر برای مخالفان خود چندان خطر ناک نیست و بلکه برای خیلی از افراد جاذبه خاص خود را دارد و خیلی از انسانهای ساده و بیآلایش قیصر را آغوش گرمی برای احساسات خود می دانند . توده مردم، صالحی را همان "قیصرو پاپتی " جنوب می دانند که بر سر کلاسهای درس تا نمایندگی مجلس سرشار از شوخ طبعیست و در یک کلام از جنس تودهها است اما جلالیان به نوعی نامحرم خیلی افراد جنوب است و از دافعه خاصی برخوردار است. جلالیان هرگز محبوبیت تودهای پیدا نمیکند و گویی کمی از توده جداست به گونه ای که برخی ها از او می ترسند . برخی از مردم می گویند عقبه فکری جلالیان به دلیل حمایت ها و سابقه وی خطرناک تر از قیصرصالحی است و از طرفی عدم هماهنگی فکری و عقلی قیصر صالحی بسیار مایه تأسف است و بسیاری از مردم از این مسئله اگر قیصر نمایندهشان بماند، مانند گذشته هم چنان خجالت زده هستند . 6ـ برخی از نخبگان و مسئولین جامعه فکر میکنند جلالیان بیشتر از قیصر به سیستم حذفی معتقد است و قطعاً در این مسیر برنامهریزی خواهد کرد. او اگر در بد بینانهترین حال معتقد نباشد که" هر کسی با ما نیست پس علیه ماست" به واقع خیلی دور از این فرمول نمی اندیشد اما چنان چه سیستمی که جلالیان در آن قرار بگیرد بر سر افراد خودی برای انجام امور به نتیجه برسند جلالیان به شدت به تصمیم گرفته شده وفا دار باقی خواهد ماند . 7 ـ از نظر برخیها قیصر یک آشنا است که ممکن است فردا حتی به نفع اصلاح طلبان نیز در پارهای از مسایل عزم ورود کند اما جلالیان یک غریبهی پنهانی است که از الان مشخص است با اصلاح طلبان آن چنان دم ساز نیست. قیصر با دیگر نمایندگان اصلاح طلب استان هم سویی بیشتری دارد، گرچه به این هم سویی نیز هرگز نمیشود اعتماد کرد و هر لحظه و با هر بادی احتمال خیانت وجود دارد، اما جلالیان تا حدودی مشخص است که با دیگر نمایندگان استان بر سر موضوعات متعدد هم سویی کامل که ندارد هیچ ، بلکه میخواهد رهبر این گروه باشد چیزی که قیصر هرگز بلد نیست به آن بیندیشد . 8 ـ برخی از کسانی که از همین الان دغدغه انتخابات ریاست جمهوری آینده دارند می گویند اگر فرض براین بگذاریم که در آینده هر فردی که بخواهد رییس جمهور شود به 100 رأی نمایندگان مجلس نیاز داشته باشد (این قانون در صورت ایجاد برخی شرایط به شکل قطعی در دستور مجلس آینده قرار خواهد گرفت) در صورت کاندیدا شدن اصلاحطلبانی چون خاتمی، به قیصر میتوان برای جلب حمایت امیدوارتر بود تا جلالیان . 10ـ برخی معتقدند متأسفانه قیصر برای هیچ حزب و گروهی متانت ،پرستیژو برخورداری از نطق نماینده بودن را حتی دارا نیست و در این باره آن طور که تجربه نشان داده است حتی جزء نمایندگان بینظم مجلس نیز شناخته شده است. اما جلالیان یک سواد و پرستیژ کاملی برای این امر البته در راستای حزب خود دارد. قیصر هرگز نمیتواند برنامهای در مجلس طرح و گروهی را با خود هم سو کند، دقیقاً برعکس جلالیان که در این مسایل بسیار خبره تر است. فقط خدا کند آنچه در تخیل و برنامههای جناب جلالیان برای اینده باشد برای همگان مفید باشد چرا که احتمال وقوع آن جریان بسیار زیاد است. در پایان باید اذعان کرد هم جلالیان و هم صالحی در حقیقت از یک تبار اما با دو رفتار، نمونه ای جدید از سیاست ورزی ایرانی را ورق خواهند زد. |

سالی که گذشت همانند دیگر سالها سرشار بود از خوشیها و ناخوشیها، خوبیها و بدیها، ملایمات و ناملایمات و خلاصه سالی بود همانند سالهای دگر گذر عمر و روزگار بود. آنان که از گذر ایام عبرت میگیرند و تجربه اندوزی میکنند برای دگر سالها پیروزند. ولی آیا آنان که فقط روزگار را هم میگذارنند پیروزند.
3ـ موسیو پوپف، جنرال کنسول روسیه، در روز سوم فوریه رهسپار بصره گردید.