![]() |
||||
|
|
||||
|
بررسی رخدادهای روزهای پایانی سال 86 در مورد کارگرانبررسی رخدادهای روزهای پایانی سال 86 در مورد کارگران
«هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتارهای ظالمانه و ضد انسانی یا تحقیر آمیزقرار گیرد» «ماده 5 اصلاحیه جهانی حقوق بشر» برای بررسی اتفاقات روزهای آخر سال 1386 و جفایی که بر قشر کارگری رفته میبایست از لحاظ آسیبشناسی مقدمهای تئوریک برایش تعریف کرد. از این رو اگر کارگران را به مثابه یک طبقهی تحت استثمار در نظر بگیریم، انتظار میرود که یک جنبش کارگری پدید بیاید، بنابراین این یک ساختار اجتماعی مساعد و تبعیض آمیز را لازم دارد که در چنین شرایطی عدهای از افراد هم سرشت و هم سرنوشت میشوند چون همگی تحت ستم هستند و دارای یک موقعیت یکسان بوده و به تعبیر دیگر خاستگاه اجتماعی واحد دارند و هر روز نیز با توجه به اخراج کارگران بیکار به تعداد این طبقهی تحت ستم افزوده میشود. حال باید توجه داشت که این طبقه با وجود راههای مختلف برای رسیدن به حقوق خود و برگشتن به یک شغل و داشتن یک زندگی نسبتاً معمولی و گاه زیر خط فقر که از حقوق مدنی و اساسی یک فرد نشأت میگیرد آرامترین راه یعنی تجمع و راه پیمایی را انتخاب میکنند تا اعتراض خود را به مسئولان دولتی نشان دهند تا راهحلی برایشان تعریف کنند و برابر اصل بیست و هشتم قانون اساسی «… دولت مؤظف است با رعایت نیاز جامعه بر مشاغل گوناگون برای همهی افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید»، نه این که از زمان استقرار دولت نهم بسیاری از نیروهای شاغل و کارگری و کارمندی یا به دلیل سوءمدیریت بیکار گشتهاند و یا به دلیل اختلاف سلیقه و عقیده از کارشان بیکار شدهاند و این نقض صریح قانون اساسی است. حال برای روشن شدن موضوع میبایست وقایع بعد از تعطیلات نوروز 1387 را بازخوانی کرد. زمانی که کارگران اخراجی بر اساس اصل بیست و هفتم قانون اساسی «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است»، دست به تجمع در مقابل استانداری بوشهر میزنند که با دخالت نیروی سرکوب و استفاده از گاز اشکآور و ضرب و شتم سعی در پراکنده کردن کارگران مینمایند که در این بین تعدادی از خبرنگاران حضور داشتند. که دوربینهای آنان موقتاً توقیف میشود و یک روز بعد از این ماجرا خبرنگار، عکاس و وبلاگ نویس بوشهری "اسماعیل جعفری" که در صحنهی درگیری حاضر بوده و تعدادی عکس از ماجرای درگیری گرفته بود توسط نیروهای ادارهی اطلاعات استان بوشهر از منزل شخصی به این اداره منتقل میگردد که تا کنون بیش از 10 روز است با توجه به پیگیری اهالی مطبوعاتی و افراد مستقل هیچگونه پاسخ قانع کنندهای داده نشده و از وضعیت فعلی ایشان هیچ اطلاعی در دست نیست، در صورتی که برابر اصل سی و دو قانون اساسی «هیچ کس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند و در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود» در صورتی که تاکنون نقض صریح قانون اساسی اتفاق افتاده است از این رو باروی کار آمدن دولت نهم کلیه کانالهای انتقادی نسبت به سیاستهای غلط دولت چه در حوزهی سیاسی و چه در حوزهی ادارهی امور اقتصادی متأسفانه توسط نیروهای تحت امر به انزوا رانده شدهاند و بیشترین فشار را به سه گروه عمد یعنی دانشجویان، فعالین مطبوعاتی و فعالین سیاسی آوردهاند که باید متذکر شد چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند از حادثه ترسند به خود کاخنشینان ما خانه بدوشان، غم سیلان نداریم از این رو حاملین معرفت که امروز در جامعه ایران دانشجویان اهالی قلم و مطبوعات و فعالین سیاسی به شمار میروند باید توجه داشته باشند که به عنوان نیروهای آوانگارد و پیشرو بیشترین هزینه را متحمل میشوند و این نشان از کفایتی دولت در حوزههای مختلف است که حاضر به پذیرش نقد نیست و با توجه به اجرای سیاستهای غلط استراتژی فرار به جلو همراه با تهاجم به نیروی آوانگارد را در پیش گرفته است و این عکس العمل دولت در جای جای ایران جدای از سیاستهای غلط بینالمللی خود نشان از اولین گام برای مطرح نمودن طرح بیکفایتی این دولت را به ذهن متبادر میسازد. بس که دیدم در لباس حق پرستی اهرمن لاجرم زافسانهی دیر و حرم بگریختم |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه