![]() |
||||
|
|
||||
|
دریغا نخل پر بار هنر رفتپدریغا نخل پر بار هنر رفتپ
یادی از زنده یاد فرجا… صیادی دریغا نخل پُر بار هنر رفت ز بحر علم و فن دُر گهر رفت کنون صیاد دشت پاک معنی بشد صید قضا و از قدر رفت نهال نورسی در باغ دانش چو زیبا کاشت وانگه پُر ثمر رفت به قلب شب شرر افروخت تا صبح سراپا سوخت، چون شمع سحر رفت خوشا مرغی که فارغ حال دانه زدام پُر فسون بیبال و پر رفت در خشک سال این سرزمین، در سنگلاخ صعب العبور اندیشه، در بستر زخمهای عریان کمبودها، سختیها و ناملایمات، گلهای زیبایی روئیدهاند، نهالهای تُرد و شکنندهای که در عین ناباوری به درختان ستبری مبدل گشتهاند. در دیاری که فراگیری و کسب علم و دانش جز با مرارت و رنج و تحمل مصائب فراوان حاصل نمیشد، استعدادهای ناب و سرشاری پدید آمدهاند. سوختند و ساختند، کاشتند و با خون دل آبیاری کردند تا آیندگان در مسیر هموار شدهی آنان به راحتی گام بردارند. از مرحوم "میرزا محمد علی توکلی" ادیب فرزانهی این سرزمین و شمع افروز و ستارهی بیبدیل ادبیات فارسی ایران زمین زنده یاد "منوچهر آتشی" گرفته تا عبدالحسین شهریاری، محمد نوروزی، دکتر فرامرز خجسته و گوهر فرزانهای چون دکتر علی صالحی افتخار ادبیات داستانی جنوب و صدها چهرهی تابناک دیگر که قلم از گفتن نام تمامی آنان ناتوان خواهد بود. همه از جمله ذخائر تمام ناشدنی این سرزمین دور افتاده و محروم از امکانات هستند. شادروان زنده یاد "فرجا… صیادی" آخرین شراره این شعلهی فروزان نخواهد بود. صیاد تیز تک اندیشه در فصل بهار، بهارستانی سرسبز از رویش و تکامل را فراروی آیندگان این سرزمین قرار داد و با رفتنش زمزمههای سرود بیداری در گوشهای سنگین خواند. باشد که قداست زحمات بیشائبهی این گل پر پر شدهی باغ اندیشه، هرگز در اذهان مردم دلیر"پشت کوه" و دفتر سبز دانش و ادبیات فارسی زدوده نگردد و نسل آینده بتواند انعکاس دهندهی زحمات و تلاشهای رفتگان جاوید و بر جا ماندگان فرزانهی این سرزمین باشد. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه