![]() |
||||
|
|
||||
|
از آستینِ کوتاهِ دست نشان تا دستدرازی!از آستینِ کوتاهِ دست نشان تا دستدرازی!
مسئولین کجا هستید. بیایید به مردم جواب بدهید. آقای دو میلیون تومانی حرف بزن. بازیکن بیغیرت نمیخواهیم. خدایا من امشب سکته میکنم و مسئولیت آن هم به گردن مسئولین است. مدیرعاملی که وظیفهاش را نمیداند چرا مسئولیت قبول میکند و .. خیلی شعارهای دیگر شنیده شد و عجز و لابه و گریه هواداران که خیلیها را میخکوب کرده بود. اما بعضیها هم یکی یکی با عینکهای دودی که دنیایشان را غمی نبود رفتند. یکی از لیدرها هم برای ساعاتی بازداشت شد تا تیم شاهین و مسئولین آن از رختکن خارج شده و بعد آزاد شود تا مبادا او اعتراض کند و به بزرگواران کهکشانی شاهین توهین شود! اینها گوشهای از اعتراضها و شعارهای هواداران بود که بعد از بازی شاهین و تربیت یزد اتفاق افتاد. راستی؛ از دکتر رضوی گرفته تا مدیران، مربیان، بازیکنان و همهی کسانی که پیرامون شاهین میچرخیدند آیا یک روزی برای لحظاتی هم که شده شاهین و هوادارانش را به یاد خواهند آورد؟ قدر مسلم دکتر رضوی کار بسیار ارزندهای برای فوتبال استان انجام داده که هیچگاه فراموش نخواهد شد، اما باید پذیرفت که او یا در انتخاب آدمهایی که بتوانند این کار بزرگ را برای فوتبال استان به نتیجه برسانند اشتباه کرد یا آنهایی که برگزیده ی او بودند. خیلی ساده لوحانه و بسیار مبتدی جامهی قهرمانی در لیگ یک و کت و شلوارِ حضور در لیگ برتر را برای خود و رفقای قدیمیشان دوختند. یکی شانزده میلیون تومان، دیگری بیست و پنج میلیون، دیگری دو میلیون و ... خلاصه در خوابهای میلیونی با قالیچه حضرت سلیمان به پرواز درآمدند و فکر نکردند که روزی مثل امروز اگر از دست تماشاگران در میروند، جواب اعتماد دکتر رضوی را چگونه خواهند داد. خیلی سؤالها وجود دارد که تا سالها هم پرسیده میشود و هم در نشریات و کتابها درج خواهد شد. آیندگان ما هم خواهند نوشت که چرا دمشقی آمد و چرا رفت؟ ناصر رفیعی و احمد گزی چرا مسئولیت پذیرفتند؟ در واقع این دو با طناب خودشان به چاه رفتند! اعضاء هیأت مدیره و همهی مسئولین منتخب ورزشی پارس جنوبی چرا مانند دانشآموزانی که جواب سؤالی را نمیدانند پشت سر یکدیگر پنهان میشوند تا آموزگار آنها را نبیند و نپرسد. آقای رضوی؛ از همه بپرس، از برگزیدگانت، چرا فوتبال بوشهر و تماشاگر بوشهری تنبیه شود؟ جناب دکتر؛ نمیدانم مقالات ورزشی، فریاد تماشاچی، اشکهای بارانی و صدای گریهی هواداران و دلواپسیهای مردم را درک میکنید یا نه؟ شما کار بزرگی کردید! اما مسلم بدانید که آستین کوتاه دست نشان کار شما را خراب نکرد، بلکه آستین بلند و دست دراز بعضی از ناواردها فوتبال بوشهر را تا ورطه سقوط کشانیده است. آنهایی که ول کن تیم و فوتبال نیستند، دست پختشان را هم دیگر کسی نمیچشد! شما درِ دیزی را باز گذاشتید اما این گربههای فربه و پشمالو دیگر روی حیا را هم کم کردهاند! از تماشاگری که شب روی شکم میخوابد تا هواداری که از خجالت هواداران رقیبش پیراهن به چهره میکشد و اشک خجالت میریزد تا فوتبالیست پا برهنهی بوشهری، همگی بر کار بزرگ و کرم بخشی شما صحه گذاشتهاند. یقین بدانید که برای مجموعهی شما اداره یک باشگاه شهرستانی کار سختی نیست. بیایید یک بار دیگر امتحان کنید برای ورزش عین صواب است. با یک مجموعه کار بلد از جنس فوتبال نه مدیرعاملی که بخواهد رفیق و رفقایش را پست دهد. نه مربی که همشهریهایش را تأیید کند و بوشهریها را براند و نه یک مربی که بخواهد همه را راضی نگه دارد. کسانی که ابتدا پاسخگوی شما و بعد هم هواداران فوتبال باشند. اگر منتخبین شما کارنامه مردودی بر جای گذاشتهاند آنها باید تنبیه شوند نه هواداران دل سوخته فوتبال بوشهر، که اسپانسر حق مردم و فوتبال بوشهر است. اگر این تیم رها شود شما فوتبال بوشهر را از زمین بلند کرده و به وسیلهی دوستانتان محکم بر زمین کوبیدهاید. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه