سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودیکه در پاسخ به نامه نماینده سیاسی که تصریح کرده بود [ دیروز ] [ ادامه ] |
|
|
مُعلَّمل وُ پیل حروم!مُعلَّمل وُ پیل حروم!
کاشکرا نرفتوی نهضت سوادآموزی، همی زاتی کلاس کلاس، تو نهضت پنجمش گرف، حالا هم رفته «آموزش از رَه دیر» و سوّم رهنمیشه گرفته میگو میخوام تا دانشگاه برم. میگم جن زده تو ای سنِ پیری چه یزله ورداشتیه سی درس خوندن؟
شهرو گف: تازه سهمیه جنسیتی ما بیشتره شما مردله. زنلتو کونکور 52 درصد قولی داشتنه مردل 48 درصد. بحد گف: راسی گرگو موای رفتم دانشگاه تو قوولته موتو کلاس مختلط بشینم؟ موهنی جوواوی ندادیدم که خُش گف: راسی از روزی که آغی احمدی نجات اومده کسی زهله نمیکنه کلاس مختلط بیله، تازه یکی از سیاستله دولت اصولگری ما جدا سازیه کامل «مؤنث از مذکرِ» و خدا کنم که روزی برسه که هَمچّی مردل از زنل جدا واوو! محل کار ویژه بانووان، بازار ویژه بانووان، نونوای ویژه بانوان، پارک ویژه بانووان، دادگُی ویژه بانوان! گفتم: بَس میکنی یا ره نفسته بیندم؟ شهرو گف: هاها حالا د تو چشش درومه نه! گفتم: خیر نوینی مو الان چار مُیه میگم ای کاسی زو نیم درد میکنه و بیو تا بریم شیراز وریه بیطالی و امرو صوا میکنی، ایسو نشسیه سیم روزه میخونی که میخوام برم دانشگاه. می نفهمیدیه سردار احمدی نجات اصلاً فرمیش کرده که «زن زدایی رأس السیاستنا» و گفته تامیترین حوزی کاری زنله تا اونجه که جا داره از هم دیرتر بکنین و گفته جهاد زن، شوهر داری کردنه، الوته یجی هم فرموده که یه دختری تو دوری ریاست مو فورمول اورانیوم کشف کردا، اما حتماً ای کشفکوو تویجی کرده که مرد نبیده! شهرو گف: هیچم ایزاتی نی، می ندیدیه آغی رییسجمهور چنتا معاون زن داره!؟
گفتم: شهرو کی بریم شیرازا؟ گف: ای رفتیم بُیَد قول بدی سه چار روز بمونیم! گفتم: سیچه سه چار روز؟ گف: میخوام برم «پارک بزین»؟ گفتم: پارک «بزین» ویژهی زنله؟ گف: نه گفتم: مو غیرتم قوول نمیکنه زنم بره تو پارکی که مردلم هسن! شهرو گفت: حالا یباری! گفتم: اشکال نداره شهرو گف: حالا شو سی جاو مسکن کجا بریم؟ بریم هتیل ؟ گفتم: فارسیه پاس بدار بگو مهمانپذیر، گف: چطو خشون میگن.گفتم خشون خیلی چی دیه هم میگن، حالا خو نمیخوا تو فکر جاو مسکن بووی، یکی از معلملی که پسینل میان سر چهاو، وم گف عامو گرگو، هر گی خواسی بری شیراز تا کارت معلمی مه وت بدم برو خونی معلم شیراز. آغا تا ما اییه گفتیم شهرو گف: مو شی بار پیل حروم نمیرم. گفتم: زن پیل حروم چنه، امروز حقوقی هم حلالتره حقوق معلمل تو ای کشور گیر میا؟ معلمی که نه اهل دزیه نه میتره دزدی کنه نه زمینیه دزی تو ای شغل وجود داره. تو سیچه تقویه رعایت نمیکنی و هر چه زونت اومه میگی؟ مو دیدم شهرو نی قیلون ورداشت و دو کرکپا واوی. گفتم آخ که الان میزنش تو ملاجم که 10 نفر بگو گرگو زندیه 90 نفر بگو سجلتش مثله رأی کدخدا باطلش کردن. شهرو ادامه دا: پیله معلمل حروم نی؟ گفتم: نه گف: تو سی مو بگو عُلَُمیُه قوول داری؟ گفتم: والله ها. شهرو گف: آغی علی احمدی وزیر آب و جمعی از مسئولله همی وزارتخونه رفتیدنه وره علما که بپرسن ای حقوقی که معلمل تو 3 مُی خرداد، تیرو مردال میگیرن حلاله یا حرومه؟ گفتم: خو علما چه گفتنه؟ شهرو گف و علما چه گفتنه سرم نویمو، همی یه میفهمم که دولت آغا احمد نجات «ری اصول» معامله نمیکنه حتماً یچی وُ گوششون خوارد که رفتنه «اِستعفاء» کنن! خلاصه مو تو خونی معلمی که پیله حروم میخواره نمیام، از بس دلم سی معلم که میفهمم هشتشون گروِ چارشونه سُخت که باور بکه اصلاً زونی دردمه بکلّی فراموش کردم. ای خدیا، یاروتو فلون اداره و شرکت میدوسه میلیون پیل میگیرن، عیدی 5 میلیونی میگیرن، کسی کارشون نداره معلمه که پینجی گتوش از تو نکه ارُسی سیلاغش درومده پیلش حرومه؟ خدیا خت فرجی بگش، خدیا خت رحمت بیا، خدیا د بسه!
|
|
|