![]() |
||||
|
|
||||
|
آنتراکتآنتراکت
گفت و گو با یک گربهی فهیم! درآغاز بفرمایید اوضاع موشگیری چطوره و در روز چند تا موش سهمتونه؟ ـ با عرض ادب خدمت تمامی گربههای باحالِ باصفا. عرض به خدمتتون در حال حاضر به همت شهرداری، موش فَت و فراوونه و از لحاظ کمیت و کیفیت گوشت موشها هم مشکلی نیست، اما متأسفانه مشکلی که الان با آن رودررو شدیم هیبت هرکولی و جسارت موشهای امروزه. واقعاً که موش هم موشهای قدیم. یه چشم غرّه بهش میرفتی، سرِجاش تپ میکرد و تکون نمیخورد، اما موشهای امروز وقاحت رو به حدّی رسوندن که گاهی دستهجمعی ما رو مسخره میکنن یا دنبالمون میدُوَن! شهرداری و نهادیهای ذیربط هم علناً در مقابل این ماجرا سکوت کردن! به حق چیزهای نشنیده ... یعنی مصیبت تا این حد؟ ـ آقا دست رو دلم نذار که الان اکثر ما دچار سوء تغذیه شدیم. یه تعداد از گربهها از شدت ناراحتیهای گوارشی، زخم معده گرفتن و یه تعداد هم گیاهخوار شدن. دیروز هم تشییع جنازه ی پسر عمهام بود که در اثر خوردن fast food مسموم و متأسفانه هلاک شد! نظرتان دربارهی ضربالمثل "دیوار موش داره، موش هم گوش داره" چیه؟ ـ دوره ی این حرفا دیگه تموم شد. یه زمانی بود موشا توی سوراخ دیوار فالگوش میایستادن و تمومِ ریز و پیزِ زندگی گربه ها رو تو بوق می کردن، اما حالا دیگه دیوارا رو تخلیه کردن و رفتن تو گوشی های موبایلِ شما آدما که کارِتون فقط تولید عذاب و دردسر واسه جونوراس. یعنی موشا الان به جایِ دیوار ساکن گوشیِ تلفن شدن؟ ـ آره… دیگه لازم نیس بِتپن توی دیوارِ بتونی، تکمهی موبایل و فشار می دن و بعد لَم می دن تو گوشی و گوشاشون رو فعال میکنن! نظرتون دربارهی "عبید زاکانی" چیه؟ ـ والله این آدم توی اون شعرش پاک ذهن آدمارو نسبت به ما مشوش کرده و تا تونسته به موشا حال داده. آخه انصافت و شکر… ما گربه جماعت که فقط از سرِ صبح سگدو می زنیم واسه یه وعده موش مونده، باید این جوری سنگِ رو یخ بشیم؟ … یه دراکولایی از مانشون داده صدرحمت به "برام استوکر" آخه فرضاً کی شنیدی ما هم مثل موشا کتاب و روز نومه تون رو بریزیم تو خندقِ بلا و یه آب هم روش؟ کِی شنیدی واسه تون فالگوش وایسیم یا اسباب اثاثیه تون رو گند مالی کنیم؟ اون وقت اسمِ ما بد در رفته! حتا کارتون "تام و جری" هم به نوعی تصویر خشنی از شما گربهها نشون می ده، طوری که مخاطب با "جری" کاملاً همذات پنداری می کنه! حالا سخن پایانی؟ ـ ضمن تشکر از شما که این فرصت رو به من دادین تا از گربه ها اعائدهی حیثیت کنم، تشکر می کنم از والدینم که شکار سنتی موش رو از طریق ساعت ها کچّه نشستن به من یاد دادن. در حال حاضر دو کتاب آمادهی چاپ دارم یکی با عنوان "سونامیِ انقراض ِگربه ها" و دیگری با عنوان "مدارا با موش؛ گفتمان جدید هزاره سوم" که مثل خیلی از کتاب ها به زودی یعنی در هزاره ی چهارم با 80 درصد حذف و اصلاحات منتشر می شه! در ضمن با این دِپرسی که توی ما گربهها شیوع پیدا کرده، اگر دیدی با زهرِ موش خودمرو خلاص کردم، بالاغیرتاً آقایی کن و ما رو بسوزون، چون چال کردن اموات هم واسه بازموندهها یه مصیبتِ هزینه بَره! |

سالی که گذشت همانند دیگر سالها سرشار بود از خوشیها و ناخوشیها، خوبیها و بدیها، ملایمات و ناملایمات و خلاصه سالی بود همانند سالهای دگر گذر عمر و روزگار بود. آنان که از گذر ایام عبرت میگیرند و تجربه اندوزی میکنند برای دگر سالها پیروزند. ولی آیا آنان که فقط روزگار را هم میگذارنند پیروزند.
3ـ موسیو پوپف، جنرال کنسول روسیه، در روز سوم فوریه رهسپار بصره گردید.