Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 3 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

بزرگان‌مان را پاس بداریم

بزرگان‌مان را پاس بداریم
در آستانه‌ی روز بزرگداشت فردوسی 25 اردیبهشت ماه
حکیم ابوالقاسم، منصور‌بن حسن فردوسی توسی در حدود سال 329 هجری قمری در قریه‌ی باژ از قراء توس در خانواده‌ای از طبقه دهقانان، که همه پاسداران فرهنگ و اندیشه بودند زاده شد. وی که از کودکی با داستان‌های ملی و حماسه‌‌های کهن ایرانی اندک اندک آشنا می‌شد بعد از اطلاع از مرگ دقیقی توسی که نظم شاهنامه را آغاز کرده و ناتمام نهاده بود، به نظم این اثر و رجاوند همت گماشت و ظاهراً در سال 384 هجری قمری آن را به پایان برد که مأخذ آن شاهنامه ابومنصوری بود و همین کتاب است که "البنداری" آن را ترجمه کرده است. بعدها فردوسی مطالبی از مأخذ دیگر مانند: اخبار رستم و اخبار اسکندر به همین داستان‌های منفرد بر شاهنامه خود افزود و به سال 400 تا 401 هجری آن را به پایان رسانید که عدد ابیات آن را بین 50 تا 60 هزار بیت ذکر کرده‌اند.
استاد فروزانفر می‌گوید: این اثر که امروز یکی از خزائن لغت و گنجینه‌های فصاحت زبان ماست برای وسعت و قوت فکر و قدرت بیان و استواری طبع و اقتدار کلامی و احاطه‌ی تعبیری این استاد بزرگ بهترین نمونه‌ و قوی‌ترین دلیل است. نیز باید دانست که شاهنامه تنها کتاب قصه‌ نیست، فلسفه هست، اخلاق هست و بالاخره تمام فنون سخن هست و فردوسی از عهده تمام بر‌آمده و حق هر یک را به واجب ادا کرده است.
دکتر یوسفی نیز چنین می‌گوید: شاهنامه فردوسی برخلاف آن چه نا آشنایان می‌پندارند فقط داستان جنگ‌ها و پیروزی‌های رستم نیست بلکه سرگذشت ملتی است در طول قرون و نمودار فرهنگ و اندیشه و آرمان‌های آنان است. برتر از همه کتابی است در خور حیثیت‌ انسان یعنی مردمی را نشان می‌دهد که در راه آزادگی و شرافت و فضیلت تلاش و مبارزه کرده، مردانگی‌ها نموده‌اند و اگر کامیاب شده یا شکست خورده‌اند، حتی با مرگ‌شان آرزوی دادگری و مروت و آزادمنشی را نیرو بخشیده‌اند.
دکتر صفا گوید: فردوسی در حفظ امانت هنگام نقل مطالب و به کار بردن نهایت مهارت در وصف مناظر طبیعی و میدان‌های جنگ قهرمانان منظومه خود و لشکر کشی‌ها و نظایر این‌ها و ذکر حکم و مواعظ دلپذیر در داستان‌ها و آغاز و انجام قصص، کمال توانایی را نشان داده است. این شاعر استاد در بیان افکار و نقل معانی و رعایت سادگی زبان و فکر و صراحت و روشنی سخن و انسجام و استحکام و متانت کلام به درجه‌ای از قدرت است که کلامش همواره در میان استادان، نمونه‌ اعلای فصاحت و بلاغت شمرده شده و به منزله‌ی سخن سهل و ممتنع تلقی گردیده است.
این استاد بزرگ زبان و ادب فارسی بنیان گذار سخن حکیمانه و ماندگار است و نام و یادش همواره جاوید خواهد ماند:
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
وقتی که فردوسی در 411 یا 416 هجری قمری چشم از جهان فرو می‌بست نیک می‌دانست که:
جهان یادگار است و ما رفتنی
زمردم نماند به جز گفتنی
به نام نکو‌گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست
به نیکی به یاد تن‌آراستن
که نیکی نشاید زکس خواستن
سال گذشته فیلمی ساخته شد که قصه آن در مورد فردوسی بود ولی هیچ نشانی از شاهنامه و روایات آن نداشت. فیلم "چهل سرباز" را می‌گویم.
برگردیم کمی جلوتر و از همین دیار خودمان و سردار دلاور جنوب یعنی غضنفر‌السلطنه برازجانی را به یاد بیاوریم. جای این که فیلمی در مورد این مبارز بسازند شاهد تلاش برای تخریب این دلاور بودیم. آیا انصاف است که ما به جای این که مجسمه‌ی این بزرگان را بسازیم و در میدان‌های شهرمان قرار دهیم آنها را نابود کرده و توهین کنیم؟!!
آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا در تقویم ما ایرانیان روزی را با نام مبارزان جنوب نداریم؟ چرا اسم رییسعلی ‌دلواری در تقویم به ثبت نرسیده ولی نام میرزا کوچک‌خان جنگلی به ثبت رسیده؟ مگر این‌ها برای حفظ کشور جلوی بیگانگان نایستاده‌اند؟ پس چرا نامی از این بزرگان در تقویم ما نیست؟!
چرا در کشور ما از زندگی شاعران، دانشمندان و مبارزان فیلمی ساخته نمی‌شود و یا اگر هم ساخته شود شفاف و به طور کامل نیست. همین فیلم "شهریار" که شب‌های جمعه از شبکه دو پخش می‌شود آیا به نظر شما کامل است؟!
در کشور‌های غربی برای شاعران ما ارزش قائل هستند، برخی روزهای سال را با نام این بزرگان نام‌گذاری می‌کنند ولی ما برای آنها چه کار کرده‌ایم؟ آیندگان از ما انتظار دارند.
اگر سخنی گفته می‌شود فقط فقط برای بهبودی و بهتر شدن کشورمان است که یاد این بزرگان را زنده نگه داریم.
روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد.