![]() |
||||
|
|
||||
|
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهردر سال 1907 میلادی به روایت روزانه ”بالیوز“ انگلیس در بوشهر قسمت صد و پنجاه و هشتم بوشهر سوم مارس 1907 1ـ مسعودالممالک، فرمانده توپخانه، به عنوان نائب حکمران لنگه منصوب شد و در روز 27 فوریه با کشتی "کسری" رهسپار آن جا گشت. او تعداد 20 نفر تفنگچی، 5 نفر توپچی و یک قبضه توپ را با خود به آن جا برد. 2ـ اقتدار نظام، از افسران جزء توپخانه، که به عنوان نائب حکمران بندرعباس به آن جا اعزام شده بود، بنا به گزارش دریافتی از سمت خود استعفا داده و مدعی شده است که مبلغ مورد اجارهی آن ناحیه بسیار بالاست و برایش منافعی در بر نخواهد داشت. 3ـ نماینده سیاسی مقیم در روز 27 فوریه با کشتی جنگی لارنس از سواحل متصالح به بوشهر مراجعت کرد. او در این سفر توانست شیخِ امالقوین را از زندان آزاد کند. 4ـ در روز 25 فوریه کشتی ”یوفرات“ از اودسه وارد بوشهر گردید و تعداد 500 بسته شامل 290 بسته قماش، 150 بسته قوری، 50 بسته ظروف سفالی و 150 بسته لیوان چای خوری، در این بندر تخلیه کرد. 5ـ در روز 23 فوریه گمرک بوشهر دو قبضه تفنگ گرانبها را ضبط و مصادره کرد. این تفنگها توسط یک نفر بارشمار که در استخدام تجارتخانهی زیتون و شرکاء ـ نمایندگان خط کشتیرانیWest Harlepool Steamship Co ـ بود، به طور قاچاق وارد شده بود. این بارشمار جهت دیدنِ کشتی ادن هال به مسقط رفته و در آن جا این دو قبضه تفنگ را خریده بود. این قاچاقچی توانست فرار کند و اکنون به سیدمرتضی اهرمی پناهنده شده است. پدر این قاچاقچی از ترسِ این که دستگیر شود، خود را پنهان کرده، در نتیجه کارفرمای او که یک نفر ارمنی موسوم به ای.ج.گلزار است، جهت تحقیقات به گمرک فراخوانده شده است. گفته میشود گلزار چون به مدیریت کل گمرکات پاسخهای نامربوط داده، لذا مدیرکل دستور داد تا او را در یکی از انبارهای گمرک بازداشت کنند. گلزار به مدت دو ساعت در انبار بازداشت بود تا این که یکی از بستگانش ضامن شد و توانست او را آزاد کند. 6ـ در طول هفته گذشته پلیس محلی اوقاتی نگران کننده داشت که علت آن عمدتاً توطئهای بود که علیه حاج عبدالرسول ـ به عنوان نمایندهی تجار و نمایندهی بانک ملی ـ توسط رقیبش حاج سیدمحمدرضا با همکاری سردبیر روزنامه مظفری صورت گرفته بود. در روز بیست و چهارم شخصی به نام علی آقا، که ارتباط تنگاتنگی با حاج عبدالرسول دارد، بنا به دستور حکمران دستگیر، فلک و از بوشهر تبعید گردید. او به اخلال گری و به تهدید در ملأ عام در قهوهخانه و به ایجاد آشوب، متهم شده بود. در همین اثنا شعار نوشتههایی اهانتآمیز و پر از فحش و ناسزا علیه حاج عبدالرسول ـ ظاهراً توسط سردبیر نشریهی مظفری ـ در سطح شهر پخش گردید. صدرالاسلام سردبیر مظفری را احضار کرد و او را به چاپ مطالبی نادرست در نشریهاش ـ علیه انتصابهای حاج عبدالرسول ـ متهم نمود. چون سردبیر نشریه در پاسخ به او جوابی سربالا داد لذا صدرالاسلام هم او را به باد کتک گرفت. سردبیر نیز علیه او نزد حاکم شکایت کرد. به هر حال این توطئه به شکست انجامید زیرا حاج عبدالرسول به اطلاع حکمران رساند که به علت رفتار حاکم با آقاعلی، او نیز از مسؤولیتهای عمومی خود کاملاً کنارهگیری خواهد کرد. ظاهراً در جلسهای که با حضور صدرالاسلام، حاج عبدالرسول و هواداران آن تشکیل شده موضوع "بستنشینی" در ساختمان بالیوزگری انگلستان، مطرح شده است. به هر تقدیر، حکمران به وحشت افتاد ـ و با دادنِ این قول که علی آقا تبعیدی را به بوشهر فرا خواهد خواند ـ با این گروه قدرتمند از درِ آشتی درآمد. او همچنین اطلاعیهای عمومی صادر کرد، دایر بر این که جلسات انجمن محلی که در ایام محرم به حالت تعلیق درآمده بود، دوباره تشکیل خواهد شد. لذا در روز 28 فوریه جلسه انجمن تشکیل گردید. گفتنی است سردبیر نشریهی مظفری به زندان افتاده و دوباره انتشار نشریهاش هم به حالت تعلیق درآمده است. ادامه دارد... |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر