Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

مدیر بعد از افراشته چگونه خواهد بود؟

مدیر بعد از افراشته چگونه خواهد بود؟
البته در کشورهایی که بر اساس طرح و برنامه های مدون و به صورتی هدفمند اداره می شوند، پاسخ سؤالات این گونه ای، پس از بررسی ظرفیت و توان علمی و سوابق مدیریتی فرد جانشین، به راحتی امکان پذیر می باشد. کافی‌ست که شما نگاهی بیاندازید به برنامه های کوتاه و درازمدت دولت و بعد به دانسته های خود پیرامون خصوصیات و ویژگی های فردی وسیاسی و اجتماعی فرد مورد نظر مراجعه کنید تا بتوانید به درستی جواب مخاطب‌تان را بدهید. اما در مملکت ما و در دوره ی حاکمیت دولت نهم که نه اعتقاد چندانی به برنامه ریزی و حرکت در چهارچوب طرح های از پیش تعیین شده ای وجود دارد و نه اصولاً اهداف مشخص و قابل وصول و با ثباتی مورد نظر است و از سوی دیگر پاره ای از مدیران به کار گرفته شده نیز آن چنان خود را در هاله ای از تزویر و دورنگی قرار داده اند که به درستی قابل رؤیت و شناسایی نمی باشند، ارایه یک پاسخ درست امری بسیار دشوار می نماید. در یک چنین سیستمی، نه می توان به تعریفی جامع و علمی از مدیریت دسترسی پیدا کرد و نه خوب و بد افراد برای احراز پست های مدیریتی قابل تشخیص است، و مهم تر از این ها، پیش بینی قضایا و حوادث نیز به علت عدم همین پیش فرض ها و حتی احتمالات تجربه شده ، تا اندازه ای غیرممکن است.
اما با وجود همه ی این نواقصی که گفته شد، درخصوص برخی از امور، پارامترهایی وجود دارد که می توان با عبور البته پر از اشکال از دهلیزهای پیچ در پیچ و بعضاً تاریک آن ها، به پاسخ های که بیشتر معطوف به پیش بینی و آینده نگری می باشد، تا حدودی دسترسی پیدا کرد. از جمله ی این پارامترها ـ و البته در قضایای سیاسی ـ پازل های در هم ریخته و پراکنده‌ای است که حاوی نظرات ، عقاید و عملکردهای دولتمردان و جریانات تأثیرگذار در روند سیاست گذاری مملکت می باشد.
حال با این مقدمه، سعی در یافتن جواب نزدیک به واقعیتی برای سؤالی که عنوان این مقاله است می نماییم: آن چه که مفروضات ما در این قضیه می باشد، عبارتند از: 1- علی افراشته استاندار سابق بوشهر، در پیگیری و اجرای پروژه ها و دیگر مصوبات استانی رییس جمهور ـ هر چند که بعضاً فی البداهه و بدون پشتوانه‌ی مالی و اعتباری تصویب شده اند - بنا به اظهار مقامات دولتی، استاندار موفقی بوده است. 2- افراشته به علت بومی بودن و بهره مندی قومی و عاطفی از حمایت های محلی بخش های پرشماری از هم استانی های خود - حتی در میان طیف هایی از اصلاح طلبان و رسانه های آن ها – پایگاه قابل اعتنایی برای دولت نهم به شمار می آمد. 3- افراشته اگر چه در عمل و به لحاظ ویژگی های شخصی و محلی، فردی نسبتاً لیبرال و تا حدودی دموکرات می نمود، ولی به طور کلی در ساختار وسازمان ذهنی وسیاسی اصولگرایان قرار داشت. 4- استان بوشهر، به لحاظ مرزی بودن ، تنوع قومی، موقعیت های ویژه و حساس نظامی و استراتژیکی، وجود مراکز عمده ی اقتصادی، صنعتی، انرژی و ... کشور در آن، از جایگاهی خاص و پر از مخاطره ای برخوردار است، ولی با این وصف، ضمن برخورداری از امنیت لازم، یکی از کم تنش ترین استان‌های ایران در زمان صدارت افراشته بوده است. 5- و مهم از همه ی این ها، اجماع شاید نا خواسته و یا ناخودآگاه نشریات محلی عمدتاً اصلاح طلب ـ سازندگان غیرقابل انکار افکار عمومی استان ـ در حمایت و پشتیبانی همه جانبه از استانداری بود که دولت اصول گرای احمدی نژاد را در استان نمایندگی می کرد و پیش برنده ی اهداف و ایده های آن به حساب می آمد.
بنا به موارد مشروحه ی فوق ، با جرأت می توان ادعا کرد که افراشته یکی از بهترین و مؤثرترین کارگزاران ارشد دولت احمدی نژاد در استان‌های کشور بود. اما سؤال اینجاست که: چرا با دارا بودن آن همه امتیاز، دولت نهم تصمیم به محروم ساختن خود از یک چنین موهبتی گرفت؟!
یکی از ویژگی ها و یا ضعف های مفرط دولت نهم، همان طور که در سطور بالا هم گفته شد، عدم یک برنامه و استراتژی متکی بر علم و خرد است . این دولت همان گونه که از سخنان و بعضاً روایات عجیب و غریب کارگزاران اصلی آن استنباط می شود، دستخوش نوعی توهمات و انگاره هایی است که اکثراً هیچ سنخیت و سازگاری با عالم واقع ندارد. ظاهرا در ذهن برخی از دولتمردان کنونی ما، دنیا و پیچیدگی های آن به اندازه‌ی حجم و پوسته ی بیرونی مغز آنان است و نه به عظمت عملکردهای بی کرانه‌ی ساختار درونی و شگفتی سازی های بالقوه و دینامیکی مغز آنان. از دیگر خصوصیات این دولت ، دشمن پنداری مزمن هر کس و هر جریان و اندیشه ای است که فراتر از جهان موهوم و خیالی آنان قرار گرفته و یا حتی با یکی دو گام کوچک، خارج از جو اندیشگی و تفکر آن ها عبور می کند. بدیهی است که در چنین محدوده ی تنگ و متصلبی، علی افراشته که از یک سو به دلیل سال ها اشتغال در مناصب فرهنگی و حشر و نشر دائم با کتاب و دانش و دانشمندان و اندیشه ورزان، و از سوی دیگر به خاطر وابستگی فکری و سیاسی به طیف نسبتاً معتقد و پایبند به اصول و قواعد مادی وعینی سیاست ورزی و مملکت داری اصولگرایان، برخوردار از نوعی واقع بینی شده و به تجربه دریافته بود که نمی توان چشم ها را به سادگی بر واقعیت های ملموس جهان و داخل فرو بست ، به هیچ وجه نمی‌توانست عنصر چندان مطلوب و کارآمد و حتی قابل اعتمادی برای اجرای منویات و ایده های دولت نهم باشد. به همین خاطر، در دعوای درازمدت میان افراشته و عطارزاده، گرایش دولت بیشتر معطوف به حمایت از عطارزاده بود که فرماندهی و خط دهیِ دار و دسته ی موسوم به " رایحه ی خوش خدمت " معتقد به ایده و اندیشه‌های احمدی نژاد در بوشهر را بر عهده داشت. ولی دوام افراشته بر مسند استانداری بوشهر تا به اکنون نیز صرفاً به این سه دلیل عمده بود: 1- عملکرد افراطی و ناشیانه عطارزاده که نه تنها افکار عمومی را از وی منزجر ساخت بلکه افراد و شخصیت‌های تأثیرگذار در استان – به ویژه روحانیون – را به تقابل جدی با او و حمایت از رقیبش واداشت. 2- حمایت‌های وفادارانه و قدرشناسانه و جدی علی لاریجانی از افراشته ی مسئول ستاد انتخاباتی‌اش در بوشهر از سویی ، و پایداری و مقاومت سرسختانه و انتقام جویانه پورمحمدی وزیر سابق کشور مبنی بر عدم توجه به خواسته‌های عطارزاده و احمدی نژاد از سوی دیگر. 3- ذکاوت و زیرکی سیاسی در خور توجه افراشته که توانست با اجرای مانورهای ماهرانه ای، اولاً ترفندهای دشمنِ کینه توزش "عطارزاده" را تبدیل به ضد خود نماید، ثانیاً با بهره وری خردمندانه از تضاد ماهوی میان اصلاح طلبان و اصولگرایان استان که عطارزاده خود را پرچمدار آن قلمداد می کرد، نه تنها مطبوعات اصلاح طلب را به یاری بگیرد بلکه جامعه ی بوشهر را که بیشتر دارای گرایشات چپ و اصلاح گرایانه است، به حمایت از خود وادارد و از این پتانسیل های قدرتمند برای بقای خویش استفاده نماید.
اینک و در حالی که کم تر از یک سال دیگر به انتخابات بسیار حساس و سرنوشت سازتر از قبل ریاست جمهوری باقی نمانده است ، احمدی نژاد وقت زیادی ندارد تا با رعایت مصلحت اندیشی های سیاسی و بده بستان‌هایی با طیف هایی از قدرت حاکمه، باز هم فردی را در استانداری بوشهر ابقا کند که در دو انتخابات پیشین شورای شهر و مجلس شورای اسلامی، نشان داده است که فاقد آن توانایی و کارآمدی لازم برای خلق معجزه در صندوق های رأی می باشد. بنابراین و با توجه به آن چه که گفته شد، جای هیچ تردیدی نیست که تعویض استانداران و به ویژه استاندار بوشهر، بخشی از استراتژی کلی دولت نهم در قضیه انتخابات ریاست جمهوری آینده می باشد. بر این اساس، فردی که می بایست از این پس سکان استانداری بوشهر و به تبع آن فرمانداری های شهرستان های استان را به دست گیرد، می بایست واجد توانایی کسب و ارایه ی تعداد آرای مورد نیازی باشد که دولت دهم را نیز پیشکش احمدی نژاد نماید. البته این بدان معنا نیست که فرد جانشین حتماً و الزاماً قرار است از طرق نامشروع و یا با توسل به راهکارهای متقلبانه و غیردموکراتیک، به این امر نایل آید. محتمل ترین تصور آن است که او در وهله ی نخست ، بر مبنای همان سیاست های پوپولیستی و عوام گرایانه ای که شیوه و قاعده ی اصلی این دولت می باشد، وارد عمل گردد تا در این راستا موفق به اخذ قابل ملاحظه ای از آرای عمومی شود. ضمن آن که اعمال سیاست‌های سختگیرانه برمطبوعات نیزدور از ذهن نمی باشد . بنابراین، فعالان سیاسی و مطبوعات استان می بایست تمامی فعالیت ها و فعل و انفعالات جانشین افراشته را با تلسکوپ انتخابات، رصد نموده و رفتارهای انتخاباتی و راهکارهاری تبلیغاتی خود را منطبق با شرایطی که نماینده ی رقیب یا رفیق به وجود خواهد آورد، تنظیم نمایند.