Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 11 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

وضعیت انسان در جهان پسا 11 سپتامبر

وضعیت انسان در جهان پسا 11 سپتامبر
یادداشتی بر شعر "دوازده سپتامبر" علی باباچاهی
نوشتار پیش رو گرچه خوانش شعر «12 سپتامبر» شاعر برجسته "علی باباچاهی" است، اما از منظر ادبی و نقد ادبی به آن نمی‌پردازد و در اصل این خوانش ، تأویلی بر معناهای نهفته در پس پشت متنی است که باباچاهی با سرایش آن در کسوت روشنفکری آماتور (متعهد و معترض) ـ به زعم ادوارد سعید ـ تلاش می‌کند که به دور از تعلقات ناسیونالیستی و یا ایدئولوژیک و البته با نقد آنها به گونه‌ای جهان وطنی، موقعیت انسان در جهان امروز را به تحلیل کشاند.
بابا‌چاهی در شعر "12 سپتامبر"، ضمن ترسیم مختصات و ویژگی‌های جهان پسا 11 سپتامبر و نقد آشفته‌بازار جهان پسا مدرن ، هیچ افق و دنیای بهتر و برتری را وعده نمی‌دهد اما با خوانش سکوت بین سطور، می‌توان نوستالژی جهانی حداقلی را در آن کشف نمود که حداقل این گونه زشت و خشن نباشد و همین!
1ـ دوقلوی مکرر شده در شعر 12 سپتامبر ، شاید استعاره‌ای از ساختمان دو قلوی تجارت جهانی است که در 11 سپتامبر مورد آماج حملات تروریستی قرار گرفت. بابا چاهی در این شعر ضمن این که با ارجاع به جهانی بدوی و ایدئولوژیک اشاره می‌کند، تقابل آن را با دنیای توسعه یافته و هژمونی کاپیتالیسم نشان می دهد. همچنین در این شعر ، شاعر به تحلیلی جامعه شناختی می‌پردازد که چگونه بی‌عدالتی از نوع «راولز »ی ، دنیای جدید را به خصومت و خشونت رهنمون می‌سازد :
« شتری که مادر دو قلو زایید گفت من باز هم باید بار ببرم و خار غورت بدهم»
و یا:
« مخصوصاً که زلیخا واری در لبنان
دو قلو دو قلو زاییده باشد»
2ـ فروپاشی بلوک شرق و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، سرآغاز گفتمان جدیدی شد که میلیتاریست‌های جهان کاپیتالیسم در تفکر جایگزین ساختن خطر کمونیزم برایند. راهکار جنگ طلبان، بهره‌بری از سیاهی لشکر بنیاد گرایی ایی که به نفع آنها علیه کمونیزم موضع گرفته بود. جمهوری خواهان آمریکا و سردمداران انگلیس با پایان فوبیا‌ی کمونیزم تلاش کردند به کمک تز روشن فکران حرفه‌ای ـ به زعم ادوارد سعید ـ از جمله ساموئل هانتینگتون جهان را آماده‌ی وضعیتی تازه سازند تا در آن مجدداً بتوانند سرعت و برتری خود را استمرار بخشند . اضطراب سازی فوبیای اسلام راه کار خشونت‌خواهان شد تا با دمیدن بر طبل خطر و تهدید بنیاد‌گرایی اسلامی ، گفتمان جدیدی را با عنوان « برخورد تمدن‌ها » جایگزین خطر کمونیزم سازند. باباچاهی با خلاقیت آگاهانه و با زیبایی در شعر خود به گذر شوروی از سو‌سیالیسم به کاپیتالیسم اشاره می‌کند که چگونه وضعیت انقلابی داس و چکش آن بر چیده شد :
«اسم یکی از بچه‌های همسایه‌ی دست چپی‌ ما ژوزف بود از دیوار راست که بالا رفت
گنجشک‌ها داس به داس چکش به چکش متفرق شدند در بار انداز»
3ـ به زعم بابا چاهی، 11 سپتامبر یک واقعه و پروژه‌ی آنی نبود بلکه پروسه‌ای بود که با فروپاشی بلوک شرق در 11 سپتامبر عملیاتی گردید و از تخم بیرون آمده و جوجه‌های آن ، مسببان خود را صدا می‌زنند تا آنان را پرورش دهند و بزرگ شوند و وضعیتی تازه شکل گیرد. شکل گیری القاعده در ابتدا برای مبارزه با خطر کمونیزم و اشغال افغانستان بود. مبارزان القاعده ( بچه‌های القاعده) در ابتدا قهرمانانی‌ دین پرست و وطن‌دوست بودند و با 11 سپتامبر بود که تغییر هویت دادند و به بزرگ‌ترهای بد و تروریست تبدیل شدند:
«بچه‌های القاعده قاعدتاً اول
خیلی بچه ماه بچه‌ ماهی بوده‌اند
آب دماغ‌شان را قطعاً با پرچم‌های رنگ به رنگ تمیز نمی کردند
یازده سپتامبر هنوز روی جوجه‌هایش خوابیده بود»
4ـ خشونت و سبعیت فرا گرفته‌ی جهان پسا 11 سپتامبر به گونه‌ای حیرت‌انگیز در تاریخ بشری مایه‌ی خجالت آدمی و بی‌سابقه است . خشونت پست مدرن وضعیت جدید تنها از ناحیه‌ی حکومت‌ها و گفتمان رسمی اعمال نمی‌شود که این خشونت در حوزه‌ی عمومی (جامعه) نیز رسوخ یافته و آدمی به انسان «هابز» ی تبدیل شده و گرگ دیگری شده است . در شعر «12 سپتامبر» اما شاعر با رویکردی به یکی از ضرب‌المثل‌های کلاسیک به خوبی و مؤجز ، عمومی‌شدن سبعیت حوزه‌ی رسمی را نشان می‌دهد و تعمیم یافتن خشونت جهان انسانی را نشان می‌دهد. در ضرب‌المثل کلاسیک ، روباهی ماده در حال فرار بوده و شخصی او را خطاب قرار می‌دهد که تو چرا گریزانی ؟ زیرا تنها روباهان نر را مجازات می‌کنند و روباه ماده در پاسخ می گوید: اول می کشند و بعد به سراغ بیضه‌ها برای تعیین جنسیت می‌روند!.
باباچاهی در شعر خود، جهان امروز را زشت‌تر تصور کرده و دختری را به جای اهالی قدرت می نشاند تا عمومیت یافتن آن را نشان دهد:
«ـ با بیضه روباه ماده چه کار داری دختر ؟
گفت:اول می‌کُشند بعد با چرتکه می‌شمرند و یکجا حساب می کنند!»
5ـ بی‌منطقی ، خرد گریزی ، طنز احمقانه ، بنیاد گرایی ایدئولوژیک و رابطه‌ی مخدوش شده‌ی پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی که در اصل اشاره به خانواده‌ی منفک شده و بی‌ارتباطِ پست مدرنِ و دنیای عاری از انسانیت و مهربانی‌ست که در سر‌تاسر شعر «12 سپتامبر» زشتی جهان امروز را به رخ می‌کشد.
«بچه‌ی لختی را که از بیمارستان دزدیدند
پدرش هفت کفن پوسیده را بوسیده بود و گذاشته بود به حراج»
و یا:
«مادری که بچه ندارد
درآب جوش می‌خیساند بچه‌ای را که ندارد
تا در تختخواب خیلی فنری‌اش
خنثی نکند نارنجک‌های منفجر نشده را»
6ـ شاملو در شعر زیبای خود از عشقی یاد می‌کند که در جامعه‌ی بسته، آن را در پستوی خانه باید نهان کرد، اما بابا‌چاهی از عشقی می‌گوید که مانند جوامع استبدادی و ایدئولوژیک اجبار به نهان شدن دارد و نیازمند شجاعتی مضاعف و ایثاری بیشتر برای درک آن است تا عاشق از گزند وا نموده‌ی آن در مصونیت باشد. اگر عشق‌های کلاسیک و حتی مدرن ، متأثر از نظام‌های سیاسی‌ بوده‌اند و عاشق، متأثر از معشوق به رسوایی عشق و آرمان خود تن در می‌داد و یا به نهان نمودن آن اقدام می‌نمود اما در جهان پست مدرن ، عشق‌ها کاذب هستند و یا به گفته‌ی « ژان بودریار» واقعیتی وجود ندارد و جهان در دست وانموده‌هاست و عاشق‌ها مساک زده و ضد عفونی شده به معشوق خود نزدیک می‌شوند و اگر به پنهانی شدن هم نیاز نداشته باشند اما توهم واقعی بودن آن، ورطه‌ای بدتر از وضعیت پیشین است. باباچاهی با درک مختصات جهان رسانه‌ها و توهم واقعیت متأثر از واقعیت که انسان را فرا گرفته به زیبایی این عشق‌ها را به گونه‌ای انتقادی به تصویر می کشد:
«آدم عاشق نه ماسک می‌زند برای چیدن گل‌های شیمیایی شده
نه ضدعفونی می‌کند دست‌هایش را
که جراحتی عمیق برداشته»
7ـ آنتونی گیدنز، جامعه شناس برجسته انگلیسی در گفت و گویی پس از واقعه‌ی 11 سپتامبر، جهان را به دو بخش پیش از 11 سپتامبر و پس از آن تقسیم می‌کند . جهان پیش از آن یعنی 10 سپتامبر به قبل در هژمونی پارادایم مدرنیته بود و پروسه‌ی انسان مدرن به آن ختم می‌شود و جهانِ پس از 11 سپتامبر که 12 سپتامبر به بعد است ، جهان وانموده‌های بودریاری و سلطه‌ی گفتمان پست‌ مدرنیته است که سراسر آکنده از خشونت ، تروریسم، جنگ و بنیاد گرایی است و در آن ارزش‌های والای انسانی رخت بر بسته‌اند. باباچاهی در کسوت روشنفکری متعهد و تلخ‌بین هر دو جهان را نقد می کند و به نقطه‌ی سیاهی که انسان بر آن ایستاده است ـ 12 سپتامبر ـ اشاره دارد:
«آه دوازده دوازده سپتامبر!»