Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

چیزی به عنوان "پیامک"

چیزی به عنوان "پیامک"
پیش آغاز: در نقد عملکرد فرهنگستان زبان فارسی (پس از انقلاب) بسیار می‌توان گفت و نوشت. مقالات زیر در بر گیرنده‌ی دیدگاه‌های سه نویسنده‌ی مطرح و گران‌قدر هم‌اقلیمی‌ست که از زوایای مختلف به نقد عملکرد فرهنگستان زبان فارسی پرداخته‌اند. سرویس هنری و ادبی هفته‌نامه‌ی نصیربوشهر مصمم است تا در آینده‌ای نزدیک، ویژه‌نامه‌ای را با این موضوع منتشر نماید.


1ـ پسوند‌های نام در فارسی میانه و دری از این قرار است:
پسوند « ـَ /a» که در فارسی دری به صورت «ه» نوشته و آن را «هاء بیان حرکت» یا « هاء غیر ملفوظ» خوانده‌اند، بازمانده‌ی پسوند «a» در فارسی باستان نیست ، بلکه بازمانده‌ی پسوند « اک ak » در فارسی میانه که خود از پسوند « aka» پارسی باستان مشتق شده، تلفظ مصوت آخر کلماتی که به این طریق ساخته می‌شود در آغاز «زبر/ فتحه» بوده، چنان که هنوز در بعضی از نواحی فارسی زبان چنین تلفظ می‌شود. اما در فارسی درسی امروز همه جا در آخر کلمه این مصوت مانند «زیر/ کسره» ادا می‌شود.
پارسی: banda-aka. فارسی میانه: بندک. فارسی دری: بنده
اما آن‌جا که به سبب الحاق اجزای دیگر این پسوند در میان کلمه قرار گرفته (مانند صورت جمع به «ان» یا اسم معنی از صفت) صامت «ک/ گ» ساقط نشده است و این قاعده عام است:
بندگان، بستگان، مردگان… بندگی، بستگی، سادگی.
(صص 10 و 11 ـ تاریخ زبان فارسی جلد سوم ـ نوشته دکتر پرویز ناتل خانلری ـ چاپ سوم)
2ـ بازی گُنگک:
"گُنگک" به معنای لال و بی‌زبان است. کاف آن «کاف تسمیه» است. مانند کاف در کلمات «خرک» و «چاهک» و «کوهک» و «کلاهک» که آن را نباید به زعم دستور نویسان قدیم با «کاف تصغیر» اشتباه کرد.
توضیح این که:
علائم سه گانه «چه» و «واو» و «کاف» علائم تصغیر به شمار می‌روند چون:
"دفترچه" یعنی دفتر کوچک
"اتاقک" یعنی اتاق کوچک
معمولاً این علائم با علامت‌های دیگر اشتباه گرفته می‌شوند به خصوص دستورنویسان همه‌جا این علائم را علائم تصغیر می‌شمرند حال آن که:
"کتابچه" به معنی دفتر است نه کتاب کوچک، "پشمک" نوعی شیرینی است نه به معنی پشم کوچک و "گردو" به معنی جوز و گردکان است نه به معنی گرد کوچک. در این سه لغت و لغات نظیر آن، همه علامت‌های «چه» و «واو» و «کاف» علائم تسمیه است نه علائم تصغیر. منتها تسمیه‌ای که از روی شباهت صورت پذیرفته، در نتیجه این علائم را علائم تسمیه به وجه شباهت می‌باید دانست.
این علائم سه‌گانه به جز این، در موارد دیگر نیز به کار می‌رود و از این میان یکی علامت «ک» در کلماتی چون «حیوانک» و «طفلک» که مرحوم محمد قزوینی آن را «کاف عطوفت» نامیده است و دیگر «واو» در کلماتی چون «خالو» و «یارو» و جز این‌ها که همو آن را «واو استعطاف» نام نهاده.
شک نیست که فی‌المثل «عمو» معنی «عم کوچک» و یا «یارو» معنی «یار کوچک» نمی‌دهد و به عبارت دیگر علامت «واو» علامت تصغیر نیست.
(هفته‌نامه فردوسی ـ ذیل بازی‌های محلی کازرون نوشته حسن حاتمی ـ سال 1339 ـ چاپ تهران) و (صص 118، 119 و 120 پایان نامه‌ی تحصیلی حسن حاتمی ـ سال 1346 ـ کتابخانه دانشگاه اصفهان) و (ص 91 بازی‌های محلی کازرون ـ نوشته حسن حاتمی ـ انتشارات سروش سال 1377 ـ ذیل بازی گنگک.)
3ـ پیغام:
1) پیغام ـ از زبان کسی مطلبی (کتبی یا شفاهی) را به دیگری رساندن، پیغام، رسالت:
هم آنگه چو بنشست بر پای خاست/ پیام سکندربیاراست راست
(فردوسی)
در قدیم وسیله پیام شخصی و نامه هر دو بوده لیکن امروزه غالباً شخص است (و اخیراً ابزارهای الترونیکی)
2) سلام، درود:
به هربوم و برکوفرود آمدی/ زهرسو پیام و درود آمدی
(شابخ 8)
3) وحی، الهام:
در راه عشق وسوسه اهرمن بسی ست/ پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن
(حافظ)
4) اوامر و نواهی
پیام‌آور:
پیام آورنده، پیغام آور. آن که واسطه‌ ابلاغ پیغام است (خواه کتبی خواه شفاهی) رسول، قاصد، ایلچی.
جبرئیل آمده بر مهتر/ به عیادت زحق پیام آور
(حافظ)
(صص 863 و 864 فرهنگ معین ـ تألیف دکتر محمد معین ـ جلد یکم ـ چاپ سوم ـ سال 1356 خورشیدی)
4ـ در گویش کازرونی که تا پیش از سلطه‌ی گویش مدرسه‌ای و رادیو تلویزیون هنوز رگه‌هایی از مرده ریگ زبان فرس باستان و پهلویِ جنوبی در آن دیده می‌شود، پسوند «ک» معناهای گوناگون به واژه‌ می‌دهد از جمله:
«تلک tolak به معنی انبوه سنگ و کلوخ در گوشه و حاشیه شهر و روستا»
پسوند «ک» در این واژه‌ جزو واژه‌ است، هر چند «تل tol» به معنی تپه است در هر اندازه ولی «تلک» به معنی تپه‌ی کوچک نیست.
«خردک xordak» به معنی مقدار کم. پسوند «ک» در این کلمه و کلمه « خوبک xubak» به معنی «مقدار کافی» که در واژه اخیر کثرت و بسیاری را می‌ر‌ساند، نشانه‌ی مقدار است.
«عشقک Esqak» در جمله‌ی «عشقکش‌ زده» یعنی «دچار نوعی سرخوشی شده» و یا «شقلک Seqelak» در جمله «شقلک در میاره» یعنی «اداو اطوار در آوردن». در این دو کلمه و بسیاری کلمات دیگر پسوند «ک» جزو واژه شده و واژه‌ جدیدی پدید آورده. هرگاه پسوند «ک» به دنبال اسم معنی بیاید معمولاً معنای خردی و کوچکی نمی‌دهد. جالب این که به دنبال پاره‌ای از اسم‌های معنی، این پسوند آورده نمی‌شود مثل واژه‌ «پیام» که اسم معنی است و کاربرد آن هیچ گاه مفهوم بزرگی و کوچکی با خود به همراه ندارد و در تمام جملات و ابیاتی که تاکنون واژه پیام در آن‌ها به کار برده شده و یا در میان مردم به کار برده می‌شود مفهوم پیام همان است که در فرهنگ‌ها آمده و بزرگی و کوچکی ندارد. گیریم که در زبان‌های دیگر استعمال آن چنانی داشته باشد، مثلاً در زبان انگلیسی که پیام را مسیج message گویند و در این جا چرا "اس ام اس" را "پیام کوتاه" یا "پیامک" ترجمه کرده‌اند خدا داند!
این معنی در واژه‌های زیر و بسیاری از واژه‌های دیگر نیز صادق است:
«درک darak (درِ گنجه و پستو) ـ درکچه darakceh به معنی دریچه ـ دزک dozak (روزنه‌ای میان دو خانه‌ی مجاور که معمولاً در دیوار مشترک بین دو خانه تعبیه می‌شود) ـ قصبک Qasbak (تسمیه به وجه تشبیه) مهره‌ای است به شکل قصب (به معنی نوعی خرما) که برای تعویذ به لباس کودک می‌آویزند ـ رشتک Rastak (رشت به معنی خاک و رشتک به معنی خاکروبه) رشتک چاله به معنای خاکستر ـ بونک bunak (دروازه ورود به پشت بام میان پلکان و بام) ـ رختک raxtak به معنای لباس بچه ـ اوبردک ovbordak (محلی در مسیر قنات که برای برداشتن آب به وسیله چند یا چندین پله در زمین حفر شده).