![]() |
||||
|
|
||||
|
هی گذرا بر مفاهیم طنز و انواع شوخ طبعیهی گذرا بر مفاهیم طنز و انواع شوخ طبعی
بخش سوم طنز (1) طنز، کلمه ای است عربی در فرهنگ عربی ـ فارسی لاروس(جلد 2صفحه1392)آمده است: طنز طنزاً: او را ریشخند کرد و سخنانی به او گفت که وی را به هیجان آورد. فسوس کردن، فسوس داشتن، افسوس داشتن، طعنه، سخریه، بر کسی خندیدن، عیب کردن، لقب دادن، ناز، سخن به رموز گفتن و به استهزا از کسی سخن گفتن از معانی دیگریست که برای طنز برشمردهاند. طنز به مفهوم امروزی آن تقریبأ از دههی 30 در ایران مصطلح شد تا قبل از این تاریخ، طنز معنای تحتاللفظی خود را داشت. مجلات و نشریات طنز که تا این تاریخ به چاپ رسیدند عمومأ عنوان فکاهی داشتند. شاید سادهترین تعریفی که بتوان از طنز ارائه داد این باشد: «بیان انتقادات تلخ به گونهای شیرین، فکاهی و خنده آور اما عفیف و منصفانه». فروید میگوید: «طنز اجتماعیترین فعالیت روانی است، این نوع از ادب همیشه محتاج وجود شخص ثالث است تا آن را درک کند. چون هیچکس آن را برای خود به وجود نمیآورد. طنز باید معترض نیز باشد و فقط در صورتی به نتیجه می رسد که با تمایلات مخالف تصادف کند. طنز زبان تند و نیشداری است که مفاسد فرد و جامعه را به قید اصلاح با بیانی شیرین و خوش بازگو مینماید»*. طنز، نوعی خنده است. منتها خندهای از سر دلسوزی و علاقه که شخص را رنجه میدارد لیکن او را به اندیشیدن وادار میکند. در حقیقت طنز نوعی تنبیه است. طنزنویسی از مشکلترین گونههای نگارشی است. گرچه برخی طنز را بیش از آن که گونهای از «نگارش» بدانند گونهای از «نگرش» میشناسند. در این زمینه قلم زن باید بر لبهی باریکی راه بپوید که هر لحظه بیم سقوط او میرود. پس راهپیمایی بر گذرگاهی چنین باریک، در ورطهای چنین تاریک، تنها با گامهای استوار امکان مییابد. کینهورزی، نویسنده را پیش از هر چیز به هجو سوق می دهد. رعایت انصاف و شفقت نسبت به شخص مورد انتقاد. لازمه یک طنز سالم است. چنان که «مارک تواین» میگوید: «میتوان خواننده را به خنده آورد، اما خندهای که مبنای آن بر محبت خلق خدا نباشد خندهایست بیجا و بیمعنی*». «سارتر» ضمن تأکید بر عفت قلم طنز، وجه امتیاز و افتراق میان طنز و هزل و هجو را چنین بیان میکند: «طنز با نیشخندی عنادی و استهزا آمیز که آمیخته به ابهام از جنبههای مضحک و غیرعادی زندگی است، پای از جادهی شرم و تملک نفس بیرون نمینهد و همین نکته مرز امتیاز طنز از هزل و هجو است. از همین روست که در شعر و ادب کلاسیک، طنز با هزل و هجو، سرِ مویی فاصله ندارد* ». اگرچه مبانی طنز بر شوخی و خنده است اما عامل مهمی که در کنار این مسأله باید به آن توجه کرد، تفکربرانگیزی طنز است. طنزی دلنشینتر و قابل تأملتر است که خواننده و شخص مورد انتقاد را پس از مطالعه به تفکر وا دارد. استاد بزرگ ادبیات دکترعبدالحسین زرینکوب در این زمینه میگوید: «طنز، خاص عواطف رنجآمیز است که رنجهای مخاطب را بر میانگیزد. به همین دلیل زبان نیشآلود آن در تمام ادوار حیات یک ملت، حکم ضرورتی را پیدا میکند که مسئولان سرنوشتِ مردم، جهانِ پیرامون خویش را از یاد نبرند و بدانند جز آنان که فرمان میرانند، اکثریتی نیز هستند که فرمان می برند». به اعتقاد "شچدرین" طنزنویس بزرگ و معاصر روس: «خنده، سلاحی به غایت نیرومند است، زیرا هیچ چیز برای مقابله با عیبها و نقصها بهتر از پیشبینیکردن و اغراقکردن در مورد آنها مارا هوشیار نمی کند*». منابع: نگاهی گذرا بر مفاهیم طنز وشوخ طبعی، ابوالفضل زرویی نصرآباد طنز چیست، احمد خلیل مقدم از صبا تا نیما ، جلد2ص36 ، یحیی آرینپور ادبیات چیست، سارتر، ترجمه مصطفی رحیمی ، ص78 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه