![]() |
||||
|
|
||||
|
مردم، دولت و انگلیسی ها در بوشهر و جزیره خارگ 1850- 1836 مردم، دولت و انگلیسی ها در بوشهر و جزیره خارگ 1850- 1836 نوشته: وانسه مارتین ترجمه : حسن زنگنه بخش بیست و سوم در خلال آشوب دیگری در سال 1868 سربازان جمعی یکی از هنگ های آذربایجانی مستقر در تهران به دلیل امتناع فرماندهان از پرداخت حقوق آنها، از کوره در رفته و همه با هم دست به شورش زده، درهای سربازخانه را بسته و از به صف در آمدن در خارج از سربازخانه، خودداری کردند. 64 آنها مخصوصاً به این دلیل خشمگین شده بودند که به اعتراضات اشان توجه نشده بود. پیامد این شورش مثبت نبود زیرا دو هنگ پیاده برای دستگیری شورشی ها اعزام گردید و به رغم اینکه آنها قبل از حمله اسلحه اشان را در گوشه ای تلنبار کرده بودند، با وجود این، هنگ آنها منحل گردید و بعضی از سربازها به شدت تازیانه خوردند. با وجودی که ساکنان شهر در این رویداد فعالانه شرکت نکرده بودند مع الوصف آنها به انگیزه و آرمان هنگ شورشی همدلی نشان دادند و مجازات سربازان را محکوم کردند. بعضی موقع دولت نسبت به شورشی، سیاست عدم مداخله در پیش می گرفت. موقعیکه محافظان (اسکورت) خان کلات به بمپور فرار کرده بودند، حکمران کرمان علی رغم دستور تهران به خود زحمت نداد که محل اختفا آنها را پیدا کند. 65 اعتراضات هم بعضی موقع شکلی آرام به خود می گرفت. یک روز جهانگردی به نام " وان تیلمن " که در مقابل پاسدار خانه محلی می گذشت متوجه گردید که نگهبان از ادای احترامات نظامی خودداری می کند و وقتی علت آن را جویا شد نگهبان به او توضیح داد که حقوق اش را دریافت نکرده است. 66 گهگاه هم اعتراضات نظامی شکلی جسورانه و بی باکانه به خود می گرفت. درسال 1875 که شاه عازم زیارت شاه عبدالعظیم بود حدود پنجاه سرباز، جمعی یکی از هنگ های اصفهان که محل ماموریت اش حوالی پایتخت بود، درشکه او را احاطه کردند. 67 آنها نخست عریضه ای به او تقدیم کرده و آنگاه به طرزی تهدید کننده درشکه اش را د رمیان گرفته و از اجرای فرمان عقب نشینی، سرباز زدند. آنها دو نفر از ملتزمین رکاب را از اسب نقش بر زمین کرده و شیشه درشکه شاه را با سنگ شکستند، بنابراین کالسکه ران چاره ای جز سرعت گرفتن نداشت. پیامد این رویداد معلوم نیست اما سربازها به طور معمول مجازات گردیدند. شیوه دیگری که برای اعتراض و انتقاد از سیاست حکمران، به طور تلویحی به کار می رفت، بست نشینی بود. در سال 1880 افراد جمعی یکی از هنگ های مستقر در تهران به دلیل عدم دریافت حقوق دست به شورش زدند و در شاه عبدالعظیم، تا دریافت حقوق اشان پناه گرفتند. 68 در بوشهر سربازها معمولاً، دست کم در نیمه دوم قرن 19، تحت کنترل بودند که دلیل آن عمدتاً حضور انگلستان در این بندر بود. با وجود این در سال 1880 تعداد 92 سرباز جمعی هنگ گروسی مستقر در بوشهر با پناه گرفتن در زیر بیرق انگلستان موجبات بهت و ناباوری دولت ایران را فراهم آوردند. 69 باز هم علت این اعتراض موضوع عدم دریافت حقوق بود اما این بار سربازها طلبکار یکی از پیشکارهای دولت موسوم به حیدر خان، ضابط تنگستان، بودند. با توجه به اینکه سربازها زیر بیرق دولت بیگانه پناه گرفته بودند لذا کارگزار – نماینده وزارت امورخارجه – می بایست به این موضوع رسیدگی کند. کارگزار به طور تلگرافی به سپهسالار (فرمانده کل) در تهران اطلاع داد که او به منظور جلب نظر مساعد آنها مجبور شده با لباس غیر رسمی از آنها دیدار کند. سپهسالار نیز در پاسخ به او نوشت: " تا به حال تصور می کردم که شما مرد تیز هوشی هستید... منظورتان چیست که با لباس غیر رسمی به آنجا رفته اید ؟ شما کارگزار هستید و فاقد لباس رسمی می باشید. 70 دستوراتی ارسال گردیده که به محض وصول باید سربازان متمرد به شیراز فرستاده شوند، رهبرشان که دارای درجه سلطانی (سروانی) است استنطاق شود و همه آنها مجازات شوند اما نه به آن شدت که به ما عریضه نگار شوند. " 71 در دهه 1890 وضعیت سربازها هنوز رقت انگیز بود زیرا آنها فاقد غذا و پوشاک بودند و مبلغ یکصد هزار تومانی که برای آنها می بایست هزینه شود، طبق معمول حیف و میل می گردید. 72 به استثناء تعداد کمی افراد برگزیده سربازها فاقد چیزی به اسم لباس متحد الشکل بودند. در حالیکه به استناد مدارک و ماخذ اولیه آنها خودکفا بوده یا حتی مقداری پول هم برای خانواده هایشان کنار می گذاشته اند مع الوصف انگلیسی ها در سال 1890 متوجه شده بودند که سربازان اعزامی از ایالات، از خانواده هایشان کمک دریافت می کرده اند. به هر حال این کمک ها به علاوه دستمزدی که بابت کارگری نصیب اشان می شده برای یک زندگی بخور و نمیر کافی بوده است. منظره هلاک شدن سربازان بر اثر گرسنگی و بی غذایی که در استر آباد رایج بود در تهران هم وجود داشت. با همه این ها، وضعیت خدمه توپخانه هنوز از وضعیت افراد پیاده نظام عادی، به مراتب بهتر بود. در سال 1891 افراد ابواب جمعی پادگان های تهران به دلیل عدم دریافت حقوق دست به شورش زدند که پیامد آن تا حدودی کارساز بود زیرا به افسران 25درصد و به افراد عادی 10درصد از مطالبات اشان، پرداخت گردید. 73 در این هنگام شیوه تازه ای از انتقاد و عیب جویی به اظهار نارضایتی ها افزوده شد زیرا اکنون برای نخستین بار بود که اظهار خشم ها بی هیچ تکلف نه به خاطر عدم دریافت حقوق بلکه راجع به حقوق ماهیانه افراد خاندان سلطنت و نیز به خاطر مخارجی بود که برای بکارگیری اروپایی ها، به مصرف می رسید. تورم جانکاهی که در دهه 1890 در جامعه وجود داشت بر زندگی سربازان هم، به طریقی که مختص آنها بود، تاثیر می گذاشت. جیره غذایی بر اساس برابری آن با سهمیه غلات محاسبه و به سربازان داده می شد. به رغم اینکه ارزش غلات فزونی می گرفت، مقدار جیره غذایی افزایش نمی یافت و بنابراین به سربازان به مراتب خیلی کمتر از آنچه حق اشان بود داده می شد که به نارضایتی اشان می انجامید. 74 به طور قطع این جریان در آن برهه نه تحت تاثیر اعتراض های مربوط به دخانیات بلکه تحت تاثیر فزاینده مطبوعات، دست کم در تهران و بعضی از شهرها، قرار داشت. به علاوه اسناد و مدارک موجود نشان می دهد که در این مرحله در ارتش عناصری وجود داشته که علاقمند به اصلاحات بوده اند. 75 خلاصه اینکه سربازان راجع به حقوق و شرایط زندگی اشان به کرات و به طور منظم اعتراض می کردند. این اعتراضات دشواریهای ناشی از حضور بالقوه سربازان پیمان شکن در ارتش به دولت هشدار می داد. پیامد اعتراض ها همیشه روشن نبود با وجود این ظاهراً سردسته ها به کیفر می رسیدند و سربازان هم سهمی نصیب اشان می گردید که به آنها تعلق داشت. بنابراین، شورش ها بر سرنوشت سربازان تاثیر می گذاشت. سربازان و جامعه مناقشه هایی که پیشتر از آن سخن به میان آمد سربازان و دولت را هم درگیر می کرد. سربازان و جامعه، هم به طور مثبت و هم به طور منفی، بر روی یکدیگر اثر می گذاشتند. عموماً حضور سربازان در هر منطقه حضوری دلپذیر نبود که دلیل آن عمدتاً تاراج و چپاولی بود که به سبب عدم دریافت دستمزد مرتکب می شدند. بی هیچ تردید سربازان سرکش و بدون حقوق و دستمزد می توانستند با سایر افراد جامعه بدرفتاری کنند و تهدید محض اعزام یک هنگ سرباز می توانست اعتراضات را فرو نشاند – هر چند اگر اعتراضات شدید بود این تهدید کارساز و موثر نبود. در سال 1839 در شیراز بین سربازان و مردم شهر دعوا و کتک کاری مفصلی روی داد که در خلال آن بیست نفر از هر دو طرف به هلاکت رسیدند. 76 در سال 1841، که بدون نظارت چندانی، سربازان از بوشهر محافظت می کردند، ساکنان بندر از حکمران فارس ملتمسانه درخواست کردند تا آنها را از بوشهر فراخواند، اما این درخواست بی فایده و بی حاصل بود. بنا به گفته یکی از ناظران سربازان برای اینکه از گرمای بوشهر رانده شوند تعمداً به طور نامعقولی رفتار می کردیند. 77 سرقت و دزدی توسط افراد جمعی پادگان شیراز در سال 1849امری بسیار رایج بود و گفته می شد مقامات معمولاً با این بهانه که سربازان به ناحق متهم می شدند مال باختگان را کیفر می دادند و این شیوه ای بود که ساکنان را وادار به پرداخت هزینه های نظامی می کرد. 78 کلاً ترس و هراس جامعه از چپاول نظامی ها طوری بود که یک وقت دولت برای تامین تعداد زیادی حیوانات بارکش، جهت حمله به ترکمن ها، دستوری صادر کرد اما چاروادارن که پیش بینی می کردند با چارپایان بدرفتاری خواهد شد و کمترین دستمزدی هم پرداخت نخواهد گردید، محمولات را پیاده کرده و از آنجا پا به فرار گذاشته بودند. 79 یک بار هم که معلوم شد شاه نقشه لشکر کشی به مازندران را طراحی می کند، قاطرچی های محلی از ترس اینکه مبادا حیوانات اشان را جهت اجرای نقشه شاه مصادره کنند، از نزدیک شدن به تهران خودداری کردند. 80 بنابراین در سال 1888 که یک قوای سرباز برای حل و فصل مناقشه ای وارد لنگه گردید ساکنان محل طوری مضطرب و وحشت زده شده بودند که دیدگاه رعایای روسیه – که سربازان را مهمانانی ناخوانده می خواندند – بازتاب دادند. 81 مناقشه و بگومگو بین ساکنان و سربازان در بوشهر بسیار متداول بود. 82 در سال 1876 یکی از نگهبانان شب توسط سربازی که به منظور سرقت در خیابانها پرسه می زد مجروح گردید و یک نفر عرب هم توسط سربازی که بسیار مست و لایعقل بود زخمی گردید. 83 در شب بعد زنی هم مجروح گشت. در این هنگام سربازان به دلیل عدم دریافت حقوق و کمک معاش، دق دل خود را با فروش هندوانه خالی می کردند. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
مردم، دولت و انگلیسی ها