![]() |
||||
|
|
||||
|
لطف عکاسی بعد از شکار لحظهها، چاپ عکس استعلیاکبر اسکرووالا ـ عکاس انقلاب :
لطف عکاسی بعد از شکار لحظهها، چاپ عکس است نصیر: خودتان را برای خوانندگان نصیر معرفی کنید؟ ـ بنده علی اکبر اسکرووالا-متولد 1335 کوی دهدشتی بوشهر؛ نصیر: عکاسی را از چه زمانی شروع کردید؟ ـ از بچگی به کار سینما و عکاسی علاقهمند بودم و از سال 1347 که وارد دبیرستان داریوشکبیر شدم افتخار آشنایی نه چندان نزدیک با آقای ناصر وژدان استاد ویکی از خبرههای عکاسی پیدا کردم. عکسهایی را در دست ایشان دیدم. سوژههای خوب با کیفیت بالا، و این علاقه در من قوت بیشتری گرفت با خرید یک دوربین دیاموند با یک فیلم 120 به مبلغ 70 ریال اولین کار خود را شروع کردم. و اولین عکسهایم از درختان نخل در تنگگ بود. و بعد دوربینهایی به مراتب بهتر، عکسهایی از خانههای محلهی دهدشتی. در سال 1349 دارم ولی کار عکاسی به طور جدیتری از سال54-1353 با دوستم آقای اکبر راهنماییان که ایشان اکنون ساکن شیراز هستند و در سال 1355 برای چاپ عکس مزاحم یکی دیگر از استادان عکاسی آقای خورشید فقیه که جا دارد از ایشان تشکر کنم میشدم. و بعداً خودم اقدام به خرید یک دستگاه چاپ عکس کردم نصیر: در زمان شما عکاسی در چه وضعیتی بود؟ مشکلات عکاسی در آن زمان چه مسائلی بود؟ ـ مشکلی از نظر خرید کاغذ و دارو نداشتیم؛ فقط احتیاط از دستگاههای امنیتی. نصیر: عکاسان فعال در آن زمان چه کسانی بودند؟ ـ ناصر وژدان ـ محمدرضا حمزهییان – خورشید فقیه. نصیر: از چه دوربینهایی در آن زمان استفاده میشد و چاپ و ظهور عکسها به چه صورت بود؟ ـ لوبتیل، (کاننAT1-FTb –F1)، یاشیکا، MX پنتاکس. عکسهای رنگی جهت چاپ به تهران فرستاده میشد و کمتر از 25 روز به دستمان نمیرسید؛ اما سیاه و سفید را خودمان چاپ میکردیم. نصیر: شنیدهایم که شما در زمان راهپیماییها و تظاهرات انقلاب، فعالانه حضور داشتهاید. در این مورد برای ما توضیح دهید؟ ـ من هم به نوبهی خودم همگام با مردم و جوانان هم سن و سالم خصوصاً بچه های محل فعالانه حضور داشتم. مسجد جامع عطار ابتدای حرکت مردم بود تقاطع گمرک و بلوار دهقان اغلب مرکز درگیری بود. در همان زمان خبرهایی از جریان تظاهرات در اختیار آقای عزیز افتخاری که در آنزمان در بوشهر سرباز و خبرنگار روزنامهی آیندگان بود می گذاشتم و خبری که خیلی جنجال برانگیز بود که خود شما چند سال پیش عکس از همان روزنامه را در نصیر به چاپ رساندید. ( در بوشهر به خاطر سرکوب مردم شهربانی از نیروی دریایی کمک خواست.) و عکسهایی از مأمورین ضمن سرکوب با ماسک ضد گاز روبروی مدرسهی 13 آبان تا ابتدای خیابان دانشآموز نشان میدهد. نصیر: چه عکاسانی در روزهای انقلاب فعال بودند و عکس میگرفتند. ـ اگر اغراق نکرده باشم شاید به جرأت میتوان گفت در روزهای آغازین آقای اکبر راهنماییان و بنده در آن روزها فعال بودیم. صحت گفتههایم را عکسها تأیید میکنند. ناگفته نماند افرادی بودند که جسته وگریخته عکسهایی میگرفتند که متأسفانه اسامی آنها در خاطرم نیست. نصیر: شما چه تعداد عکس از روزهای انقلاب دارید؟ آن زمان با چه دوربینی کار میکردید؟ ـ بسیار زیاد... از دوربین MX پنتاکس استفاده میکردم. نصیر: وقتی از راهپیماییها و تظاهرات در زمان شاه عکس میگرفتید، کسی مزاحم کار شما نمیشد؟ و یا دستگیر نشدید؟ ـ کمی بالاتر از چهارراه ولی عصر به طرف چهارراه کشتیرانی ضمن عکاسی از بالای پشت بام یکی از خانهها چند نفر به ما حمله کردند و گفتند شما برای ساواک عکس میگیرید که تظاهرکنندگان را شناسایی کنند. اما بعد 2 نفر که فکر میکنم آقایان مهر و ملکوتی بودند مرا میشناختند و ما را تأیید کردند. نصیر: به غیر از کار عکاسی انقلاب، در آن زمان در چه زمینههای دیگری عکس میگرفتید؟ ـ سوژههای مختلف از زندگی مردم کوچهها، و بناهای قدیمی بوشهر که همگی موجود میباشند حتی فیلم های 8 میلیمتری هم از بازار آهنگری و بافت قدیم شهر و عمارت خرمایی دارم مربوط به سال 56 و55 . نصیر: کار عکاسان جدید را هم پیگیری میکنید؟ ـ بله، خوشحالم که همگی فعالانه و با علاقه زحمت میکشند. خصوصاً آقای ترازویی و جاشویی و آقای صافی که ایشان دلسوز و خیلی فعال بودند و اکنون مستندکار هستند. آرزوی موفقیت روزافزون برای ایشان دارم. نصیر: کار کدام عکاسان بوشهر را میپسندید؟ ـ آقایان ناصر وژدان، محمدرضا حمزهییان، خورشید فقیه، صافی ترازویی، جاشویی و غریبزاده. نصیر: آخرین سؤالم یک سؤال تکراری است؛ نظرتان در خصوص عکاسی دیجیتال چیست؟ ـ عکسهایی روشن، سرعت عمل در نتیجهی کار به عنوان دستگاه چاپ. اما لطف عکاسی بعد از شکار لحظهها، چاپ عکس یا چاپگر دستی است. آنجاست که کار عکاسی ارزش خودش را نشان می دهد. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه