![]() |
||||
|
|
||||
|
قامت سلطان شکست!قامت سلطان شکست!
اولین بار نبود که به خاطر نام ایران اشک چشمانم را مرطوب میکرد اما برای نخستین مرتبه بود که به دلیل حضور ابتدا با وقار ریاست جمهور در استادیوم و بعد غمی که بر چهرهاش نشست بدون کنترل اشک ریختم. وی در همان حالت بینش آگاهانه خود را به ریاست تربیتبدنی و فدراسیون فوتبال دیکته کرد تا مرد مغروری که نزدیک به چند سال تیم ملی فوتبال را بیمار کرده بود از کار بر کنار شود و میلیونها ایرانی غمزده، شکست برابر عربستان را با امید به آینده فراموش کنند. صراحتاً باید گفت ـ تا آنان که نمیخواهند بدانند، مطمئن باشند ـ این کشور امورش با تدبیر و حس وطنخواهی اداره میشود و هیچ رکنی از مملکت قایم به فرد نیست. ارزش قلم مجموعه رسانههای نوشتاری کشور به ویژه ورزشینویسان تا قبل از این که «دایی» سر مربی تیم ملی شود او را فراتر از یک بازیکن شاخص ستودند، فوتبالش را بزرگتر از واقعیت نشان می دادند تا حدی که خود دچار توهم و خودبزرگبینی عجیبی شد و ندانست چگونه به افلاک رسیده، از آن پس بود که در هر مصاحبهای، خودش را، تحصیلاتش را، داراییش را، و... را به رخ میکشانید تا بعد که به دلایلی «سرمربی» شد و مطبوعات با یک معنا تیتر زدند: اکنون وقت انتقاد نیست، تیم ملی را باید حمایت نمود. مطبوعات صبور به یقین همگان تاویلهای نادرست و تعبیرات غیر فنی او را از مطبوعات پس از مسابقه ایران و عربستان دیدند و شنیدند. وی مطبوعات را تقریباً به صورت مداوم مورد طعن، ایراد و بیارزشی نوشتههایشان متهم میکرد، به نحوی که هیچ نشریهای از بیانات تند و زبان گزندهی او در امان نماند. او همیشه خود را در جایگاهی دست نیافتنی میدید و حصار پیرامون خود را مستحکمتر از آن میدید که حقایق را ببیند. او خود را از هر عیب و ایرادی مبرا میدانست و فکر میکرد در هر نبردی پیروز است، خبرنگاران مزدشان را در پایان کار با پرگویی و درشتی سخن او دریافت نمودند!! همان خبرنگارانی که دایی را آن گونه بزرگ کردند. اکنون رسانههای ورزشی و غیره لازم است قدر، ارزش و اثر قلم خود را بدانند و اگر کسی را لایق و قابل ستایش دیدند در حد و وزنی که دارد تمجید و تایید نماید، بیانات دایی نشات گرفته از مواضع او بود زیرا عملاً میل نداشت با مطبوعات تعامل سازنده و محترمانهای داشته باشد/ بدون شک دایی از نشریات مطلع و منتقد تعمدا فاصله می گرفت برای آن که جوابی برای کارهای پر اشتباه خود نداشت. پنهان کاری انتخاب دایی از روز نخست انتخابی آگاهانه و مترتب بر دانش، بینش فنی، تجربه و کاردانی نبود آن چنان که «کفاشیان» حتی یک خط در توجیه آن انتخاب نتوانست به مطبوعات و فوتبال شناسان دلیل ارایه کند. به جرأت می گویم اگر یک مربی با کلاس تیم ملی را انتخاب میکرد از میان افراد فعلی تیم وی شاید 6 یا 7 نفر را تأیید مینمود بازیکنان و تیم ملی به خاطر لجاجت و خودخواهی دایی چه در دوره بازیگری و چه در مدت پرتنش مربی گریش آسیبهای فراوان دیدند، حتی برخی از آنها از اوج به حضیض افتادند، افت، هاشمیان، عنایتی، قربانی، مبعلی، کاظمیان، نیکبخت، کریمی، آشوبی، صادقی و.... و..... ده ها بازیکن دیگر به علت تسلط بی دلیل دایی بر امور فدارسیون و تیم ملی بود!! وقتی «کفاشیان» به زبان دیپلمات ها می گوید: ایران در مقابل عربستان چه ببازد و چه برنده باشد دایی تغییر نخواهد کرد، فکرش روی حفظ منافع دایی بود و از خودش غافل؛ واقعاً چرا؟ آقا مگر شما اجازه دارید احساسات یک کشور هفتاد میلیونی را برابر ذایقه خودتان تعریف کنید؟ پیش خود فکر کردید اگر ایران بازنده شد که تعویض مربی دیگر اثری ندارد، زیرا مطمئناً حساسیت جدول را به شما گفته بودند و اگر برنده می شدیم میگفتید: «نور الی نور» مخالفان این انتخاب و فدراسیون هم خفه خواهند شد، نه آقای رییس هیچ کس مخالف شما و مربی نبود، روال کار نشان می داد که روی نام «ملی» و حیثیت «ملت» ریسک کرده اید. از قدیم و ندیم گفتهاند: افراد مستبد و متکبر از درون میشکنند، نتیجه مدیریت نادرست و نداشتن برنامه و سیاستهای شایسته و شفاف باری جز شکست نخواهد داشت. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه