![]() |
||||
|
|
||||
|
دکتر شریعتی الگویی برای همهی زمانهادکتر شریعتی الگویی برای همهی زمانها
دکتر علی شریعتی شخصیتی است که پیرامون او بحثهای زیادی مطرح است. عدهای او را شخصیتی منحرف، کافر بیدین... میدانند، کتابها و نوارهای او را گمراه کننده میخوانند، برخی دیگر او را بزرگترین اسلام شناس میشناسند و آثار ایشان را بهترین راه شناخت دین میدانند. بیشتر افرادی که در مورد دکتر شریعتی سخن میگویند، چه آنهایی که او را گمراه کننده و چه کسانی که سنگ او را به سینه میزنند، تا به حال این زحمت را به خود ندادهاند، آثار او را مطالعه کنند و خودشان با نظرات وی آشنا شوند. خیلی از افرادی را میشناسم که حرفهای عجیب و غریبی میزنند و میگویند شریعتی چنین نظری را دارد و اگر از همین افراد سئوال شود خودت چه قدر آثار دکتر شریعتی را مطالعه کردهای در جواب میگوید فلانی میگوید. و بیشتر اظهار نظر این افراد به شنیدههای آنان است تاکنون هیچ کدام از کتابها و یا نوارهای ایشان را ندیدهاند. و وقتی با اینگونه افراد روبهرو میشویم و میگوییم چرا شما حرفها و سخنان خود دکتر را در اینگونه موارد مطالعه نمیکنید، میگویند که وقت این کارها را نداریم و این بزرگترین عیب برای منتقدان است. منتقدانی که از خود هیچ ندارند و فقط دنبال حرف این و آن میباشند، اما متأسفانه دوستداران دکتر شریعتی هم کمتر به سراغ او میروند ولی باز جای بسی امیدواری است که در این اوضاع و احوال آشفتهی فکری، هم جوانانی هستند که سعی دارند به هر طریق یا به هر شکلی یاد و نام دکتر شریعتی را پاس دارند. آثار دکتر شریعتی یکی از مهمترین و بزرگترین متفکرین اسلامی و معاصر است. شریعتی کسی است که از زبان من و شما حرف میزند به طوری که احساس میکنید درست همان را میگوید که شما میخواهید بگویید. او متفکری بزرگ است که میتواند تمامی احتیاجات آدمی را در زمینههای شخصی و اجتماعی طی ادوار مختلف زندگی برآورده کند همچنین اسلوب و سبک شیرین نگارش او، از جمله عواملی است که آثار و شخصیت شریعتی را جذاب کرده است. تعلیمات دکتر شریعتی در بستر زمان معنای خود را بهتر خواهد یافت و راهگشا خواهند بود. در معرکههای حق و باطل، در بنبستها و هنگامههای انتخاب و بر سر دوراهیها... چون جلوتر از فهم زمان و در کوران مبارزه و عمل گفته شده، برای اهل عمل قابل درک است. و اشخاصی چون دکتر شریعتی است که میتواند تحولات بزرگ بیافرینند. شریعتی با چهرههایی چون فیلسوف و سیاستمدار و جامعهشناسی روحانی و مورخ و محدث و فاضل و دانشمند استاد و محقق، قابل مقایسه و تشبیه نمیباشد. بلکه او یک حکیم انقلابی و روشنفکر مؤمن است به گونهای که لقمان حکیم، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، سیدجمالالدین اسدآبادی و اقبال لاهوری که با دارا بودن به ارزشهای انسانی و نبوغ ذاتی، از مکتب قرآن و پیامبران حکمت آموخته بود و علی(ع) را الگوی خویش قرار داده بود. شریعتی بزرگترین مصلح اندیشمند و وجدان بیدار و مسئوول قرن است. دکتر شریعتی رسالت خود را این میداند که مردم را آگاه کند که چرا هر لحظه و هر نسل مذهبها، متزلزل میشود؟ من آمدهام از این آتشی که بر اندیشه و ایمانتان افتاده خبر بدهم، بگویم که اساساً این دین شما و ایمان شما چرا متزلزل شده؟ چرا هر لحظه و هر نسل تنهاتر میمانید و ضعیفتر و در برابر هجوم اندیشه و روح این قرن عقبنشینی میکنید و خودتان را عاجز احساس میکنید و جز توسل به دعا برای اصلاح این نسل و این عصر هیچ روهی به ذهنتان نمیرسد. دکتر شریعتی برخی افراد را در آرامش میبیند آن هم یک آرامش مذهبی، رنجی نمیبرند و در یک فضای بیباد و توفان و دربسته و امن رنجی نمیبرند و دلهرهای ندارند ولی خود را چنین نهادهاند. دکتر شریعتی به این علت که شخصی از متن مردم است و بیزاری روزافزون مردم را از دین مخصوصاً از تشیع میبیند و تحولات تاریخی را با چشم خود مشاهده کرده است و از طرفی رشتهی تحصیلی او تاریخ تمدن و جامعهشناسی مذهبی و تاریخ ادیان است، به خود حق میدهد که دربارهی سرنوشت مذهب در جامعه نقش استعمار فرهنگی و استبداد در تزلزل پایگاههای اجتماعی مذهب و علل و شرایطی که مسیر حرکت زمان را از کنار مذهب دور میسازند اظهارنظر کند. سپس میگوید که ممکن است نظر من درست نباشد ولی نیت من صحیح است و طوری که مشاهده میکنیم فریاد دکتر شریعتی از سر درد است. در این جا لازم دیدیم دکتر شریعتی را از دیدگاه بزرگان نیز معرفی کنم. دکتر مصطفی چمران: ای علی! تو جامعهی ایران را به لرزه درآوردی، تو تشیع حقیقی را به مردم معرفی نمودی، تو لذت شهادت را به شیعیان حسین(ع) چشاندی، تو مجسمهی تعصب و سکوت را شکستی، تو خداوندان زر و زور و تزویر را رسوا کردی. دکتر عبدالکریم سروش: مرحوم دکتر علی شریعتی مصلح بزرگ و آموزگار جوانان انقلابی این کشور است. زنده بودن شریعتی در میان، نشانهی زنده بودن جامعه ما و جوانان ماست. هر حکایت از عمق تأثیر آن روح بزرگ در روح جوانان ما دارد. اگر او از سر درد و دلیری سخن نگفته بود و اگر آتش عشق، عشقی جامعهی او را نسوخته بود قطعاً این همه آتش در جان مشتاقان نمی زد و قطعاً پیام او این همه ماندنی نمیشد. علیرغم پارهای بیمهریها و خصومتها که در جامعه ما در حق شریعتی رفته است و میرود و علیرغم کوششهای نامیمون و توطئههای سکوتی که برای خاموش کردن نور او و حضور او صورت میپذیرد ماندن یاد و نام و پیام او و عشق ورزیدن جوانان ما به او مایهی تسکین است و نشان میدهد که آن خصومت ورزان و بیمهران به بیراهه میروند و باد به غربال میپیمانید و آب در هاون میکوبند و عرض خویش میبرند و زحمت خود میدارند. سید محمد خاتمی: جامعهی ما از دو درد جانکاه و ویرانگر رنج میبرد: یکی درد روشنفکری بیدین و دیگری درد دینداری تحجرآمیز. دکتر شریعتی در شرایطی از اسلام، در کانون محافل جدید دفاع کرد که ولنگاری اخلاقی و رفتاری و اخلاق ضد اسلامی، کانون دانشگاههای ما بود، و نیز اوج اقتدار افکار الحادی بود. به طوری که بچههای مسلمان ما جرأت نداشتند که ابراز عقیده کنند و در آن مقطع دکتر شریعتی کاری بزرگ را انجام داد و آن شکستن رعب و هیمنه دروغین الحاد در دانشگاهها بود. دکتر شریعتی هنر بزرگش این بود که دل و ذهن روشنفکران مسلمان را با دل و ذهن تودههای مسلمان که فطرت پاکشان اساس هر حرکتی بوده و قوام هر انقلابی هستند نزدیک کرد. مرحوم شهید بهشتی: دکتر شریعتی خود را یکی از زایدههای درد و رنج و احساس درد و رنج میدانست. او انسانی است که در درجهی اول از نظر تحصیلات با فرهنگ نو بشری روبروست؛ اما یک زمینه ذهنی و وجدانی دارد که به طور دائم او را به سوی خود میکشاند: زمینهی اسلامی این است که در هر مطالعهای در دو فرهنگ نو به سئوالاتی در رابطه با فرهنگ اسلامی و بینش اسلامی و مکتب اسلام برخورد میکند این جمله را تکرار میکند، زیرا در شناخت دکتر بسیار مؤثر بود. آری دکتر علی شریعتی متفکر بود، مورخ بود، دین شناس و از همه بالاتر درد دین داشت، غیرت دینی او شفقت ورزی او بر خلق اجازه نمیداد. ببیند دین ملعبه دست پارهای از بازیگران دین فروش شده است و تصمیماتی عزتبخش آن را چنان محو کرده که به عوض سرافرازی و کمال، سرافکندگی و انحطاط آورده است. به هر حال هم اکنون معلم شهید دکتر شریعتی به دیدار خداوند شتافته و به مولایش علی (ع) پیوسته است ولی اندیشهها و افکار و آثار دکتر شریعتی هیچگاه نخواهد مرد. بلکه هر روز زندهتر خواهند شد. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه