![]() |
||||
|
|
||||
|
مدتیست تلویزیون ماتمکده شده است!مدتیست تلویزیون ماتمکده شده است!
مدتی است هر چه برنامههای تلویزیونی نگاه میکنم اکثراً برنامههایی آبکی و بیمایه هستند. متأسفانه تلویزیون برنامههایی در خود جا میدهد که جز اتلاف وقت دیگر ارزشی ندارد. تا قبل از انتخابات 22 خرداد تلویزیون گاهی برنامههایی پخش میکرد قابل دیدن هر چند آن هم یواشکی از زیر دست سانسور چیان خارج میشد و یا از نگاه چشمهای الکترونیکی پنهان میماند. البته گاهی هم یک فیلم سینمایی به نمایش میگذاشت که برای مردم جالب بود و مهمتر این که کارشناسان آن را تحلیل میکردند. هر چند تلویزیون باید ملی باشد و همچنین ملی به حساب میآید اما همواره قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در اختیار دولتها بوده و میباشد. با آن که مردم از بابت تلویزیون مالیات هم پرداخت میکنند. زمانی بود که در قبضهای برق خانهها و تجاری و غیره جدولی خاص تلویزیون گنجانده شده بود و مبلغی به طور مستقیم به تلویزیون تعلق میگرفت، مبلغی حدود 100 تومان ،اینک سخن برسر 100تومان نیست سخن بر سر این است که ملت بابت تلویزیون مالیات پرداخت میکند و انتظار دارد تلویزیون متعلق به آنها باشد نه متعلق به گروهی خاص، در کشورهای خارجی کانالهای تلویزیونی هم به بخش خصوصی واگذار میگردد و هر کس دوست داشته باشد میتواند مشتریشان بشود، و آنها برای مشترکین خود فیلمها و نمایشها و آن چه را ببینند طالب است به نمایش میگذارند. ملت شریف و بزرگ ایران نمیخواهد فیلمها و نمایشها و صحنهها و تصاویر قبیح و مستهجن و مبتذل و غیر اخلاقی به نمایش در آید و نشان داده شود، اما این گونه هم نباشد. رهبر معظم انقلاب فرمودند تلویزیون دانشگاه است آیا هم اکنون تلویزیون همین جایگاه دارد؟ جز نشان دادن بارگاهها، منارهها، شیونها، گریهها، بر سرو سینه زنها، فیلمهای بیمحتوای یک شبه، سریالهای آبکی و آن هم در خانههای مجلل و با شکوه، با سوژهای کهنه و قیآور همچون طلاق گرفتن، طلاق دادن، زن گرفتن، زن نگرفتن، بچهدار شدن و بچهدار نشدن و یا زنان را در همین نقشها میخکوب کردن و در کنار منافع دیگر و این، مردم را پژمرده کند، غم زده کند، در غم و اندوه فرو برد و در نهایت افکار را با دیالوگ های کهنه و کوچه بازاری از بین ببرد چه سودی برای این مردم در برداشته و دارد؟ اینها خود نوعی موریانه هم هستند که ذره ذره افکار را میخورند. هم اکنون فیلمی جنگی از کشور چین یا ژاپنی روی صفحهی تلویزیون میباشد از شبکههای مختلفی هم پخش میشود، برای مردم ما چه سودی در بر دارد؟ در زمان قبل از انقلاب فیلمی آمریکایی از تلویزیون دولتی پخش میشد با نام «روزهای زندگی» مدت دو سال ملت را دنبال خود میکشید، ترسم از آن روز میباشد که دوباره به نمایش در آید. ما برای سریال «یوسف پیامبر» میلیاردها هزینه کردیم بماند از آن هنر نماییها و کارهای فنی و ساخت و سازهای که از حیث هنری کارشاقی صورت گرفته است و کارهای خطری و بزرگی در این فیلم یا سریال انجام پذیرفته، اما آیا از داستانهای اصیل ایرانی مثلاً از شاهنامه تاکنون توانستهایم یکی را در تلویزیون به نمایش در آوریم؟ متأسفانه تلویزیون روزهای وفات و روزهای تولد هم تفاوتی قایل نمیشود همچنان که در روز وفات ماتمکده میشود، در روز تولد هم دست کمی از این روز ندارد و باز هم همین وضعیت را دارد گویا تلویزیون سعی دارد مردم ما را در همه حال مصیبت زده، غم زده، پژمرده، سوگوار و ماتم زده نگه بدارد. در کشور ما شادی و نشاط گم گشته است و دیگر مردم از یاد بردهاند که نشاطی هم وجود دارد، شادی و شوری هم هست. جوان نمیداند شادی چیست؟ نشاط چیست؟ وقتی یک مورد ملی پیش میآید مثلاً یک مسابقهی فوتبال، خوب جنب وجوشی در قشر جوان پدیدار میشود و دیگر هیچ . کی شده است ما یک سرود زنده در تلویزیون به اجرا بگذاریم تا بینندگان لذتی ببرند. کی توانستهایم برای مردم شادی و نشاط بیافرینیم؟ درکشورهای خارجی گروه موزیک در خیابانها میچرخد و موسیقی زنده اجرا میکند و مردم به وجد میآورند. تا کی باید تلویزیون ما، ماتمکده باشد؟ دیگر وقت آن رسیده است تلویزیون اصلاحاتی اساسی در برنامههای خود به وجود بیاورد تا مردم این قدر به سمت و سوی ماهواره کشیده نشوند. هم اکنون ماهواره جای تلویزیون گرفته است به چه دلیل؟ چه میشد اگر گروههای موسیقی آزادانه کنار همین ساحل خودمان بوشهر برنامههایی اجرا میکردند و افراد را به شور و نشاط وا میداشتند. با همین برنامهها میتوان هم غم نان را لااقل برای مدتی از یاد برد و به فراموشی سپرد، هم گرفتاری های تکراری و روزمرگی را لااقل برای ساعاتی از یاد برد و این که توانستهایم و مردمی را در یک حالت شاد نگه داریم. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه