![]() |
||||
|
|
||||
|
آیین شاهنامهخوانی ـ سرایی در استان بوشهرآیین شاهنامهخوانی ـ سرایی در استان بوشهر
قسمت اول بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی پی افکـندم از نظـم کاخی بلنـد کـه از باد و باران نیابـد گـزند بیان رزمآرایی سرایندهی گرانمایهی شاهنامه ـ ایراننامه ـ در سنجهی (فعولن فعولن ـ ل)، یعنی بحر متقارب است. در شناخت گونههای سرایش نیز، شاعر از شیوهی «مثنوی» بهره گرفته است. شاعر در گذر بالندگی و نامداری زبان و ادب پارسی خدمت خود را باز نموده است. در این نامهی سترگ، نه تنها از افسانه، تاریخ پیش از گذارهی تاریخی به نام (افسانه / تاریخ / معاصر)، سخن آمده که اندیشه و باور داشت فکری شاعر در باور ایمانی آمده است. چنان که فردوسی را شاعر شیعی معتزلی برداشت و گمانهزنی کردهاند. اسطوره، واژهای عربی است که جمع آن اساطیر میباشد. همسنگ این واژه در معنی پارسی آن افسانه به زبان بیگانهی انگلیسی «میت mith» میباشد بنابراین میتولوژی، در برداشت افسانه شناسی و فسانهگویی است. این کارکرد در بخش بخش شاهنامه و گهگاه در میانه داستانهای حماسی (جنگ نامهسرایی) آشکارا آمده است. چنانکه در پیرامون زندگی رزم آرای سالدار در پایان زندگی به نیاز افتاده، سخن آمده است. او را به دستآویز مذهب اهل جماعت نداشتن، از دستمزد پیمان بسته محروم مینمایند. این رفتار هم از شاه زمانه «محمود غزنهای ترکزاد و مطبخیزاده» بوده است. شنیدم که شه مطبخیزاده است به جای طلا، نقرهام داده است. شاهنامه یا سرایش بزرگان، آمیزهای است از دو بخش «شاه» و «نامه». چنانچه این آمیزه را نامهی سترگ بدانیم از راه دور نماندهایم. این نام آمیزه، جایگزین «خداینامه/ خدای نامک/ کارنامه» شده است. در این راستا کارهای پیکارگرانه و رزمآرایی و در پس آن کارکردها و جایمانهای فرمانداران و کتخدایان زمانه، یادداشت و انباشت میشد. چرا که این ماندگانیهای یاد کرده از گذشتگان و کردار آنان بوده است که چنان سخن گویای این نکته میباشد. اِنّ آثارنا تدلّ علینا فانظروا بعدنا علی الاثار جایماندهها، پس از درگذشتمان، چهره مینمایند و کارهای گذشتهی ما را باز میگویند. از برجستهترین جاوراهای برجای مانده در «ایرانشهر کهین» بر دیوار نبشتهی «بیستون/ بهستان / بغستان» در سامان کرمانشاه «قرمیسن» میباشد. این یادمان از داریوش اول هخامنشی پارسیزاد پس از کمبوجیه / کامبوزیا/ کامبیز دوم فرزند کوروش دوم هخامنشی است. سیروس «شیرَوش»، «کوروش/ کی اور وَش/ رهبر بزرگ» گسترانندهی خاک پارس تا سرزمینهای گسترده برگسترهی ایرانشهراند. داریوش و فرزندش خشایار شاه این گستره را به یازده میلیون کیلومتر مربع رسانیده بودند (از خاور تا باختر و از شمال (چپ) تا جنوب (راست). افزون بر این، سنگ نبشتههای پراکنده با اندازههای کوچکتر و متون اندکتر در سامانهای ایرانشهر در پهنهی خرسنگها ـ صخرهها ـ یا آجر نبشتههای انبوه جایداده در گنج خانهها هم بر این روال نگاشته و ماندگار شدهاند. دیوار نبشتهی داریوش در میانهی دیوارهی کوه بیستون در یک سد و چهارده رج (114 سطر) بلند خوابیده، افقی از کارستانهای یگانهی روزگار باستان بشمار میرود. این نوشتههای بر جای مانده پس از گذشت فراتر از دو هزار سال [در سده دوازدهم ماهتابی (هجری قمری) بر ابر سده نوزدهم میلادی] از سوی آمدگان جهانگرد به سرزمین ایران، تیموری (گورکانیان)، صفوی، افشاری، زندی بویژه قاجار با گمانه زنی، رمزگشایی شدهاند. از «کلاویخوی» روزگار تیموری ـ گورکانی تا «گرتنفد» و «هرتسفلد» زمان هنگامه آرایی قاجاری، و برجستهتر آنان «رالینسن» انگلیسی در زمان فتحعلیشاه قاجار ناتوان خویش آرای، این کار تا رسیدن به هودهی خویش، بازخوانی جاوارهای نوشتاری گنج نامههای سنگین، انجام گرفت. این دستیافتههای آجری انباشته در اتاق آوار شده یا زیر خاک لمیده و یا دیوار آراسته به شمار بیشترین در فارس امروزین ( کاریان، استخر،/ مَرغدشت / دشت مَرغاب = چشمهسار ـ نه پارس بوشهر)، همدان، از آنگاه تا اینگاه بر جای ماندهاند. فرصت الدوله قاجاری شیرازی در «آثار عجم» نمونههای برگردانیده را آرا (نشانی) داده است. تلاش بسامان «مرادی غیاث آبادی» در کار برگردانی و چاپ جاوارها، بسی شکوهمند و ارزشدار میباشد. بدینگونه برگردانی رالینسون، دوباره به پارسی ـ دری برگردانده شد. ایران پهناور در سالهای چهارده تا 23 ماهتابی با تازش مشترک تازیان و نودینان خودی به روزگار خلیفه دوم گشاده گشت. چهار جنگ قادسیه ـ جلولا 14 و 16 ، نهاوند 19، توزستان 21 و استخر 22 ماهتابی، به درازی دو قرن سکوت زیر تازیانه تازیکان به زو ورزی، همواره با سکوتِ فرهنگ منشانه، ایرانیان همراه بود. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه