![]() |
||||
|
|
||||
|
یک دهاتی در فوتبال بوشهر!یک دهاتی در فوتبال بوشهر!
فصل گذشته، یک دوره موفق و تاریخی برای فوتبال بوشهر بود. موفقیت شاهین یعنی موفقیت یک مجموعه. موفقیت دکتر رضوی، وردیانی، فوتبال بوشهر، مطبوعات، رسانههای شنیداری و دیداری و در کل پیروزی مردم. اینکه بتوانی زمینه خوشحالی مردمی را فراهم سازی، رضایت خدای بزرگ را نیز بدست آوردهای؛ اما در این میان مثل اینکه بعضیها نمیتوانند این خوشحالی را با مردم شریک شوند. حالا میخواهیم نمونههایی را بیاوریم تا مردم بیشتر این آقایان را بشناسند! سال گذشته وقتی که شاهین با پیروزی با صنایع اراک ماندنی شد یکی از همین حضرات در حضور مربیان باسابقه بوشهری با طعنه و کنایه گفته بود یک دور افتخار هم بزنید! اما ما نوشتیم: جشنی برای صعود به لیگ برترم آرزوست که این آرزو به حقیقت پیوست. این آقایان که هر از گاهی پیدایشان میشود، چیزی برای نوشتن و گفتن ندارند. به دنبال ما راه افتادهاند که چه میگوییم، چه مینویسیم و چه میکنیم بعد هم منفی بافی کنند. حالا «کاتولیکتر از پاپها» نوشتهاند: آنهایی که در برنامه نشان انتقاد کردهاند قصد تضعیف کللیفرد و شاهین را داشتهاند. دیگری با کللیفرد مصاحبه کرده و گفته: بعد از بازی با داماش درود از شما بیشتر انتقاد شده. کللیفرد هم حرفهایی زده است که فعلاً به او جواب نمیدهیم اما بهتر است مردم بدانند وقتی که چهار گل از مس رفسنجان و 2 گل از تراکتورسازی خوردیم و فضای بدی ایجاد شده بود، حاشیهسازی نکرده، تیم و مربی را تضعیف و تخریب نکردیم، آسمان را هم به زمین ندوختیم. "برنامه نشان" در یک عمل جوانمردانه با روحیه دادن به تیم و مربی، روحیه از دست رفته را تقویت و آب رفته را به جوی بازگردانید و حرفهای ما را هم مردم شنیدند که هیچ چیزی برای شاهین تمام نشده، هنوز امیدواریم و میتوانیم پیروز شویم. کللیفرد بیش از آن که تیم را زیر فشار تمرین قرار دهد برای آنها از داستانها و شعرهای حماسی بگوید، منچستر بازی 2 بر صفر باخته را 5 بر صفر برده است. ویا رئال با گل دقیقه 90 خواب را بر سر شهر بارسلون خراب کرده و جشن قهرمانیشان را بر هم زده. حتی ما، "برنامه نشان"، "احمد خالقپناه"، "حسن غریبی" و "فاضل قنبرپور" از آمدن یاوری استقبال نکرده و در پیامهایی برای کللیفرد به او یادآور شدیم که: هجومی به نوشهر برو، قبل از اینکه کشته شوی، بکش و اینکه ثابت کن که به یاوری نیازی نبوده. آیا اینها تخریب بود؟ اما شماها چه کردید؟ وقتی که شاهین با اتکا گلستان 2 ـ 2 مساوی بود و با گل "رضا بازیاری" ورزشگاه منفجر شد، همه به هوا پریدند ولی شماها عزا گرفتید و از جایتان بلند نشدید (به شهادت یک مرد رکگو). شما که به دستور اربابتان برای ما چهره تکراری مینویسید، به نگهبانی صدا و سیما میروید، تلفن میزنید و میخواهید شما را به تلویزیون ببرند. شماها که میگویید "قحطالرجال" است که این آقا در مورد فوتبال بوشهر حرف میزند و مینویسد. شما که هر از گاهی برای شکست فوتبال بوشهر به ورزشگاه میآیید. شما که معتقدید "سانسورچی" هفتهنامهتان مطالبتان را سانسور و دستکاری میکند. شما که به اسم ورزشنویس به ما میتازید و جرأت نوشتن اسم خود را ندارید. شما که خود را رجل بوشهر مینامید. در ورزشگاه سرداران شهید شمیرانات، ورزشگاه حافظیه شیراز، ورزشگاه تختی دورود و حتی ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر که مرتباً حضور نمییابید، چشم بصیرت ندارید ببنید که دیگران خارج از بوشهر برای آمدن و دیدن بازی شاهین هزینه میکنند. شما که در دورود نبودید. انتقادی که "احمد خالقپناه"، "حسن غریبی" و حقیر در برنامه پربیننده "نشان" انجام دادیم و کللیفرد نهایت استفاده را از این انتقادها نمود و دیگر نه تنها شکست نخورد بلکه قشنگ هم بازی کرد. انتقاد ما این بود که چرا "عبدا...می" به خط حمله رفته و در کنار او از وزیری ناکارآمد استفاده میشود. چرا "نجمیزاده" به خط میانی آورده شده چرا به ذلکی کمک نمیشود و چرا از ایمان دشتی که به حاشیه رفته استفاده میشود، همهی اینها در بازی بعد سر جایشان قرار گرفتند و شاهین پیروز شد. پس این انتقادها برای یک هزار تومانی، یک پُرس غذا، یک تیشرت، اقامت در هتل یا تخریب "کللیفرد" و شاهین نبوده اگر انتقادها تخریبی بود پس چرا "کللیفرد" از آنها استفاده کرد، آذرکشت هر هفته یک ساعت و بیست دقیقه، حسن غریبی هر هفته یک صفحه، احمد خالقپناه و ضیاء جمالی هر هفته دو صفحه، فاضل قنبرپور روزانه در سایت فوتبال بوشهر و حقیر نیز با یک ستون قرضی وقت داشتیم هر هفته حاشیهسازی و تخریب کنیم. خیلی موضوعات بود که جای حاشیهسازی و تضعی+ف و تخریب داشت اما ما اهل این حرفها نبودیم. برای تخریب و تضعیف از آوردن یاوری از بازیکنانی که پول گرفتید و حتی پیراهن تیم را هم نپوشیدند از سیستم اداره تیم، از اعتصاب بازیکنان و خلاصه از هر کاهی میتوانستیم کوهی بسازیم، حالا تیم قهرمان شده سر و کله "رجل بوشهری" پیدا شده؟ مردم بوشهر، همه را خوب میشناسند، اما این کارهای شما را نمیدانستند. مردم ما نمیدانند که اگر از حق "سعید درویشی" دفاع میکنیم، تخریب او نیست. ما چه انتقاد کنیم و چه تعریف دهیم شماها حسادت میکنید. اگر مجموعه برنامه نشان و نویسندگان ورزشی در مواقع لازم به تیم شوک وارد نمیکردند، به موقع روحیه نمیدادند، حالا هم شاهین لیگ برتری نبود و هم کللیفرد نابود شده بود. حالا شماها که از ما همیشه عقبتر هستید دنبال ما راه بیافتید، خود را رجل بوشهری بنامید، ما را چهره تکراری! اما ما میدانیم شماها حسودانی هستید که وقتی انجمن ورزشنویسان را میخواستیم تشکیل دهیم میگفتید: فقط بچههای بوشهر را بنویسید و شهرستانیها را نه. یک روز ما را "عزیز" میکنید، یک روز عصبانی میشوید یک روز "استاد" میشویم یک روز "دهاتی". اگر میتوانید، این دهاتی را بکشید، وگرنه از عصبانیت بمیرید. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه