![]() |
||||
|
|
||||
|
گسترش آزادیگسترش آزادی
هر انسانی دوست دارد آزاد و بدون تحمیل دیگران زندگی و برای سرنوشت خود رأساً تصمیم بگیرد. اگر از فرد بگذریم و به جامعه بنیدیشیم، تفکر اجتماعی هر جامعه نیز چنین است، زیرا آنان نیز دوست دارند! استقلال فکری و فرهنگی و سیاسی خویش را حفظ نمایند و از یوغ این و آن نجات پیدا کنند. به همین جهت بود که ملت ما نیز در سال 57 بافریادهای بلند و همهجانبه بانگ الله اکبر، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را سر برآورند و در فروردین 58 نوع حکومت را به آراء عمومی واگذار کردند، و ضمن همپرسی 2/98 درصد مردم به جمهوری اسلامی رأی «آری» دادند. با این بیان متوجه میشویم که ارزش و زیبایی هر شخصی در آزادی او نهفته است و پذیرش ضد آزادی ننگ و عار است، و مؤمن زیر بار آن نمیرود. آری انسان آزاد است، آزاد آفریده شده است و باید آزاد بماند و هیچ کس نمیتواند آزادی کسی را نفض کند. و اگر در جوامعی آزادی مردم در هر ابعادی سلب گردد بر مردم و روشنفکران آن جامعه فرض است با دلیل و منطق آنان را متوجه اشتباهات و کارهای خلاف قانون و آزادی خود بنمایند و در صورت سرپیچی آنان را به ملت معرفی نمایند. در اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی در این زمینه هشدار داده شده و اعلان میکند: «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت اراضی کشور، آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.» آنگاه در مسئولیت نظام حکومتی در اصل 3 قانون اساسی مؤظف میسازد که: «دولت جمهوری اسلامی ایران مؤظف است همهی امکانات خود را به کار برد تا آزادیهای سیاسی و اجتماعی تودههای مردم را در حد قانون تأمین نماید.» پس هر گاه دولت مردان اصول آزادی را نادیده بگیرند، حق مردم است که از حقوق تا حد توان دفاع نمایند. در جمهوری اسلامی ایران طبق اصل 27 قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح به شرط این که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. همچنین حضور و عضویت در احزاب و جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی و یا انجمن های اسلامی و حتی اقلیتهای دینی شناخته شده مطابق اصل 26 قانون اساسی آزاد میباشد مشروط بر این که اصول استقلال و آزادی و وحدت ملی و موازین اسلامی و اساسی جمهوری اسلامی را نقض نمایند چرا که هر کس در تصمیم و تشخیص و ارادهی خود آزاد است. بنابراین اقشار مختلف تبعهیایرانی با حفظ عقیده و تشخیص خود میتوانند در هر حزب و جمعیتی شرکت نموده و عضو آن باشند، ومادامی که اصول اساسی جمهوری اسلامی و موازین شریعت را تهدید نمایند آزادند و کسی حق تعرض ندارد، و در صورت تعرض، میتوان طبق اصول 22 و 39 قانون اساسی معترضین را تحت پیگیرد قانونی قرار داد هتک حرمت و ندامت حتی برای افراد متهم و بازداشت شده نیز ممنوع و موجب مجازات است. مولای متقیان علی (ع) در این زمینه میفرماید: ای مسلمان! شما وظیفه دارید کرامت انسانی را همیشه و همه جا حفظ کنید و با مخالفین خود با ادب و احترام متقابل برخورد نمایید. از این حدیث و اصول قانون اساسی چنین استنباط میشود که همهی ایرانیان طبق حق قانونی میتوانند در هر حزب و انجمنی و هر تجمعی شرکت کنند و از مزایای آزادی برخوردار گردند. جامعه اسلامی ایران: با اعتقاد به مبانی دین و تصویب قانون اساسی خطوط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی خویش را تعیین نموده، و مطابق اصل 23 قانون اساسی تسریع دارد که تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کسی را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد!! چرا که قوانین مدنی و جزایی ما از آیین ما ریشه گرفته و در آن هر گونه نقض ازادی، هتک، حیثیت، توهین، فحش و اسائهی ادب به مخالفان مذهبی و عقیدتی جداً ممنوع و محکوم گردیده است. قرآن مجید به تمام صراحت اعلان میدارد که: «حقیقت حق و باطل روشن گردیده، و در این عقیده اجبار و اکراهی نیست» بقره (256). در آیه ای دیگر میفرماید: اگر پروردگار تو میخواست همگی مردم به اجبار ایمان میآورند، تو میخواهی مردم را به ایمان آوردن مجبور سازی؟ سورهی یونس /99 در این آیات قلمرو آزادی آن قدر وسیع، و احترام به عقاید و افکار دیگران آنچنان با ارزش تلقی شده که بزرگترین شخصیت عالم هستی "پیامبر اسلام" خود و پیروانش را طرفدار حق، و دشمنانش را طرفدار باطل معرفی نمینماید، بکله دشمنان را در اندیشه کردن و تشخیص دادن آزاد میگذارد و... آنگاه به مسلمانان دستور میدهد که شما حق ندارید به بتها و بتپرستان ناسزا گویید، که در این صورت آنان به خود حق میدهند به شما و مقدساتتان ناسزا گویند. از مجموع این بحث نتیجه میگیریم که آزادی بیان و تشکلها و انجمنها و عقیده و مطبوعات و... هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی تضمین گردیده و هم در قرآن و احادیث و سیرهی معصومین مورد سفارش قرار گرفته است و هر کس در ستیز با نقض آزادی صدمهای ببیند مأجور بوده، مرگ در این راه در حکم شهادت در راه خداست. و حسن ختام، رسول خدا فرمود: «بدترین مردم و جامعه کسانی هستند که در برابر رفتار ستمگرانه متصدیان امور ساکت بنشینند.» در سخنی دیگر میفرماید: «بعد از من گروهی به جای من نشینند، سعی کنید با سکوت و اطاعت، دروغ وستم آنان را تصدیق و تأیید ننمایند.» آری همین سکوتها و بیتفاوتیهاست که ستمگران تاریخ را به جایگاه بیرحم و دیو سیرتی تبدیل نموده و میلیون ها انسان را به خاک و خون کشیده است. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه