![]() |
||||
|
|
||||
|
نقش خالوحسین دشتی در مبارزات مردم جنوببا شروع جنگ جهانی اول و حملهی انگلیسیها و مزدورانشان به خاک بوشهر، چند قهرمان دلاور که به مثابه اراده مردم بوشهر بودند، ظهور نمودند و با رشادتها و مبارزات خود جلوی ترکتازیهای آنها را گرفته و آزادی و استقلال کشور را تأمین نمودند.
رئیسعلی دلواری، میرزا محمدخان غضنفرالسلطنه برازجانی، زایرخضر خان اهرمی،شیخ حسینخان چاهکوتاهی، رئیس غلامحسین رزمی دشتی، زایر محمدصالح دشتی، رئیس خورشید بنابول دشتی، خالو حسین بردخونی دشتی و غیره از نمونههای بارز این دلاوران هستند. در میان این قهرمانان سرفراز، وقتی به تاریخ مبارزات مردم جنوب نگاه میکنیم میبینیم متأسفانه قهرمانان دلاور دشتی یا به کلی فراموش شدهاند و یا اندک اشارهای به آنها شده است در حالی که نقش مردم و قهرمانان این خطه بسیار بااهمیت و سرنوشتساز بوده است. در این مقاله نگارنده بنا دارد به طور خلاصه اشارهای به نقش سردار آزاده دشتی یعنی خالو حسین بردخونی در تاریخ مبارزات مردم بوشهر داشته باشد و انشاءاله در مقالات دیگر به نقش سایر قهرمانان و دلاورمردان دشتی اشاره خواهم نمود. خالو حسین و نهضت مشروطه جنوب: مبارزات خالو حسین، تنها منحصر به جنگ جهانی اول نیست بلکه به سالهای قبل از این برمیگردد. با شکست انقلاب مشروطه و به دنبال آن استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاهی و آغاز استبداد صغیر خالوحسین بردخونی با سپاهان تحت امرش به جمع حامیان سید مرتضی علمالهدی رهبر مشروطهخواهان بوشهر پیوست و با جمعی دیگر از آزادیخواهان، بوشهر را از نیروهای محمدعلی شاهی پاکسازی کرده و بار دیگر حکومت مشروطه را در این شهر بر سر کار آوردند. خالوحسین و جنگ جهانی اول: بعد از فتوای علمای وقت و دعوت رئیسعلی دلواری، به همراه 15 نفر از افراد تحت امرش به رئیسعلی دلواری پیوست. در جنگ دلوار که دو روز طول کشید جنگی سخت نمود و به همراه سایر مجاهدان، اشغالگران را از دلوار بیرون نمود. پس از نبرد دلوار به همراه رئیسعلی در چند نوبت در شبیخونها شرکت نمود و صدمات فراوان به دشمن وارد کرد. بعد از شهادت رئیسعلی در شب 23 شوال 1333 هـ.ق به انتقام خون رئیسعلی، خواستار حملهی سراسری به بوشهر شد. سرانجام با اصرار وی سایر مجاهدین هم این طرح را پذیرفتند و با مجاهدین با تمام قوا برای تصرف بوشهرحرکت نمودند. جنگ سختی در کوه کزی حوالی بوشهر رخ داد و خالو جانفشانی و غیرت را به اوج رسانید و بعد از اینکه 13 نفر از اشغالگران را هلاک کرد از ناحیهی ران و بازو مجروح و در حالی که اصلاً فشنگی نداشت به دست دشمن افتاد و در 20 شوال 1334 هـ.ق پس از نزدیک به یک سال اسارت، آزاد شد. خالوحسین از آزادی تا وفات: خالو بعد از آزادی از زندان مدتی با زائر خضرخان اهرمی که با انگلیسیها در پیکار بود، همکاری کرد. در جنگ بین پلیس جنوب و صولتالدوله قشقایی، خالوحسین با رایزنیهای فراوان حدود 200 نفر جنگجوی دشتی برای کمک به خان قشقایی فرستاد. زمانی که زایر عبداله خان دشتی، حکمران دشتی شد وی جزو مخالفان گردید و به همراه عدهای از خوانین دشتی به خورموج حمله آورد. به دنبال این حمله، زایر عبداله خان معزول و به لنگه رفت و حاکم آنجا شد. در فاصلهی سالهای 1037 الی 1039 که جریان خلع سلاح عمومی پیش آمد خالوحسین به صف مخالفان پیوست و در جنگ شدیدی که در کوه خاک دشتی مشرق محمدآباد خورموج رخ داد، شرکت کرد. بعد از خلع سلاح عمومی مدتی به وسیلهی اسفندیاری زندانی شد. چند ماهی بعد از آزادی باز به جرم همکاری با عناصر کودتاگر و توطئه علیه امنیت کشور بازداشت و بعد از تحمل 18 ماه زندانی در سال 1318 هـ . ش از زندان آزاد شد. بعد از آزادی مابقی عمر را در بردخون سپری نمود تا اینکه در سال 1335 هـ . ش به دنبال یک بیماری چند ماهه در سن 80 سالگی فوت و جنازهاش را بعد از امانت،به نجف حمل و در مجاورت بارگاه حضرت علی (ع) مدفون شد. پینوشتها: 1. سید جعفر حمیدی، فرهنگنامه بوشهر، ص 278 2. سید قاسم یاحسینی، خالوحسین بردخونی، ص 12 به بعد 3. سید علی موسوینژاد، عصر رئیسعلی دلواری در تاریخ، (مجموعه مقالات) تألیف جمعی از اعضاء هیأت علمی کنگره رئیسعلی دلواری، ص 57 4. شیخ محمد فولادی، زلال عقاید،ص 9 |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه