![]() |
||||
|
|
||||
|
نصیر بوشهر در گفت وگو با فعالین سیاسی استان بررسی میکند؛حذف یا تداوم اصلاحات؟!مکث: بیش از سه ماه از انتخابات ریاست جمهوری ایران گذشته و کشور وارد فضای جدیدی شده است . فضایی که در آن به رغم اعلام شکست اصلاح طلبان، این جریان به عنوان یک جریان سیاسی زنده قادر به تاثیرگذاری در معادلات سیاسی است. معادلاتی که پس از انتخابات، دستگیری سران گروه های اصلاح طلب و تشکیل دادگاه های نمایشی به منظور حذف اصلاح طلبان به گونه ای دیگر رقم خورد. آیا امروز، روز حذف یکی از جناح های طرفدار نظام است؟ آیا با حذف اصلاح طلبان در حکومت، اصلاح طلبان در بین مردم هم حذف خواهند شد؟ آیا این حذف به نفع نظام می باشد؟ و نظر سیاسیون استان با اقدامات حکومت علیه اصلاح طلبان چیست؟ این ها سوالاتی بود که با تعدادی از اصلاح طلبان مطرح شد که متاسفانه چند تن از آنان از جمله ماشاءا...حیدر زاده، محمدباقر عباسی سملی، پرویز حاجیانی و سجاد بهزادی از مصاحبه خودداری نمودند.
مرتضی سراجی، دبیر حزب اعتماد ملی استان بوشهر: اصلاحطلبان و اصولگرایان باید مشکل خود را به صورت دموکراتیک حل کنند اگر از نظر حضور فیزیکی در چرخهی قدرت بخواهیم بررسی کنیم کلاً قبل از این برخوردها نیز حذف شده بودند، بعد از این اصولاً دیگر چیزی در قدرت وجود ندارد. مردم و جامعه مقولهای جدای از قدرت است. آنها هستند و حضور دارند. اگر بخواهیم به سطح کلی نگاه کنیم رفتارهای اصلاحطلبی در خود حکومت و همین طیف غالب هم وجود دارد یعنی حکومت و دولت ناچار است به آن رفتارهای اصلاحطلبانه تن دهد. من به کارهای نمادین حضور زنان در چرخهی دفتر کار ندارم ولی شکل ظاهری این جریان نشان میدهد که دولت راهی را در پیش گرفته که استفاده از رفتارهای اصلاحطلبانهی حضور زنان در دولت است. به هر صورت این یک رفتار اصلاحطلبانه در این ساختار است و قبل از اینها وزیر زن نداشتهایم. در حال حاضر این رفتار بخشی از نظام است که در طول سی سال اندک اندک از قدرت آن کاسته شده و همین چالشی برای نظام ایجاد کرده و متأسفانه حال در فضایی قرار داریم که هیچ راهی برای برونرفت از وضعیت موجود وجود ندارد جزء اینکه قدرتمداران به برادری دیروز خود تن دهند. در هر صورت ما بخشی از این قدرت را از آنِ اعضای نظام میدانیم، در جایی دیگر نیز میخواهیم با آنها برخورد کنیم. اصولاً این برخورد و شیوهی دوگانهای که وجود دارد حتا در صحبتهای اخیر رهبری نیز مشاهده میشود. بنده احساس میکنم که اینگونه نیست و باید به پهنهی سیاسی جامعه نگاه کرد که آیا صرفاً این گروه برای نظام مفید است. عیناً ثابت شده است که این جریان اصلاً مفید نبوده و عملاً به ضرر نظام تمام شده است. ما سعی کردیم که یک جریان را حذف کنیم و در نتیجه میتوانیم بگوییم یک جریان یک قطبی ایجاد کردیم که این جریان یک قطبی نمیتواند چتر خود را بر سر همهی مردم برافراشته کند. بنابراین مردم و اصلاحطلبان طبعاً از فضای موجود و از این روند ناراضی هستند. به هر صورت احساس میکنیم که این روند به صلاح نظام و مملکت نیست و امیدواریم که سران نظام به وجه اشتراکی دست یابند که نتیجهی آن به نفع نظام، ملت و مردم باشد. اصلاحطلبان چه بخواهند و چه نخواهند طیف وسیعی از جامعه به شمار میروند حتا اگر 14 میلیون رأی موسوی را هم در نظر نگیریم و اصلاً کروبی هم رأی نداشت که این یک جفای تاریخی است و قابل بخشش نیست. چطور میتوانیم در دولتی این همه ملت را نادیده بگیریم. تمایل نداشتم تشبیه کنم ولی کشوری مانند افغانستان در همسایگی ما با همهی گرفتاریها چگونه با ملت خود کنار میآید. عبداله عبداله معترض است نه او را گرفتهاند، نه کشتهاند و نه متهم کردهاند. هنوز هم معترض است. ما با این رفتارها چه را میخواهیم نشان بدهیم؟ چه میخواهیم بگوییم؟ من احساس میکنم که اعتراض باید در درون خود نظام باشد و به اعتراض در بدنهی ملت نیز معتقد نیستیم. نخبگان نطام از تمام طیفها باید بنشینند و رویکرد جدیدی را ایجاد کنند. اعتقاد من این است که اصلاحطلبان و اصولگرایان باید مشکل خود را به صورت دموکراتیک حل کنند و به برادر دیگر خود حق دهند که تنفس کند، اعتراض کند و اگر اعتراضی است پشت آن اتهام نباشد. توصیهی من به نیروهای اصلاحطلب این استان در این شرایط این است که حتماً همدیگر را پیدا کنند، اختلافات و برخوردهای زماندار را کنار گذاشته و تا جایی که امکان دارد چراغ سبزهایی به قدرتمندان نشان دهند که این رفتارها درست نیست. اگر نتیجهای حاصل نشد نشستهای درازمدت برای حل مشکلاتشان برگزار کنند. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه