![]() |
||||
|
|
||||
|
نوبل؛ یک واقعیت انسانیهفته گذشته یادداشتی در مورد جایزه صلح نوبل در هفتهنامه نصیر بوشهر منتشر شده بود که نویسنده محترم با یک دیدگاه مارکسیستی و ضدامپریالیستی و با موضعگیری چپ تلاش کرده بود به نقد کارکرد مهم و تأثیرگذار اهدای هر ساله جایزه صلح نوبل پرداخته و آن را به زیر سئوال ببرد. گرچه نیت و هدف نویسنده خیرخواهانه و انسانگرا بود، اما واقعیت آمریکا و جایزه صلح به این سهولت در یک کلیت نمیگنجد و میتوان از چندین منظر دیگر نیز به این دو مقوله پرداخت: در ظاهر قضیه این مقاله به دو دلیلِ 1. آزمایش علمی وجود آب بر روی کره ماه 2. اهدای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا نوشته شده بود. در این یادداشت تلاش بر این است که تا حدودی به دلایل ارائه شده توسط نویسنده محترم پاسخ داده شود:
1. ماه بمباران نشده، بلکه یک موشک دوتکه به سمت ماه گسیل داده شده و یک بخش آن به سطح ماه برخورد کرده تا از انفجار رخ داده بر سطح ماه و پرتاب تکههای ماه به بخش دوم که مجهز به سنسورهای حساس میباشد، به بررسی این موضوع پرداخته شود که آیا بر سطح ماه آب وجود دارد؟ این نوع آزمایشهای علمی در کنکاش و تلاش برای یافتن حیات بر سایر سیارات و اقمار میباشد و یافتن آب میتواند گام اول در این راه باشد. بر همین اساس، نمیتوان آزمایشات علمی را اینگونه نگریست و در واقع، این آزمایشات در راستای آرزوهای دیرینه انسان برای کشف حیات در سیارات دیگر است. انواع داستانهای علمی و تخیلی و فیلمهای سینمایی ژانر علمی تخیلی از جمله ET و بشقابپرندهها در چارچوب همین آرزوی بشری ساخته شدهاند. همچنین این آزمایشاتِ علمی، کارکردهای انسانی و فلسفی دارند و میتوان نتایج آن را به پرسشهای انسانی و تاریخی انسان در خصوص حیات در دیگر نقاط کهکشان نیز پیوند داد. در ضمن یافتن حیات بر سیارات دیگر میتواند در بسیاری جهانبینیهای ما تأثیر بگذارد و... 2. در زمانهای که تهدیدات میلیتاریستی و جنگطلبانهی خشونتبار دار و دستهی نئومحافظهکاران آمریکایی علیه تهدیدات تروریستی، جهان را با یک وضعیت جنگی و خشن خاص روبهرو ساخته است. در عصری که تروریستها، جنگ را مشروعیت میبخشند و برعکس! مردی در آمریکا شعار امید و صلح سر داد و گفتمان جنگ را با گفتمان صلح تعویض نمود. اوباما بود. او با صلح بود. او با اقلیتها بود. او با محذوفین بود و او امید میداد. باراک اوباما، نخستین رئیس جمهور رنگینپوست امریکا، صدای پلورالیسم، دموکراسی و لیبرالیسم انسانگرایی شد+ که با جذب آراء آمریکاییان، بار دیگر ناقوس جنگ را خموشی داد و آرشه را بر ساز صلح نواخت. باراک اوباما دیپلماسی را جایگزین جنگ نمود و مهربانی را با خشونت تعویض کرد. باراک اوباما، در زمان انتخابات، روح امید را به جامعهی امریکایی و جهان تزریق کرد و برنامههای انسانی مثبتی در جهت رفع خشونت و جنگ ارائه کرد. اما این تمام واقعیت نبود... او اگرچه اولین دستور ریاست جمهوری خود را تعطیلی گوانتانامو، این نماد شکنجه و زشتی اعلام نمود، اما برای تعطیلی گوانتانامو، او با مشکل حقوقی خاص در نظام حقوقی و قانونی آمریکا روبهرو شد و اتفاقات پس از انتخابات دهم فضا را به گونهای رقم زد که مردم ایران، دیپلماسی گوانتانامو را منتقدانه نگاه کنند و گفتمان کار او را نپسندیدند. او برای مسأله ایران مذاکره بدون قید و شرط را ارائه کرد تا تهدید جای خود را با گفتوگو تعویض نماید. اما اتفاقات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری برای برخورد با او رقم خورد. اوباما پایهریز مذاکرات صلح بین فلسطین و اسراییل شد، اما اسراییلیها بدون درک این مهم با شهرکسازی در راه برنامههای او کارشکنی کردند. انتظار این بود که در یک انتخابات سالم در افغانستان، عبداله عبداله انتخاب شود که در انتخابات تقلبیهای گسترده صورت پذیرفت و در نتیجه بالاخره با فشارهای بسیار انتخابات به دور دوم کشیده شد و همچنین عراق و پاکستان مجدداً با خشونتهای بیشتر روبهرو شدند و ... با تمامی این اتفاقات "اوباما" هرگز رفتار بوش جنگطلب را سرلوحهی تصمیمات خود قرار نداد ولی قاطعانه در برابر تروریسم نیز ایستاد. آمریکا یک کلیت نیست و نمیتوان اوباما را با بوش یکی پنداشت. اگر این فرض را قبول کنیم، مثل این است که خاتمی و کروبی و میرحسین را با احمدینژاد، جنتی و شریعتمداری یکی پنداریم و یا سعید حجاریان را مثل سردار رادان فرض نماییم. بر همین اساس میتوان گفت تمامی کارشکنیهای صورت گرفته علیه برنامههای اوباما به ویژه اتفاقات خاورمیانه برنامههای رقیب اوباماست. نئومحافظهکاران جنگطلب شکست خورده در آمریکا به ناچار هدف اصلی خود را ایجاد تشنج و اختلال در برنامههای صلحطلبانه اوباما قرار دادهاند تا بتوانند او را شکست دهند و برای این کار خود، از دوستان خود در خاورمیانه بهره میبرند! از این منظر جایزه صلح نوبل برای اوباما مهمترین کار صلحطلبانه است. جایزه صلح نوبل همچو خون تازه در رگهای این انسان صلحطلب مصمم میتواند نویدبخش امیدها و آرزوهای تازه برای استمرار صلحطلبی در جهان باشد. همچنین، جایزه صلح نوبل یک بازی امپریالیستی نیست. با تحلیلهای چپ و مارکسیستی نمیتوان به یک واقعیت انسانی صلحطلبانه اینگونه نگریست و به تخریب آن اقدام نمود. جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی در راستای حمایت از جنبش اصلاحطلبانه مردم ایران اهدا گردید. در زمانی که بوش و نئومحافظهکاران قصد حمله و تهاجم به ایران بابت ساخت تسلیحات اتمی را داشتند جایزه صلح نوبل به البرادعی رئیس آژانس انرژی اتمی توانست اقتداری به این رئیس دهد تا در برابر فشارهای جنگطلبان مقاومت نماید و… جایزه صلح نوبل بیجهت نیست که به یک گروه فشار به نفع صلح تبدیل شده و سیاستمداران جنگطلب از آن واهمه دارند، زیرا که این جایزه یک موهبت بزرگ و یک واقعیت باارزش انسانی است. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه