![]() |
||||
|
|
||||
|
گزارشی از پاساژگردی جوانان بوشهری؛ پاساژگردی؛ تفریح یا کمبود امکانات؟!سکانس پنجم/ خیابان باغ زهرا، کتاب شهر ایران
اولین قدم این سکانس زمانی اتفاق افتاد که پس از انتخاب سوژه ام به فکر گفت و گو با روزنامه نگاری تحلیل گر در حوزه مسائل اجتماعی افتادم. کسی که مشکلات نسل جوان را از نزدیک لمس کرده و بتواند آن را حلاجی کند. تنها کسی که به ذهنم رسید حمید موذنی بود. کسی که بارها به علت نقد مسائل و معضلات اجتماعی، خود مورد نقد قرار گرفته و حتا از تدریس محروم شده است. طی تماسی تلفنی برای ملاقات حضوری و مصاحبه در کتاب شهر ایران قرار می گذاریم. رأس ساعت 18:30 به کتاب شهر می روم. وارد کتاب شهر که می شوم عطر کاغذ نو مشامم را پر می کند. از دور حمید موذنی را می بینم. همزمان که از صف طویل کتاب ها عبور می کنم موسیقی آشنای فیلم پدرخوانده گوشم را نوازش می کند. دیگر به میز حمید موذنی رسیده ام. شروع به صحبت می کنیم، پس از طرح موضوع سئوال هایم را مطرح می کنم و حمید موذنی بدون حاشیه رفتن و صریح پاسخ سئوالاتم را می دهد. به نظر جنابعالی چرا جوانان برای تفریح به مراکز خرید مراجعه و وقت خود را آنجا میگذرانند در حالی که تفریح در پاساژ را به عنوان یک اصل نمیشناسند؟ 1. پرسش عالمانه و آسیبشناختی خوبی کردید. تضاد و تناقضِ رفتار و باور، جزیی اساسی از خصلت ایرانیان است. این ویژگی به دلیل زیست تاریخی در نظامهای بسته و استبدادی، مستحکم و مستمر شده و بر همین اساس در شرایط سخت سیاسی که فشار عرصهی رسمی (دولت) بر جامعه بیشتر میگردد، این خصیصه اجتماعی نیز بیشتر خود را بروز میدهد. جوان ایرانی در عصر رسانهها دیگر نمیتواند باید و نبایدهای نهاد خانواده (پدر) نهاد سیاست (پلیس و …) و نهاد آموزش و پرورش (مدیر و معلم) را بیچون و چرا پذیرا باشد و به همین دلیل موضع گرفته و آنی را میکند که دقیقاً برخلاف خواستههای تحمیلی است. اگر شرایط سیاسی و اجتماعی این چند ساله را برای پاسخ به این پرسش مدنظر قرار دهیم، نمیتوانیم به تحلیل عادی آن بپردازیم چرا که جامعه و بالتبع، جوانان در یک شرایط سخت زیست میکنند و همه قربانی این شرایط سختِ تحمیل شده هستند. اما به لحاظ تاریخی نیز ایرانیان به ناچار و تحت شرایط استبدادی، «ریا» را درونی کردهاند و به همین دلیل رفتار و گفتار و پندارشان در بسیاری اوقات متناقض، متفاوت و متضاداست. مراکز خرید و پاساژها از مهمترین وجوه دنیای مدرناند که در آنها شهروندان با پرسهزنی ضمن تأملات انتقادی به وجوه زیباییشناختی حوزهی عمومی و دموکراتیزاسیون اجتماعی کمکرسانی میکنند. جوانِ ایرانیِ نهی شده از پرسهزنی گرچه با طغیان در برابر پدر خانواده و پدر سیاسی، گاه حتا از پرسهزنی، عبور کرده و با ایجاد مزاحمت خود نیز به نوعی کارکرد مشروع بخش سرکوب خویش را مهیا میسازد اما واقعیت این است که مقاومت در پرسهزنی همانند شیشهای است که با همه قُطر خود بالاخره در برابر سنگ میشکند و فرو میریزد. نظرشما راجع بهگشت ارشاد و تذکر به جوانان به منظورایجادامنیتدرمراکز خریدوسطحشهرچیست؟ ـ کلمات «گشت ارشاد» و «تذکر» هر دو از ویژگیهایِ آمرانه زبانی یک نظام سیاسی بسته و توتالیتر حکایت میکنند. امنیت جامعه بیش از هرچیز متأثر از خصلت شهروندی است. شهروندان بهترین ناظرین عرصهی عمومی هستند و تنها در آنجا که کارکرد اجتماعی شهروندان چه به صورت فردی و چه به صورت کنش نهادهای مدنی کمتوان است از نهاد پلیس به عنوان ضامن اجرایی قانون مدد گرفته میشود. "گشت ارشاد"، در جامعه کارکردی علیه مدنیت و شهروندی دارد. "گشت ارشاد" تهدیدگر حوزهی خصوصی است و کارکرد آن به امنیتزدایی از عرصهی عمومی میانجامد این را به راحتی میتوان در زمان حضور گشت ارشاد در نگاه مضطرب و رفتارهای گریزنده شهروندان مشاهده نمود. گرچه نیروی انتظامی در زمان مدیریت قالیباف متوجه تأثیر منفی عملکرد نیروی انتظامی در بین جامعه و جوانان شد و پاترولهای امر به معروف و نهی از منکر را کنار گذاشت و بنز الگانس که زیباتر است را جایگزین نمود. اما واقعیت این است که در دولت نهم و دهم مجدداً کارکرد الگانسها به پاترولهای سابق تبدیل شد و موجب اضطراب شهروندان را فراهم ساختند. این موضوع حتا درزمان انتخابات دهم ریاست در شعارهای کاندیدا نیز نمود یافت و عملاً دو تن از نامزدهای میانهرو وعده دادند در صورت کسب ریاست جمهوری به حذف گشت ارشاد مبادرت میورزند. این نوع برخوردها با جوانان توسط گشت ارشاد حتا به بلوتوثهای موبایلها نیز رفته و از اقتدار پلیس در جامعه کاسته است. حالا... تو دیگر خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! آیا رسانهی ملی خواستهها و دغدغههای جوانان را برآورده میکند؟ ـ صدا و سیما، متأسفانه رسانه ملی نیست و در اصل رسانهی دولتی است. در صدا و سیما، گفتمان چندصدایی و پلورالیسم وجود ندارد و تنها تکصداییِ گفتمان رسمی تبلیغ میشود. نگاه ارشادی و شعار زدهی سیمای دولتی ایران بیش از آنکه واقعیات اجتماعی را منعکس سازد به تحریف واقعیتها مبادرت نموده و به تحقیر جوانان میپردازد. در صدا و سیمای دولتی بدترین اتفاق یک جوان به کلیت جوانان تعمیم داده میشود. همچنین نگاه اقلیت جوانان همسو با گفتمان رسمی تبلیغ شده و خیل عظیم جامعهی جوان ایرانی مدنظر قرار نمیگیرد. از نظر صدا و سیمای دولتی، گویی جامعهی ایران عاری از هرگونه تکثری است و به همین دلیل تنها به تبلیغ یک سلیقهی اقلیت همسو با نیازهای سیاسی و ایدئولوژیک خود میپردازد و در ضمن به سرکوب و تحقیر سلایق دیگر نیز مبادرت میورزد. حاکمیت به فیلترینگ و حذف دیگر رسانههای اینترنتی و ماهوارهای اقدام نمایند تا صدا و سیما تنها الگوی فرهنگی، سلیقه و صدای موجود در سطح جامعه باشد. تا به حال شنیدهاید که در ایران یک الگوی فرهنگی برای جوانان تعریف شود؟ ـ متأسفانه این موضوع مشکل اصلی جامعه ایرانی است. با تأسف باید گفت در ایران، نه تنها یک الگوی فرهنگی تبلیغ میشود که با فشار بر جامعه تحمیل این الگو بیشتر به چشم میآید. با اینکه در اصل، جامعه باید الگوی فرهنگی موردنیاز خود را ارائه نماید و شهروندان خود نیز به تقویت و تضعیف آن اقدام میکند ولی در ایران، عرصهی رسمی گفتمان تحمیلی خود را بدون چون و چرا ارائه میکند و در نتیجه جامعه در تقابل آن به ضد الگو رو میآورد. الگوی فرهنگی بایستی چه ویژگیهایی داشته باشد؟ ـ الگوی فرهنگی در هر جامعه بر اساس فرهنگ و عرف ملی و همچنین در تعامل با دیگر فرهنگ ها شکل گرفته و به جامعه ارائه میگردد. در کشورهای آزاد این موضوع توسط کمپانیهای مد و مدلها به جامعه معرفی شده ولی در کشورهای بنیادگرا از کمپانیهای مد که خبری نیست، هیچ به سرکوب مد نیز پرداخته میشود. ویژگی اصلی الگوی فرهنگی این است که توسط جامعه ارائه و پذیرفته شود. چرا وقتی از جوانان ایرانی انتقاد میشود، سریع حساسیت به خرج داده وعصبانی میشوند؟ ـ این ویژگی، خاص جوان ایرانی نیست که در اصل، یک خصلت تام ایرانی است. ایرانیان همه انتقادگریزند و نقدناپذیر میباشند. شما اگر دقت کنید حتا منتقدان و روزنامهنگاران ایران نیز که خود در نشریات خویش به نقد همهکس و همهچیز میپردازند در صورت انتقاد با منتقد خود برخورد حذفی میکنند و یا به گونهای عمل میکنند تا منتقد را سر جای خود بنشانند. مسئولان نظام در ایجاد فضایی مفرح وامن برای جوانان چه نقشی دارند؟ ـ کلیت این پرسش نشاندهندهی این است که نقش این مسئولان در این خصوص خیلی پررنگ است. مسئولان اگر به جای دخالت در حوزهی خصوصی و حوزه عمومی، بیشتر به تأمین اجتماعی بپردازند، کار مهمتری انجام دادهاند. بر این اساس شهروند مسئول و نهادهای مدنی قوت گرفته و شکل میگیرد و جامعه امنیت بیشتری پیدا میکند و مسئولان نیز فراغت یافته به امور بهتری میپردازند. این گفت وگو هم به پایان می رسد ولی عطر کاغذ نو همچنان باقی است. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه