![]() |
||||
|
|
||||
|
دیدگاههای صاحبنظران فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی استان در خصوص مشکلات توسعهی همهجانبهی بوشهر؛مشکلات پیش روی استان؛از ساخت تا زیرساخت/مکث: استان بوشهر سالهاست که از وجود مشکلات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بسیاری رنج میبرد. هرچند که این استان از منابع غنی نفتی و درآمدهای ارزی بیشماری برخوردار است ولی عمدهی این مشکلات همواره گریبان استان را گرفته و تنها در بازههای زمانی کوتاه این مشکلات مورد توجه تعدادی از مسئولان قرار گرفته و دوباره به فراموشی سپرد میشوند.
نصیر بوشهر اینبار به بررسی و آسیبشناختی این مشکلات و چرایی عدم پیگیری این مشکلات در درازمدت توسط مسئولان استانی در گفتوگو با صاحبنظران استان میپردازد که هرکدام از آنها با توجه به سوابق کاری و اطلاعات شخصی خویش گزینهای از این مشکلات را برای بررسی انتخاب کردهاند. تحلیلهای آنها از مشکلات بوشهر و راهکارهای پیشنهادیشان را در پی میخوانید: * * * به باور من بوشهر از نظر فرهنگی دارای مشکلات متعدد و گاه پیچیدهای است که بخشی از آنها در کوتاه مدت قابل حل نمیباشد و نیاز به یک عزم ملی و برنامهریزی علمی و همهجانبه دارد. مشکلات فرهنگی بوشهر را به دو دستهی کلان میتوان تقسیم کرد مشکلات ساختاری و درونی و مشکلات بیرونی. در زمینهی داخلی، بوشهر فاقد برخی زیرساختهای فرهنگی است به عنوان نمونه در مرکز استان، ما تالار فرهنگی برای همایش و سمینارهای علمی و هنری بسیار کم داریم، همچنین تأسیسات فرهنگی در زمینهی تولید سینما، هنرهای نمایشی، تجسمی و …دچار مشکلات متعددی میباشد. نقطهی تأسفبار دیگر پراکندگی و بعضاً تعارض مراکز دولتی فرهنگی و جریانات تولیدکننده دانش و فرهنگ در بوشهر میباشد. مثلاً ارشاد اسلامی به هر دلیلی در تعارض با مطبوعات مستقل قرار دارد. مطبوعات مستقل نیز متقابلاً فعالیتهای فرهنگی دولتی را پوشش خبری نمیدهند، از نیروهای فرهنگی و روشنفکر در بوشهر عملاً هیچ حمایتی صورت نمیگیرد. نویسندگان، شاعران و تولیدکنندگان آثار هنری ملجأ و پناهی ندارند و گاه با تعارضهای مضحک سیاسی نیز روبهرو میشوند. میان روشنفکران و اصحاب قلم از یک طرف و مراکز دولتی فرهنگی از طرف دیگر شکاف دوسویه وجود دارد، هر دو به هم بدبین هستند و آتش این معرکه فرهنگ این دیار را میسوزاند. مشکل بسیار اساسی دیگر عدم ارتباط اقتصاد با فرهنگ در بوشهر میباشد. برعکس دیگر شهرها و استانهای همجوار مراکز تولید اقتصادی و صنعتی هیچ گرایشی برای حمایت از کالاهای فرهنگی و یا جریانهای فرهنگی ندارند. مثلاً پارس جنوبی حاضر است میلیاردها ریال خرج تیم شاهین کند اما حاضر نیست پانصد میلیون تومان برای یک پروژهی عظیم فرهنگی که هویتبخش فرهنگ استان میباشد صرف و هزینه نماید. اکثر مراکز فرهنگی دچار کمبود بودجه هستند. دولت محترم نیز ظاهراً مشغولتر از آن است که فکری اساسی برای این کار بکند. علاوه بر مسائل متعدد درونی، بوشهر یک حاشیه در ایران است. همه میدانیم که تهراننگری و تهرانگرایی حرف اول را در ساختار فرهنگی این مملکت میزند به گونهای که امکانات و زیرساختهای فرهنگ تهران برای شهرستانها به یک آمال و آرزوی برآورده ناشده تبدیل شده است. همهچیز و همه کار به تهران ختم میشود. اداره ارشاد شهرستانها اجازه ندارند به روزنامهها و نشریات حق انتشار بدهند و یا مجوز کتاب صادر کنند و یا اجازهی نمایش فیلمهای سینمایی بدهند. همهی این کارها در تهران متمرکز شده به همین دلیل است که یک شهرستانی برای اخذ مجوز کتابش باید بارها به تهران سفر کرده و با تحمل هزینههای گزاف چندین ماه نیز در نوبت بماند. البته من عاقلتر از آن هستم که بپذیرم این مشکلات ساختاری و بنیادی در کوتاهمدت قابل حل میباشد، اما به طور مشخص و عملی سه راه حل معقول را برای تزریق اقتصاد به فرهنگ و پویاسازی امور فرهنگی در سطح استان بوشهر پیشنهاد میکنم: 1. بهتر است استاندار محترم درصد مشخصی را از بودجهی 2 درصد نفت به امور فرهنگی اختصاص بدهد یعنی مثلاً اگر سالانه 10 میلیارد تومان سهم استان بوشهر میباشد، 10 درصد آن را به امور فرهنگی اختصاص بدهند. برای آنکه این بودجه در مسیر واقعیاش صرف شود میتوان شورایی از هنرمندان و منتخبین اهل فرهنگ تشکیل داد تا بر هزینهی این بودجه نظارت نمایند. 2. مراکز اقتصادی چون پارس جنوبی، گمرک، شرکت نفت، اداره بندر و کشتیرانی و …بیشتر باید درگیر با امور فرهنگی شوند و به مطالبات تاریخی و فرهنگی این مردم پاسخ شفاف و معقول بدهند. 3. از تولیدکنندگان فرهنگ به شکل عملی و به دور از شعار و هیاهو و غوغاهای سیاسی حمایت شود، مثلاً صندوق هنرمندان تشکیل شود و این صندوق موظف شود سالانه هزینهی چاپ و انتشار 50 کتاب فاخر در زمینههای تاریخ، جغرافیا، ادبیات، پژوهش، فرهنگ عامه و دیگر قلمروهای فرهنگی را تأمین نماید. میدانم که این حرفها فقط برای خواندن و البته عمل نکردن است اما برای اتمام حجت اینها را گفتیم و به تاریخ میسپاریم. مسئولان محترم فرهنگی، غرور و تاریخ این مردمِ با فرهنگ را در پیچ و خمهای سیاسی و روزمره لطمهدار نکنید. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه