لاوری مدیر مسئول نصیر بوشهر :محدودیتهای ایجاد شده توسط شفیعیِ ارشاد در تاریخ مطبوعات استان سابقه نداشته و ندارد تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است. [ 20/10/1388 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
"بالیوز" انگلیس در بوشهر
قسمت دویست و دوم
مترجم: حسن زنگنه
بوشهر
29 مارس 1908
1ـ انجمن صفا به شورای نمایندگان پیشنهاد کرده است که رئیس خود را انتخاب کنند و آنها میرزا غلامحسین کازرونی را به عنوان رئیس افتخاری برگزیدهاند.
2ـ شورای نمایندگان بخشنامهای به طور تلگرافی صادر کرده دایر بر اینکه در آینده، تا اطلاع ثانوی، تمام تلگرافهای شورا به امضاء Mobtash-am-I-sultanch ، خواهد بود. [ 20/4/1388 ] [ ادامه ] |
|
|
دانشجو مدافع دموکراسیتعریف و تفسیر بسیاری از هویت دانشجو به معنایابی ترکیب دو عبارت «دانش» و «جو» خلاصه میشود، یعنی جوانی که به قصد فراگیری دانش وارد محیط علمی شده و اختصاصاً باید به کسب دانش بپردازد. در این میان عدهای هستند که در واقع تفسیر صحیح دانشجو را میدانند، اما به واسطه ترسی که از جا افتادن تعریف صحیح دانشجو دارند تلاش میکنند دانشجو و تفکر دانشجویی را ختم به کسب دانش کنند تا این محدودیت سد محکمی شود در مقابل هرچه بارورتر شدن تفکر دانشجویی، اما در حقیقت دانشجو و تفکر دانشجویی فراتر از چنین مسائل سادهای است.
دانشجو به عنوان یکی از اصلیترین ارکان جامعه مدنی و عنصری تأثیرگذار در تمامی مسائل جامعه به خصوص مسائل و اتفاقات مدنی و سیاسی است. آنچه به وضوح در چند سال گذشته مشاهده گردیده، تأثیرپذیری جامعه در مسائل مدنی و سیاسی از دانشگاه و اندیشه دانشجویی بسیار بوده است.
دانشجو به عنوان متولی سعادتهای آینده جامعه و به عنوان عنصری حساس که به واسطهی تحریکپذیری بالای جامعه تصمیم و اندیشهاش خیلی سریع به جامعه منتقل میشود باید مورد احترام قرار گیرد. «احترام» عبارتی است که در این چند سال گذشته در مورد این قشر کمترین کاربرد را داشت است. در این چند سال به دفعات و از نقاط مختلف کشورمان دیده شده که توسط افرادی که هویتشان هیچگاه مشخص نشد دانشجویان مورد بیحرمتی و توهین و تعرض قرار گرفته و شخصیت و اندیشهی دانشجو به شدت مورد بیاحترامی قرار گرفته است که این وضعیت به طور مستقیم به میزان کمبود امنیت در محیط دانشگاه مربوط میشود. امنیت در محیط دانشگاهی باید در حدی باشد که دانشجو تمرکز خود را ابتدا به فراگیری دانش و سپس بر تمرین اصل دموکراسی به اشکال مختلف معطوف کند، چنان که تمرین دموکراسی در دانشگاه به عنوان یک جامعه کوچک به دنبال خود تفهیم دموکراسی به جامعه را خواهد داشت. ایجاد محیط ناآرام و متشنج وضع هرگونه آزادی در دانشگاه سبب آن شده که امروزد ر جامعه ما دموکراسی از معنای واقعی خود دور شد و از آن تنها اسمی شکننده و لرزان به جای بماند و سرآمد همه اینها بیحرمتیها و تعرضات آن است که بعد از حوادث انتخابات به واسطهی هرگونه مناسبتی فضای دانشگاه بسته و بستهتر شده و اولین قشری که مورد بیاحترامی و تهدید قرار میگیرد دانشجو باشد، این روزها زبان گشودن و به کار بردن عباراتی همچون دموکراسی و آزادی در دانشگاه از سختترین کارهاست و ضربالمثل زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد در شرایط کنونی به شدت صادق است. اما این وضعیت که باعث عدم پرورش اندیشه و تفکر دانشجو میشود عواقب بسیار خطرناکی در طولانی مدت خواهد داشت که بیتفاوتی و تنبلی افراد برای دخالت در مسائل جامعه و ترس از سخن گفتن و ابراز نظر کردن از کمترین خطراتی است که جامعه را تهدید میکند.
اما با همهی این تهدیدات و توهینها و بیحرمتیها هنوز هم هستند جوانانی که به دانشجو معنای واقعی میبخشند و در مقابل مسائل جامعه بیتفاوت نیستند و در برابر هرگونه بیقانونی و زورگویی محکم و استوار میایستند و برای ایرانی آزاد و سربلند مبارزه میکنند. باشد که پیروز باشند.
|
|
|