![]() |
||||
|
|
||||
|
شفقت و مدیریت وقت گذرانی؟امروزه در بحث مدیریت، استفاده بهینه از زمان، به عنوان یکی از فاکتورهای مهم مدیریتی مطرح شده است.
سوالاتی از قبیل اینکه آیا مدیران تا چـه اندازه برای وقت خود ارزش قائلند؟ آیا از بـرنامه زمـانی مـشخصی برای به انجام رسـانـیـدن کـارهــای خود پیروی می کنند؟ از جمله سوالات مهمی است که در برنامه ریزی زمان باید به آن پاسخ داد. مفهوم مدیریت زمان، مدیریت بر زمان نیست بلکه مدیریت بهینه برنامه ها و فعالیتهایی است که در بستر زمان صورت می پذیرد. حتی با مدیریت زمان هم پی خواهیم برد که نمی توان هر کاری را سر وقت انجام داد، اما برخی از کارها وجود دارند که باید سر وقت انجام شوند و کارهایی هستند که می توان به تاخیر انداخت، بنابراین زمانی می توانیم یک مدیریت زمان ایجاد کنیم که واقعاً بدانیم چه انتظاری از مدیریت خود داریم. برخی از مهمترین مهارتهای مدیریت زمان عبارتند از توانایی و مهارت در برنامه ریزی، تفویض اختیار، سازماندهی، رهبری و کنترل. کنترل زمان و مدیریت بر آن یعنی به اختیار درآوردن بازده زمانی تاثیرگذار بر یک تصمیم و جداکردن آن بازده از قطار زمان، به نحوی که گذر زمان بر آن تصمیم بی اثر شود. لحظه ای که ما توانایی آن را داشته باشیم که تصمیمات مناسبی اتخاذ یا انتخاب کنیم که گذر زمان بر اجرای آنها بی تاثیر باشد؛ دیگر زمان در کنترل ما خواهد بود و مدیریت زمان معنا خواهد داشت. بـــــه دیگر سخن، مدیریت زمان را می توان اینگونه تعریف کرد: تثبیت عامل زمان در تصمیم گیریهای آگاهانه. اگرچه اتخاذ یا انتخاب تصمیمی که به طور مطلق تاثیر زمان را بر آن تصمیم از بین ببرد تقریباً غیرممکن است اما می توان بازه های زمانی متنوعی را ایجاد کرد، در کنترل گرفت و بر آن مدیریت کرد. کارشناسان مدیریت معتقدند که یک عامل بسیار مهم در هر موفقیتی برنامه ریـزی صحیح و پیروی از یک برنامه زمانی مشخص برای نیل بـه اهداف مطلوب می بـاشد. اما آیا به راستی این وضعیت را اکنون در نزد مدیریت استاندار بوشهر شاهد هستیم؟ در مدتی که سردار شفقت استاندار بوشهر بوده است کدام استراتژی مدیریتی را از سوی وی برای توسعه استان بوشهر شاهد بوده ایم. با توجه به مدیریت سردار شفقت آیا نمی توان گفت که وی دچار مدیریت وقت گذرانی شده است؟! اگر نگاهی به کارنامه سردار شفقت در دوره استانداریش در بوشهر بیاندازیم آیا می توانیم عملکرد موفقی را از دل آن بیرون بکشیم؟ یکی از مهمترین برنامههای دولت نهم و دهم سفرهای استانی است که رئیس جمهور و هئیت دولت با حضور در استانها، برنامه های عمرانی و اجرایی خود را مصوب نموده و استانداران موظف به اجرای آنها می باشند. به طریق ساده اینکه موفقیت و یا شکست استانداران در نحوه اجرایی نمودن مصوبات سفر هئیت دولت می تواند شاخص مناسبی برای ارزیابی عملکرد استانداران این دولت باشد. سفر اول هئیت دولت نهم به بوشهر همراه بود با استانداری آقای افراشته و مصوبات بسیار بزرگی که به تصویب رسید و انجام آن بر دوش آقای افراشته و تیم مدیریتی وی گذاشته شد. به گواهی سخنان آقای احمدی نژاد در سفر به بوشهر، نود و پنج درصد از مصوبات دور نخست سفر هئیت دولت به بوشهر در دوره استانداری آقای افراشته عملیاتی شد و از این بابت وی را باید در لیست استانداران موفق از نظر دولت ارزیابی نمود. اما عملیاتی نمودن مصوبات دور دوم سفر هئیت دولت به بوشهر بر عهده سردار شفقت گذاشته شد و وی مامور اجرایی کردن مصوبات دولت گردید. اما متاسفانه به گواهی سخنان نمایندگان استان بوشهر در مجلس، باید عملکرد سردار شفقت را بسیار ضعیف و نزدیک به صفر دانست بطوریکه اعتراض گسترده نمایندگان استان بوشهر را از عدم توجه کافی وی به اجرایی کردن مصوبات سفر هئیت دولت شاهد هستیم و مشخص نیست که چرا وی دلسوزی لازم را برای توسعه استان بوشهر از خود نشان نمی دهد و اهتمام کافی را جهت اجرای مصوبات هئیت دولت ندارد. در حالیکه شاهد عملیاتی شدن نود و پنج درصدی مصوبات سفر اول در زمان استانداری آقای افراشته بودیم, اکنون نمایندگان استان از اجرایی شدن زیر بیست درصدی مصوبات سفر دوم در زمان استانداری سردار شفقت خبر می دهند و این یعنی فاجعه مدیریتی در زمان استانداری سردار شفقت. تاکید نمایندگان و مردم بوشهر بر انتصاب استانداری بومی که دلسوزی کافی را برای توسعه استان بوشهر داشته باشد و بی توجهی رئیس جمهور به این درخواست برحق و انتصاب فردی که هیچ گونه شناختی نسبت به استان بوشهر نداشت و دلسوزی لازم را نیز برای توسعه استان ندارد؛ در اینجا خودش را نشان می دهد که یک استاندار بومی توانسته نود و پنج درصد مصوبات سفر هئیت دولت را عملیاتی کند و یک استاندار غیر بومی حتا بیست درصد از این مصوبات را نتوانسته اجرایی کند. سردار شفقت که مدیریت ضعیف خود را در این مدت نشان داده ولی مردم استان بوشهر از نمایندگان استان انتظار دارند تا بیش از این نگذارند تا چرخ توسعه استان در جاده ضعف مدیریت متوقف شود و در گل و لایی بماند و هر چه زودتر به فکر آوردن یک استاندار قوی بومی که دلسوزی کافی را برای توسعه استان بوشهر داشته باشد، باشند تا استان بوشهر بیش از این ضرر نبیند و دچار خسران نگردد. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه